تبليغاتX
صفحات انتظار در فراق گل نرگس

ويژگي اهل دنيا در حديث معراج: 1-زياد مي‌خوابند -:-:-:- 2-زياد مي‌خندند -:-:-:- 3-زياد مي‌خورند -:-:-:- 4-زياد خشمگين مي‌شوند -:-:-:- 5-کمتر راضي مي‌شوند -:-:-:- 6-از کساني که نسبت به آنها اسائ? ادب کرده‌اند عذرخواهي نمي‌کنند -:-:-:- 7-اگر کسي از آنها عذرخواهي نمود، عذر او را نمي‌پذيرند -:-:-:- 8-هنگام اطاعت کسل و بي‌نشاط‌ند -:-:-:- 9-هنگام معصيت شجاع و جسورند -:-:-:- 10-آرزوهاي طول و دراز دارند، در حاليکه مدت عمر آنها کوتاه، و اجل آنها نزديک است -:-:-:- 11-محاسب? نفس ندارند -:-:-:- 12-کمتر فکر مي‌کنند -:-:-:- 13-زياد سخن مي‌گويند -:-:-:- 14-کمتر مي‌ترسند -:-:-:- 15-هنگام غذا بيش از حد شادمان مي‌شوند -:-:-:- 16-در نعمت‌ها اهل شکر نيستند -:-:-:- 17-در بلاها صبر نمي‌کنند -:-:-:- 18-خوبي‌هاي زياد مردم را با ديد حقارت مي‌نگرند -:-:-:- 19-حتّي نسبت به کارهايي که انجام نداده‌اند، ادّعا دارند -:-:-:- 20-آنچه را که ندارند، ادّعا مي‌کنند -:-:-:- 21-دائم از بدي‌هاي مردم سخن مي‌گويند. ....::::دعاي حضرت فاطمه زهرا در تعقيب نماز عشا::::..... «بارالها رحم کن زمين‌خوردنم را هنگام مرگ، و فراق دوستان و تنهايي‌ام را هنگام جاي گرفتن در قبر، و غربتم را در روز قيامت، و نيازم را در آن‌هنگام که براي حسابرسي در پيشگاهت قرار مي گيرم.»
شنبه شانزدهم آبان 1388
(24) آیا «ترین‌ها» را می‌شناسید!؟ (بخش اول)

«بسم الله الرحمن الرحيم»

 

از امام صادق (عليه السّلام) روايت شده است كه فرمود: پدرم از پدرش از جدّش رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) روايت كرده كه آن حضرت فرموده است:

 

- عابدترين مردم كسى است كه واجبات را بپا دارد.

- سخى‏ترين مردم كسى است كه زكات مالش را بپردازد.

- زاهدترين مردم كسى است كه از حرام دورى ورزد.

- با تقواترين مردم كسى است كه حقّ را بگويد. چه به نفعش و چه به ضررش باشد.

- عادل‌ترين مردم كسى است كه آنچه براى خود مى‏پسندد براى ديگران هم بپسندد، و آنچه براى خود نمى‏پسندد، براى ديگران نيز نپسندد.

- زيرك‏ترين مردم كسى است كه زياد به ياد مرگ باشد.

- و غبطه خورنده‏ترين مردم كسى است كه در دنيا، [خودش را] از عقاب الهى، ايمن بداند و [از عمل ناكرده‏] اميد به ثواب داشته باشد.

- غافل‌ترين مردم كسى است كه از تغيير و دگرگونى دنيا، پند نگرفته باشد.

- بزرگترين مردم در دنيا از جهت عظمت، كسى است كه دنيا نزد او عظمتى نداشته باشد.

- و عالم‌ترين مردم كسى است كه علم و دانش مردم را با علم و دانش خود، جمع نمايد.

و این حدیث ادامه دارد...

یا صاحب الزمان عجل علی ظهورک
برای مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی اینجا کلیک کنید. 

باز گرد ای بغض صحرا گرد من           باز گــــرما ده به بیت ســـرد من

ای که عمــــق انتــــــظارات منی           ای که پشــــت استعـــــارات منی

من شب ظلمــانی استم تــار تــار           انتظـــــارم  انتظــــارم  انتـظــــار

منتظـــر بودن عبادت کردن است           با خیال دوست عادت کردن است

قبـــلۀ صحـــرانشین این کـویــــر           بـال زخــــم سجـــاده‌هایم را بگیر

با تو کبری در خضوعم مانده است        چار رکعت در رکوعـــم مانده است

تشنــــگی از پـــای درآورده مـــرا         آب، پشت سدّ جــــوعم مانده است

سجده‌ام سر می‌کشد از روی مهـــر        غصّه بر دوش خضوعم مانده است

واجــــــباتم شد شهیــــد مســـتحـب         اصل، در چـــاه فروعم مانده است

ای نمی‌دانم، کجــایی!؟ کیستـــی!؟          ای فراتر از چـــرایی، چیستــــی!

در غیــــابت آب را گِـــــل کرده‌اند           مــــوج را مدیون ساحــل کرده‌اند

خاک در دست کسوف افتاده است          آسمان هم در خسوف افتاده است

آه ای خـــورشیـــد روز رهـــگذر           ای پنــــــاه ســــایه‌های در به در

بی‌تو ما دل‌شــــوره‌های بینـــــوا            بر کدامین جـــاده یابیـــم إلتجــــا

من دعای عهـــــد میخوانم بیــــا            بر سر این وعــــده می‌مانم بیــا

با تجـــــلّی‌های پر هیبـــت بیــــا            از میـــان پــــردۀ غیبــــت بیــــا

آن که عمری گشته در دنبال تو             بـاز می‌آیـــد به استقبــــال تــــو

 

التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 14:23 توسط عبد عاصی.
جمعه هشتم آبان 1388
(23) صفات و حالات مردم آخرالزمان

«بسم الله الرحمن الرحيم»

 

اصبغ‌بن‌نباته گويد: اميرالمؤمنين(عليه السّلام) فرمود:

زمانى بر مردم مى‌آيد كه عمل زشت، برترى (كامل) پيدا كند و خودسازى نمود جلوه‌گرى نمايد.

 

پرده از روى محرّمات برداشته شود، زنا آشكار مى‌گردد و مال يتيمان را حلال دانسته مى‌خورند، كم‌فروشى می‌نمايند و شراب را به جاى آب انگور حلال می‌دانند؛ و رشوه را به عنوان هديه حلال شمرند؛ خيانت در امانت را جايز مى‌دانند، مردها شبيه به زن‌ها و زن‌ها شبيه به مردها شوند. (در لباس، يا همجنس‌گرائى؛ با اينكه پيامبر خدا (صلّى الله عليه وآله وسلم) لعنت فرمود مردانى كه شبيه زن‌ها و زنانى كه شبيه مردها شوند).

به حدود و احكام نماز اعتنا نمى‌كنند؛ در آن زمان براى غير خدا (سياحت، تجارت، ريا، سياست و غيره) حج كنند.

 

در آن زمان گاهى ماه شب اوّل، آنقدر بزرگ ديده شود كه به نظر دوشب آيد و گاهى در شب اوّل ديده نشود، پس چون ماه ديده نشود روز اوّل ماه رمضان را روزه نگيرند و روز عيدفطر را روزه بگيرند.

 

در آن زمان مراقب باشيد؛ مراقب باشيد؛

 

مبادا خداوند ناگهان انتقام گيرد؛ همانا در پس آن زمان، مرگ سريع و عجيبى خواهد بود، به گونه‌اى كه شخص، هنگام صبح سالم است و شب به خاك سپرده مى‌شود، شب زنده است و صبح مُرده.

در آن زمان پيش از آنكه به بيمارى مرگ مبتلا شوند، واجب است وصيّت خود را بكنند؛ و نماز را در اوّل وقت به‌جا آورند، مبادا تا آخر وقت اجل مهلت ندهد.

 

هر كدام از شما كه آن زمان را درك كند، شب نخوابد مگر با طهارت (وضو) و اگر بتواند در تمام احوال با طهارت باشد، انجام دهد. زيرا نمى‌داند ملك الموت چه وقت به سراغ او مى‌آيد.

 

من شما را ترساندم اگر بترسید!
و فهماندم اگر بفهميد!
و پند دادم اگر پند بگيريد!

 

در نهان و آشكار از خدا بترسيد و (سعى كنيد) مسلمان بميرید!
چه هر كس غير از اسلام، دينى قبول كند، از او پذيرفته نخواهد شد و در آخرت از زيان‌كاران است.

 (بحار الانوار، ج 96)

 

التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 0:0 توسط عبد عاصی.
جمعه یکم آبان 1388
(22) فتنۀ آخر الزمان از دیدگاه امام علی(ع)

«بسم الله الرحمن الرحيم»

 فتنه چون شتری مست....

اميرالمؤمنين(علیه‌السلام) در يكى از سخنان حكيمانۀ خود، جهت راهنمائى مردم به هنگام وقوع فتنه و آشوب‌هاى دينى مشكوك، پس از آنكه به مردم سفارش مى‌فرمايد كه در فتنه‌ها كاملاً دقت كنید تا مطلب بر شما روشن گردد و مراقب باشيد تا به هيچ طرف قدمى برنداريد كه رهبر و پيرو هر دو مسئول هستند، به فتنۀ بزرگ آخرالزمان پرداخته مى‌فرمايند:

پس از اين مقدمات، فتنه‌اى تكان‌دهنده پيدا شود كه خردكننده و پرشتاب است؛ دل‌هاى مستقيم منحرف گردد و مردان سالم گمراه شوند.

هنگام روى‌آوردن آن فتنه، خواهش‌هاى نفسانى مختلف شوند (مردم به خاطر اختلاف‌سليقه‌ها و آراء نفسانى و هوى و هوس، با يكديگر اختلاف پيدا مى‌كنند!) و در زمان پيدايش انقلاب، آراء مشتبه شود، هر كه از آن فتنه اطاعت كند هلاك شود و هر كه سعايت و بدبينى پيشه كند (بر عليه آن حرف زند) او را خرد كرده نابود سازد.

در آن دگرگونی‌ها مردم چون گلۀ خرهاى وحشى (گورخرها) يكديگر را گاز بگيرند و ريسمان محكم (دين يا وحدت جامعه) متزلزل گردد؛ و حقيقت پوشيده گردد (حق و باطل معلوم نشود) در آن فتنه سخنان و اعمال درست اندك گردد؛ ستمگران به سخنرانى پردازند؛ آن انقلاب، صحرانشينان را با آهن دهانه خود بكوبد و با سينه‌اش آن را خرد كند. (سلطه او همه‌جا گسترده شود)

آنها كه خود را از گرد و غبار آن فتنه دور مى‌كنند و به تنهائى حركت مى‌كنند از بين مى‌روند، در راه مبارزه با آن فتنه، سواركاران (دليران) هلاك شوند.

آن فتنه با تلخى قضا و قدر همراه و وارد شده خون‌هاى تازه و پاك را بدوشد و در نشانه‌هاى دين رخنه كند، و اعتقادات مردم را تغيير دهد.

خردمندان از آن فتنۀ تاريك مى‌گريزند و بدخواهان براى آن نقشه مى‌كشند، آن فتنۀ تاريك رعد و برقى دارد و در آن پيوند خويشى بگسلد و خويشان از هم جدا شوند و اسلام از آن بركنار است، هر كه از آن بركنار است، هر كه از آن بيزار باشد بيمار است (دچار سختيهايى مى‌شود) و هر كه از آن كوچ كند وامانده است. (راه چاره‌اى ندارد.)

منبع: نهج البلاغة؛ پیشگویی‌های امیرالمؤمنین (ع)، سید محمد نجفی یزدی 

التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 0:0 توسط عبد عاصی.
شنبه بیست و پنجم مهر 1388
(21) همۀ شیعیان اهل بهشتند!

«بسم الله الرحمن الرحيم»

از صفوان جمّال، روایت شده است که گفت: خدمت امام صادق (علیه السلام) شرفیاب شدم و عرض کردم: فدای شما گردم؛ شنیده‌ام که فرموده‌اید، شیعیان ما، همه اهل بهشت هستند؛ حال آنکه در میان شیعیان، گروهی هستند که گناه می‌کنند، و اعمال بسیار زشتی مرتکب می‌شوند، و شراب می‌خورند و اهل دنیا و خوش‌گذرانی هستند.

فرمود: بلی! همۀ آنها اهل بهشت هستند و هیچ‌کدام از آنها که گفتی، از دنیا نمی‌رود تا اینکه گرفتار بیماری روحی یا جسمی، یا بدهی یا همسایۀ مردم‌آزار و یا همسر بداخلاق شود، و اگر به اینها که گفته شد مبتلا نشود، خدا جان‌کندن او را سخت می‌گرداند تا کفّارۀ گناهان او شود و از دنیا بدون گناه بیرون رود.

منبع: الروضة فی الفضائل: ح 185، بحار الانوار: 68/114 ح 33

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 
برای مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی اینجا کلیک کنید.

تمام حاجـت مجنـــون، اشـــــارۀ لیـــلاست

اگر چه در دل لیــــلا همیــــشه ناپیــداست

تمام رنـــــج محـبت به خاطـــــر یــــار است

همیشه در غم یار است آنکه خاطرخواست

ترنـــج و دست چه حاجت به آن مکانی که

هزار یوسف مصری خـدای یوســـف ماست

فضـای صحــن دل من مسیـــر یـارم نیست

اگرچه راه عبـــــورش همیشه از دل‌هاست

غــم ظـــهور نخوردم، حضــــور هم گم شد

ز فیـــض بهــره نبردم اگرچه او اینـــجاست

ز فـــــرط معصیـــت مــا، حبیـب تنـــها شد

دلیل هجـــرتِ آن باوفـــا ز غفـــلت ماست

منبع: (رازهای کمال، هاشمی)

التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 15:16 توسط عبد عاصی.
جمعه هفدهم مهر 1388
(20) بشارتی بزرگ برای محبّین ائمه(ع)

«بسم الله الرحمن الرحيم»

علی بن اسباط در کتاب نوادر، از عبید بن زراره و ابوعمر، و کشّی در کتابش از عبید بن زراره نقل کرده‌اند که:

خدمت امام صادق (علیه السلام) شرفیاب شدم و ابوعباس نزد آن حضرت بود.

عرض کردم: شخصی بنی‌امیّه را دوست دارد، آبا او با آنهاست؟

فرمود: بلی!

عرض کردم: شخصی شما را دوست دارد، آیا او با شماست؟

فرمود: بلی!

عرض کردم: اگرچه زنا کند و اگرچه دزدی کند؟

می‌گوید: امام به ابوعباس نگاه کرد و همین‌که غفلتی از او مشاهده کرد، با اشارۀ سر به من فرمود: بلی!

منبع: الکشّی: 336 ح 617، بحارالانوار: 68/113 ح 29، نوادر علی بن اسباط: 18

بیا مهدی شب هجران سحر کن
برای مشاهدۀ عکس در اندازۀ ‌واقعی اینجا کلیک کنید.

 

          گفتم شبی به مهــدی، بردی دلم ز دستم

          من منتظر به راهت، شب تا سحر نشستم

                         گفتا: چکـــار بهــــــتر از انتــــظار جانـــــان؟

                         من راه وصــــل خود را بر روی تــــو نبستم

          گفتـــم دلــــــم نــدارد بی‌تو قــــــرار و آرام

          من عُقـــدۀ دلم را امشـــب دگـر گسستم

                         گفتا: حجــــاب وصـلـم باشد هـــــوای نفست

                         گر نفس را شکستی، دستت رسد به دستم

          گفتم: ببخش جـــرمم، ای رحمـــت الهی

          شرمنـــدۀ تو بودم، شرمنــــدۀ تو هستم

                         گفتا: هــــزار نوبت از جــرم تو گذشتــــم

                         پــروندۀ تو دیدم، چشــــمان خود ببستم

          گفتا: مبــاش نـــومیـد از خـــانۀ امیــــدم

          من کی دل محبّ شـرمنده را شکستم؟

(سیدحسین هاشمی‌نژاد)

التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 0:0 توسط عبد عاصی.
جمعه دهم مهر 1388
(19) شکر نعمت وجود امام چیست؟

«بسم الله الرحمن الرحيم»

امام صادق (علیه‌السلام) فرمود:

خدای عزوجل به موسی (علیه السلام) وحی فرمود: ای موسی، شکر مرا، آنچنان که شایسته است، به جای آور.

موسی (علیه‌السلام) پاسخ داد: پروردگارا؛ چگونه شکر تو را چنانچه شایسته است، به جای آورم، در حالی‌که شکر گزاردن من، نعمتی‌ست که تو به من بخشیده‌ای؟

خدای تعالی فرمود: اکنون شکر مرا به جای آوردی که دانستی آن نعمت از جانب من است.

 

بله! شکر نعمت، نعمت دیگه‌ایه که شکرش بر بندگان واجبه؛ پس منتها شکر نعمت خدا، اقرار به عجز و ناتوانی از ادای شکر اوست.

امّا انسان برای ادای شکر، باید اول نعمات خداوند رو بشناسه و اهمیت و ارزش اون‌ها رو بدونه.

یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌هایی که خداوند به انسان‌ها عطا کرده، نعمت وجود امام و ولایته. وظیفۀ ما هم، در وهلۀ اول، نسبت به مسألۀ امامت، همین شناخته. پس باید سعی کنیم نسبت به وجود نازنین امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) شناخت پیدا کنیم و اهمیت و جایگاه امام رو بشناسیم. بعد میتونیم شکر نعمت رو به جای بیاریم و الّا اگه نعمت مجهول بمونه، انسان توفیق شکر اونو پیدا نمیکنه.

بعد از شناخت، نوبت به شکر میرسه و شكر نعمت امامت، فرمان بردن از امر و نهى امام (عليه‏السلام) و عشق به اوست.

شكر نعمت عمر، به اين است كه اين گوهر گرانبها خرج طاعت حق گردد و شكر بدن، عبادت حق و خدمت به خلق، و شكر مال ، از حلال به‏دست آوردن و در حلال و خير خرج كردن، و شكر نعمت امامت، فرمان بردن از امر و نهى امام (علیه السلام) و عشق به اوست.

ابى حمزه گويد: از امام باقر (علیه السلام) پرسيدم: امام چه حقّى بر مردم دارد؟ فرمود: حق وى اين است كه از او بشنوند و فرمان برند.             (اصول كافى-ترجمه كمره‏اى، ج‏3، ص: 141)

إن‌شاءالله خداوند همۀ ما رو قدردان نعمات خودش قرار بده و توفیق شکرش رو بهمون عنایت کنه.

آمین یا رب العالمین

التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 15:42 توسط عبد عاصی.
شنبه بیست و یکم شهریور 1388
(16) بیا عاشقی را رعایت کنیم...

«بسم الله الرحمن الرحيم»

 

دعای روز 23 ماه مبارک رمضان 

 پروردگارا...

در اين روز درهاى فضل و كرمت را به روى من بگشا...
و بر من بركاتت را نازل فرما...
و مرا بر موجبات رضا و خوشنوديت موفقم بدار...
و در وسط بهشت‏هايت مرا مسكن ده...
اى پذيرندۀ دعاى
پريشانان و مضطرین...

   

 

تمام عبادات ما عـــــادت است       به بی عادتی کاش عادت کنیم

 

چه اشکال دارد پس از هر نماز       دو رکعت گلی را عبـــادت کنیم

 

به هنـــــگام نیت برای نـــــماز       به آلاله ها قصــــد قـــربت کنیم

 

چه اشکال دارد که در هر قنوت       دمی بشـنو از نی حکایت کنیم

 

چه اشـــــــکال دارد در آیینه‌ها       جـــمال خــــدا را زیــــارت کنیـم

 

مگر موج دریا ز دریـــا جداست       چرا بر یکی حکــم کسرت کنیم

 

پراکندگی حاصل کسرت است       بیایید تمـــــرین وحـــــدت کنیم

 

وجود تو چون عین ماهیت است       چــرا بـاز بحـــث اصالـــت کنیم

 

اگر عشق خود علت اصلی است       چرا بحث معلــول و علـت کنیم

 

بیا جیب احســـاس و اندیشه را       پر از نقل مهــر و محــبت کنیم

 

پر از گلشن راز از عقـــل ســـرخ       پر از کیـــمیای سعــــادت کنیم

 

بیایید عیـــن عیــــن القــــــضات       میان دل و دیــن قضـــاوت کنیم

 

اگـــر ســنت اوســت نــــو آوری       نگاهی هم از نو به سنت کنیم

 

مگو کهنه شد رسم عهد الست       بیایید تجـــدید بیــــعت کنیـــــم

 

بــــرادر چه شد رســـم اخوانیه       بیــا یاد اهــل اخـــــوت کنیــــم

 

      بگو قافیه سست بیا نادرست       همین‌بس‌که ما ساده صحبت‌کنیم

 

خــدایـــــا دلی آفـــتـــابی بــده      که از بـــاغ  گــل‌ها حمایت کنیم

 

رعایت کنیم عاشقی را که گفت      بیا عاشــقی را رعــــایت کنیم

(قیصر امین‌پور)

التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 20:13 توسط عبد عاصی.
جمعه سیزدهم شهریور 1388
(15) محبوب‌ترین‌ها نزد خداوند

«بسم الله الرحمن الرحيم»

چیست این دل‌شوره‌های بیکران

 

پشت کاشی‌های سبــــز جمکران

 

کِشتی امیــــــد در گِـــل تا به کِی

 

بانگِ «اللــهم عجـّــل» تا به کِی

 

تا به کِی از داغ هجـران تو صبر

 

جلوه کن ای آفـــــتابِ پشت ابـــر

السلام علیک یا حسن بن علی علیه السلام

ثمالى از امام سجاد (عليه السّلام) روايت كرده كه فرمود:

دو گام در نزد خداوند از همه گامها محبوب‏تر مى‏باشند:
گامى كه مؤمن در راه خداوند برمى‏دارد؛
و گامى كه بطرف صلۀ ارحام برداشته می‌شود، در حالى كه آن رحم با او قطع ارتباط كرده باشد.

در نزد خداوند دو جرعه از همه جرعه‏ها محبوب‏تر مى‏باشند:
 اول آن است كه مؤمنى خشم خود را با حلم فرو نشاند؛
دوم مؤمنى كه با صبر مصيبت‏ها را زائل گرداند.

 در نزد خداوند دو قطره از همه قطره‏ها محبوب‏تر هستند:
قطره خونى كه در راه خداوند ريخته گردد؛
و قطره اشكى كه در دل شب از ديده‏اى بريزد، و براى خدا باشد.

منبع: الإيمان و الكفر بحار الانوار، ج‏1، ص: 508

میلاد با سعادت امام حسن مجتبی علیه السلام مبارک و فرخنده باد.

التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 23:30 توسط عبد عاصی.
یکشنبه هشتم شهریور 1388
(14) نسیم نرگس‌ات پر کرد ایوان شمالی را

«بسم الله الرحمن الرحيم»

 

السلام علیک یا اباصالح المهدی

 

یک هفته انتظار دیگر سر آمد!

امّا هنوز چشمان‌مان بر پیچ جاده، چشم به راه نشسته...
ولی این‌بار فرق می‌کند!


یوسف زهرا... چه می‌شود اگر در این ماه خدا، چشمان روزه‌دار ما با دیدن روی تو افطار کنند...؟

و شیرینی نگاه تو بر کام  ما بنشیند...؟

 

آقاجان... ما هنوز منتظریم!

به این امید که دیگر این جمعه، ندای تو هنگامی که بر دیوار کعبه تکیه زده‌ای، اذان افطارمان شود و دیدار رویت نصیب‌مان و  نور نگاهت رزق سفرۀ دل‌هایمان......

 

به پایت ریختم انـــــدوه یک دریـــــــا زلالی را

بلـــور اشــــک‌ها در کاســۀ مــاه هـــلالی را

 

چمن آیینه‌بندان می‌شود صبـــحی که بازآیی

بهارا ! فــرش راهت می‌کنم گل‌های قالی را

 

نگاهت شمـــع آجین می‌کند جــان غزالان را

غمت عین القضاتی می‌کند عقـــل غزالی را

 

چه جامی می‌دهی تنهایی ما را جلال الدین!

بخـوان و جلــوه‌ای بخشای این روح جلالی را

 

شــهید یوسفستان توام زلــــفی پریشان کن

بخشکان با گـــل لبخندهایت خشــکسالی را

 

سحـــر از یــاس شد لبریز دل‌های جنوبی‌مان

نسیـــم نرگــس‌ات پر کرد ایــوان شمـــالی را

 

افـق‌هایی که خــون‌رنگ‌اند، عصـر جمعۀ مایند

تماشــا می‌کنم با یـــاد تو هر قـــاب خالی را

 

کدامین شانه را سر می‌گذارم وقت جان دادن

کدام آیینه پایــــــانی‌ست این آشفته حالی را

 

تو نــاگاهان می‌آیی مثل این نــاگاه بی‌فرصت

پذیرا باش از این دل‌تنگ، شعــــری ارتجالی را

 

 یا اباصالح المهدی ادرکنی

 

حارث پسر دلهاث آزاد كرده امام رضا (عليه السّلام) گويد: شنيدم حضرت ابا الحسن (عليه السّلام) مى‏فرمود: مؤمن نيست كسى مگر اينكه سه رفتار در او باشد.

 روشى از خدا؛ و سنتى از پيغمبر خدا؛ و آئينى از ولى خدا !

 

اما روشى از خدا، پوشاندن اسرار است. خداوند در قرآن مى‏فرمايد:

«عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً  إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ»
داناى نهان‏ها است. پس آگاه نگرداند كسى را بر نهان خود، جز آنكه را بپسندد. (سورۀ جن، آيۀ 26)

 

و روشى از پيغمبر خدا، مداراى با مردم بود؛ و خداوند پيغمبر خود را با سازش و راه آمدن با مردم سفارش كرد و فرمود:

«خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ»
(گذشت را پيشه گير و به خوبى امر كن و از نادانان روى برگردان. (سورۀ اعراف، آيۀ 199)

 

و اما آئين ولىّ خدا، صبر در سختى‏ها و بلاها است و خدا مى‏فرمايد:

«وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ»
بردباران در پريشانى و رنجورى (سورۀ بقره، آيۀ 177)

 

منبع: صفات الشيعة با ترجمه، ص: 38، حدیث 61

 

التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 13:41 توسط عبد عاصی.
یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388
(13) داستان گنجشک و خدا

«بسم الله الرحمن الرحيم»

... روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت.

فرشتگان هر بار سراغش را از خدا می‌گرفتند.

و خدا هر بار به فرشتگان می‌گفت: می‌آید؛ من تنها کسی هستم که غصه‌هایش را می‌شنود و یگانه قلبی‌ام که دردهایش را در خود نگه می‌دارد.

و سرانجام گنجشک روی شاخه‌ای از درخت دنیا نشست.

فرشتگان چشم به لب‌هایش دوختند،

گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:

با من بگو از آنچه سنگینی سینۀ توست.

گنجشک گفت: لانۀ کوچکی داشتم. آرامگاه خستگی‌هایم بود و سرپناه بی‌کسی‌ام.

تو همان را هم از من گرفتی. این توفان بی‌موقع چه بود؟ چه می‌خواستی از لانۀ محقّرم؟ کجای دنیا را گرفته بود؟...

و سنگینی بغض راه بر کلامش بست.

سکوتی بر عرش طنین‌انداز شد.

فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

خدا گفت: ماری در راه لانه‌ات بود، خواب بودی.

باد را گفتم تا خانه‌ات را وارونه کند. آن‌گاه تو از کمین مار پر گشودی!

گنجشک خیره در خدایی خدا ماند.

خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطۀ محبّتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی پرداختی...

اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.

ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. های های گریه‌هایش ملکوت خدا را پر کرد...

* * *

وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ

و بسا چیزى را خوش ندارید و آن براى شما بهتر است، و بسا چیزى را دوست دارید و آن براى شما بدتر است، و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانید. (سورۀ بقره، آیۀ 216)

منبع: سایت تبیان

التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 18:9 توسط عبد عاصی.
جمعه شانزدهم مرداد 1388
(11) آدینۀ میلاد...

«بسم الله الرحمن الرحيم»

«انّا غير مهملين لمراعاتكم و لا ناسين لذكركم، و لولا ذلك لنزل بكم اللّأواء و اصطلمكم الاعداء فاتقوا الله جل‌جلاله و ظاهرونا...» (احتجاج طبرسى، ج 2، ص 598)

 

 همانا، ما از رعايت حال شما كوتاهى نمى‏كنيم و یاد شما را از از خاطر نبرده‌ایم، که اگر جز این بود، سختي‌ها و گرفتاری‌ها به شما روی می‌آورد و دشمنان شما را ريشه‏كن می‌کردند. پس از خدا بترسید و ما را پشتيبانى كنيد...

 

گل نرگس میلادت مبارک... 
مشاهدۀ تصویر در اندازۀ واقعی

السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه یا صاحب العصر و الزمان ادرکنا

سلام بر عزیزترین آدینۀ سال 1388....!

سلام بر آدینه‌ای عزیز، که پذیرای عزیزترین است...

و سلام بر وعدۀ موعود...

همان وعدۀ نخستین که خاتم پیامبران (صلوات‌الله علیه) ظهورش را مژده داد...

همان که جهان در انتظار اوست...

گل نرگسم سلام!

 

ای بهار دل‌ها...

گمان می‌کردم این‌بار، بزرگترین جشن تولد را برایت خواهم گرفت!

امّا نمی‌دانستم که قرار است خودم دوباره متولد شوم...!

 

یا صاحب الزمان...

...میلادت مبارک...

 

اِلهى لاتَرُدَّ حاجَتى وَ لاتُخَيِّبْ طَمَعى وَ لاتَقْطَعْ مِنْكَ رَجاَّئى وَ اَمَلى

خدايا.. حاجتم را باز مگردان...؛ و طمع‌ام را به نوميدى مكشان...؛ و اميد و آرزويم را از درگاهت قطع مفرما...

 

التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 1:25 توسط عبد عاصی.
جمعه دوم مرداد 1388
(9) آنقَدر در میزنم این خانه را، تا ببینم روی صاحب‌خانه را...

«بسم رب المهدی المنتظر»

 یا بقیه الله

مَن طَلَبَ شَیئاً و جَدَّ، وَجَدَ و مَن قَرَعَ باباً وَ لَجَّ، وَلَجَ.

هر کس دنبال چیزی بگردد، اگر تلاش کند، آن را می‌یابد،
و هر کس دری را بکوبد و سماجت ورزد، آن در به روی او
گشوده می‌شود.

منبع: مصباح الشريعة، ص: 389 و نهج الفصاحة مجموعه كلمات قصار حضرت رسول (ص)، ص: 776 و...

 السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه...

 السلام علیک یا صاحب الزمان...

آقا جون...
جز شرمندگی چی داریم که بگیم...؟

نمی‌دونم چطوری اسم خودمون رو شیعۀ شما گذاشتیم، در حالی‌که هفته‌ای یه بارم، به زور میایم سراغ شما...!؟

نمی‌دونم چطوری ادّعای منتظری شما رو داریم، در حالی‌که شما تو غربت گناهان ماست که دارین به سر می‌برین... اون وقت ما بی‌خیال نشستیم و همش میگیم آقا چرا نمیای!؟

متأسفانه همین حدیث کافیه تا باور کنیم که تلاش‌هامون چقدر آبکی و تو خالیه....

وقتی پیامبر عظیم‌الشأن اسلام (صلوات‌الله‌علیه‌وآله)، با این صراحت فرمودن، اگه دری رو واقعاً بکوبیم، حتماً اون در به رومون باز میشه، پس باید بپذیریم که ما تا حالا واقعاً در خونۀ امام زمان‌مون (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) رو نکوبیدیم....

هرچند خیلی تلخ و دردناکه، ولی باید قبول کنیم که تا حالا برای اقامون هیچ کاری نکردیم...

باید باور کنیم که این به اصطلاح تلاش‌ها و این سماجت‌هامون، جز حرف زودگذری، بیش نبوده....

امام‌مون برای تحقق دولت کریمه و برقراری حکومت عدل روی زمین، نیاز به مرد عمل دارن....

مرد عمل... ایمان و تقوی واقعی... دعای واقعی... خودسازی... خلوص و....

 گل نرگسم...

دعامون کن تا مرد عمل باشیم...

دعامون کن تا دعاهامون واقعی باشه...

دعامون کن تا منتظرت باشیم...

 التماس دعا

ســایۀ  حـــق، بـر ســـر  بنـــده  بــود * * * عاقـــبت  جـوینــــده، یابنـــــده  بـــود
گفت پیغمبــــــر که چون کوبــی  دری
* * * عاقـــبت زان  در بــرون آیــد ســــری

چـون نشـینی بر ســر کـــوی  کســــی * * * عاقــبت بینـــی تـــو هم  روی  کســـی
چون ز چــاهی می‌کَنی هر روز خـاک
* * * عـاقـــبت  انــدر  رســـی  در آب  پا‌ک

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 0:20 توسط عبد عاصی.
جمعه نوزدهم تیر 1388
(7) تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!

«بسم رب المهدی المنتظر»

عن معمّر بن خلّاد قال: ذكر القائم (عليه‏السّلام) عند أبى الحسن الرضا (عليه‏السّلام)
فقال: «أنتم اليوم أرخى بالاًمنكم يومئذٍ»
قالوا: «كيف؟»
قال: «لو قدخرج قائمنا (عليه‏السّلام) لم يكن الاّ العَلَق والعرق، والنوم على السُّروج...»

معمر بن خلاد مى‏گويد: در مجلس امام رضا (عليه‏السّلام) از امام قائم (عليه‏السّلام) يادى به ميان آمد، آن حضرت فرمود:

«شما، امروز [كه امام‏تان قيام نكرده و حكومت را به دست نگرفته] در آسودگى و آسايش بيش‏ترى نسبت به آن روز [كه امام‏تان قيام مى‏كند] قرار داريد.»

از آن حضرت پرسيدند: «چه‏طور چنين است؟»

فرمود: «هنگامى‌كه قائم ما [اهل بيت] خروج كند، چيزى جز عرق ريختن و خون بسته شده‏اى [كه از سختى كار بر پوست دست و صورت ظاهر مى‏شود] و نيز خواب و استراحت بر روى زين اسب‏ها نخواهد بود.»

منبع: امام رضا(ع): بحارالانوار، ج 52، ص 359

آیا واقعاً برای چنین روزی آماده‌ایم...!؟

آیا تا این حد ساخته شدیم...!؟

-:-:- تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل... -:-:-

یا بقیه الله ادرکنی 

تمنای وصال!

خوشا آن سر كه سـوداى تـو دارد -:-:- خوشا آن دل كه غوغــاى تـــو دارد

ملَـك غـیـرت بـرد افــلاك حـسـرت -:-:- جـنــونى را كه شیـــداى تــــو دارد

دلـــم در ســر تــمــنـاى وصـالــت -:-:- ســـرم در دل تـمـاشـاى تــــو دارد

فـرود آیـد بـه جز وصـل تو هیــهات -:-:- سـر شــوریـده ســوداى تــــو دارد

دلـم كـى بـازمـانـد چون به پـــرواز -:-:- هــواى قـــاف عـنـقـــاى تــــو دارد

چو ماهى مى‌طپم بر ساحل‌ هجر -:-:- كه جـانم عشــق در پاى تـــو دارد

دل و جـان را كـنـم مـــأواى آن كـو -:-:- دل و جـان بهـــر مـــأواى تـــو دارد

نـهـم در پـاى آن شـوریـده سر كو -:-:- سـر شـــوریـده در پـــاى تــــو دارد

فــدایـت چـون كـنـم بـپـذیـر جـانـا -:-:- چــرا كایـن ســر تمـنـاى تــــو دارد

چگـونـه تـن زنـد از گـفـت و گـویت -:-:- چو در سر فیض هیــهاى تــو دارد

علامه ملا محسن فیض كاشانی

التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 0:40 توسط عبد عاصی.
جمعه پنجم تیر 1388
(5) عاقبت به خیری...

بسم الله الرحمن الرحيم

 

السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه

آقای مهربونم سلام...!
گل نرگسم سلام...!

مولای من... همیشه وقتی از بالای یه منطقۀ بلندتر، شهر رو زیر پای خودم احساس می‌کردم و عظمت و بزرگی شهر رو با چشام می‌دیدم، با خودم می‌گفتم شهری با این همه وسعت و عظمت، با این همه جمعیتی که تو تک‌تک خونه‌هاش هست، تنها فقط یه گوشۀ کوچیک از این دنیای بزرگه....

دنیایی با این وسعت و این همه جمعیت...

چقدر مسلمون... چقدر شیعه....

آخه چطور ممکنه از ایـــــــن همه جمعیت، 313 نفر یار باوفا برای شما وجود نداشته باشه!؟
این همه آدمای خوب و معتبر دور و برمون!
پس اینا چین!؟
آقای فلانی و خانم فلانی و.... اوووووه! چقدر آدم خوب و مؤمن داریم....

 

هر زمان از اون قسمت شهر رد می‌شدم، این سؤال‌ها تو ذهنم نقش می‌بست...
اصلاً برام قابل هضم نبود! انگار اُبهّت و عظمت شهر، جلو چشمم رو می‌گرفت! اینقدر که تأخیر در ظهور، برام باورکردنی نبود!

اما امروز.....
امروز بعد از مدّت‌ها متوجّه شدم که همه‌چی به این آسونی که فکر می‌کردم نیست...
امروز خوب فهمیدم
غربت یعنی‌چی....
اونم غربت در جایی‌که همه ادّعای دوست داشتنت رو دارن....!؟

آقا جون....
باور کردنش برام خیلی سخته....
آدم‌هایی که تا دیروز همه همراه هم بودیم و در کنار هم....
آدم‌هایی که فکر می‌کردم محکم‌ترین آدمهای دنیان و هیچ وقت دستشون رو از ریسمان الهی کنار نمی‌کشن...

آقا جون خیلی دلم گرفته....
تا دیروز، ورد زبون‌ همه‌مون این بود که، «آقا بیا»... «آقا چرا نمیای»....!؟

اما امروز.....
کاش هیچ وقت امروز رو نمی‌دیدیم....

امروز برام اثبات شد، خیلی از اون آدم‌هایی که دم از امامت و ولایت می‌زدن، وقتی موقع عمل بشه، لنگ میمونن...!
خیلی از کسایی که ادّعای
محبّت و عدالت شما رو دارن، وقتی قرار باشه مال و جان و آبروی خودشون رو فدا کنن، جا می‌زنن....
امروز با تمام وجود دیدم که وقتی پای
عمل می‌رسه، خیلی از کسایی که تا دیروز سردمدار فدا کردن خودشون برای شما بودن، امروز وقتی پای منافع خودشون به میون اومد، همه چیز رو فدای خواست خودشون کردن.....

امروز یاد گرفتم که محبّت امامت و ولایت، فقط به حرف نیست... به عمله!

مهم این نیست که تو روزای خوش شما رو بخونیم و دعوتتون کنیم....
مهم نیست چی می‌گیم و چی ادّعا داریم....

اون موقع‌ها هم وقتی علی(علیه‌السلام) به جنگ شبه‌مسلمانان می‌رفت، دشمنان ولایت، قرآن بر سر نیزه‌ها کردن و خیلی از کسایی که دم از اسلام و ایمان می‌زدن، حتی با بهترین سوابق در راه اسلام، پاشون سست شد و ولیّ خدا رو رها کردن و حتّی رفتن تو سپاه دشمن...

حالا می‌فهمم قرآن ناطق رو ول کردن و قرآن سر نیزه رو چسبیدن، یعنی‌چی....!

حالا می‌فهمم که چرا گفته بودین اگه به اندازۀ آب خوردنی منو واقعاً می‌خواستین، می‌اومدم.....!

حالا می‌فهمم که تا ما خودمون رو برای اومدنت نسازیم، حتّی اگر هم بیای، تنهات می‌ذاریم و می‌ریم تو سپاه دجّال لعنت‌الله‌علیه....................

کافیه از ما بخوای تا همۀ دارایی‌‌ها و اندوخته‌های دنیامون رو بدیم به شما ! تا شما هم بدید به فقرای اون سر دنیا، تو آفریقا و جاهای دیگه.....!
اون وقته که شاکی بشیم و بهتون تُهمت‌های ناروا –کومونیست- بزنیم.....

کافیه که تو دعواهامون، حق رو بدید به طرف مقابل...، اون وقته که دیگه شما هم عادل نیستین....!

کافیه که از ما، جان و مال و آبرو بخوای..... اون وقته که دیگه شما رو هم نمی‌خوایم

کافیه که از کاراتون سر در نیاریم.... اون وقته که حتّی به شما هم شک می‌کنیم..................

آقاجون ما رو ببخش.........

حالا فهمیدم که خودمون رو اونطوری که باید برات می‌ساختیم، نساختیم.......

حالا فهمیدم که ایمان به حرف نیست.... به عمله...!

حالا فهمیدم که چطور میشه یه عدّه‌ای که اصلاً ازشون توقّع نداشتی، نقاب از چهرۀ واقعی‌شون کنار می‌زنن....

حالا فهمیدم که چرا ایمان نگه داشتن در آخرالزمون، مثل نگه داشتن آهن گداخته شده در دست می‌مونه...

حالا فهمیدم که وقتی باوفاترین افرادی که فکر می‌کردی بهترین‌ هستن، تو صف دشمن قرار می‌گیرن یعنی‌چی.....

حالا فهمیدم که وقتی می‌گن، باید به ریسمان الهی چنگ زد و پیرو ولایت بود، یعنی‌چی...

حالا فهمیدم که چرا نباید به خاطر سوابق درخشان، و ظاهر قشنگ و حرفای قشنگ‌تر یه عدّه، پیرو اشخاص باشیم...
نباید افراد دور و برمون رو اینقدر خوب و عالی بدونیم که دنباله‌رو چشم و گوش بسته‌شون بشیم...
حالا فهمیدم که چرا نباید کر و کور بشیم و پیرو اشخاص! باید فقط و فقط پیرو ولایت باشیم.

حالا فهمیدم که وقتی خدا میگه: «برخى از مردم مى‏گويند ما به خدا و روز بازپسين ايمان آورده‏ايم ولى گروندگان راستين نيستند» یعنی‌چی....

حالا فهمیدم وقتی دعا می‌کنیم که خدایا آخر و عاقبت‌مون رو ختم به خیر کن، یعنی‌چی....

خدایا...
بارالها.....
چقدر دلنشین فرمودی: (در مورد ماه رجب، که الان توش هستیم.)

من همنشین کسی هستم که همنشین من است؛

 

من مطیع کسی هستم که مطیع و فرمان‌بردار من است؛

 

من بخشندۀ کسی هستم که تقاضای بخشش کند.

 

ماه، ماه من؛    بنده، بندۀ من؛    و رحمت، رحمت من است!

 

پس هرکس مرا در این ماه بخواند اجابتش می‌کنم؛


و هرکس از من چیزی بخواهد به او عطا می‌کنم؛


و هرکس از من طلب هدایت کند، او را هدایت می‌کنم؛

 

این ماه را رشتۀ پیوندی بین خودم و بندگانم قرار دادم، هرکس بدان چنگ زند به من متصل خواهد شد.

 

منبع: مستدرك الوسائل - الميرزا النوري - ج 7 - ص 535

پس بارالها... به حق بزرگی و جلال و جبروتت...

 به حق رسول و ذریّۀ طاهرینش (صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین) دعای ما را نیز بشنو و اجابت‌مان کن....

﴿رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ﴾

پروردگارا... پس از آنكه ما را هدايت كردى، دل‌هايمان را دست‌خوش انحراف مگردان، و از جانب خود رحمتى بر ما ارزانى دار كه تو خود بخشايشگرى. (آل عمران، آیۀ 8)

خدایا...

ما رو لایق ظهور مولامون قرار بده...

ما رو از سایۀ ولایتش بیرون نبر...

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان

التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 17:12 توسط عبد عاصی.
جمعه بیست و نهم خرداد 1388
(4) ثبت قلبی علی دینک

بسم الله الرحمن الرحيم

 

عبداللَّه بن سنان، یکی از یاران امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند که روزی آن حضرت خطاب به ما فرمود:


 سُتُصِیُبکُم شُبَهةُ فَتَبقُونَ بلا عَلَمٍ یُری ولا اِمامٍ هُدی، لایَنجُو مِنها إلاّ مَن دعا بدُعاءِالغَریقِ.

به زودی شبهه‌ای به شما روی خواهد آورد و شما نه پرچمی خواهید داشت که دیده شود و نه امامی که هدایت کند. تنها کسانی از این شبهه نجات خواهند یافت که «دعای غریق» را بخوانند.

 قُلتُ: وَ کَیفَ دَعاءُ الغَریقِ؟

  گفتم: دعای غریق چگونه است؟

  قال: تَقُولُ: یا اللَّهُ یا رَحمنُ یا رحیمُ یا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثبِّت قَلبِی عَلی دِینکَ.

  فرمود: می‌گویی: ای خدا، ای بخشنده، ای بخشایشگر، ای کسی که قلب‌ها را دگرگون می‌سازی! قلب مرا بر دینت پایدار فرما.

بیایید دستهایمان را بلند کنیم و از خدا بخواهیم که تا ظهور حجتش قلبهای ما را بر صراط مستقیم پایدار بدارد و از درافتادن در امواج فتنه ها و شبهه های آخرالزمان نگهدارد. 

منبع: بحارالانوار، ج92، ص326 

یا اللهُ یا رَحمنُ یا رحیمُ یا مُقلّبُ القُلوبِ

ثبّت قَلبی عَلی دینِک

اللهم احفظ قائدنا

التماس دعا

اللهم احفظ قائدنا

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 21:51 توسط عبد عاصی.
پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388
(3) چو ایران نباشد تن من مباد

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

«بسم الله الرحمن الرحيم»

قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۲۶﴾


(سورۀ آل عمران، آیۀ 26)

بگو بار خدايا تويى كه فرمان‌فرمايى، هر آن كس را كه خواهى فرمان‌روايى بخشى و از هر كه خواهى فرمان‌روايى را باز ستانى و هر كه را خواهى عزت بخشى و هر كه را خواهى خوار گردانى، همه خوبي‌ها به دست توست و تو بر هر چيز توانايى.

چو ایران نباشد تن من مباد. 

خدایا چنان کن سرانجام کار                   تو خشنود باشی و ما رستگار

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 22:0 توسط عبد عاصی.
جمعه پانزدهم خرداد 1388
(2) تاریخ را نباید تکرار کرد...

 «بسم الله الرحمن الرحيم»

 

السلام علیک یا امام العصر و الزمان؛

سلام بر دوستان صفحات انتظار؛

 

نمی‌دونم چرا اتفاقات این روزهای اخیر، منو همش یاد زمان امام علی (علیه‌السلام) می‌ندازه. همون روزهایی که خلافت بر حق‌شون از ایشون سلب شد.

 

وقتی‌ که امّت پیغمبر اسلام (صلوات‌الله‌علیه‌وآله)، بر اساس اختلافات و نظرات سیاسی مختلف ابرقدرت‌های سیاسی زمان‌ خودشون، فرقه فرقه شدن و دل زهرا و علی و فرزندانش، یک به یک بر اثر همون تفرقۀ اولین امّت، خون شد و سقیفه و عاشورا و........ رو به دنبال خودش داشت....

ای امّت شیعۀ پیامبر و علی و زهرا و فرزندانش(صلوات‌الله‌علیه اجمعین)، به یاد بیارید که امروز هم پس از قرن‌ها، اختلاف شیعه و سنی و وجود سایر فرقه‌های مختلف اسلامی، از همون جا آغاز شد.... مبادا ما امّت اسلامی، باز هم با کارهامون دل امام زمان مون رو خون کنیم.....

 

از همۀ مسلمانان و ایرانیان عزیز تمنّا می‌کنم، به خداوندی خدا سوگندشون می‌دم که تعصّب‌ها و عصبیّت‌های اون زمان رو دوباره تکرار نکنن.....

 

مبادا تاریخ را تکرار کنیم.....

بیایید از عبرت‌گیرندگان باشیم....

 

نباید اجازه بدیم اون روزها دوباره تکرار بشه....

برای کسی‌که بخواد قدری تأمل کنه، همین‌قدر بسه...

در خانه اگر کس است، یک حرف بس است....

 

 اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد

 

على بن ابراهيم قمى در تفسير خود از ابو خالد كابلى روايت مي‌كند كه حضرت امام محمد باقر (عليه السّلام) فرمود: به خدا قسم گويا قائم را مي‌نگرم كه تكيه داده است به حجرالأسود، و مردم را به حق خودش سوگند مي‌دهد و مي‌فرمايد: اى مردم هر كس در بارۀ خدا گفتگوئى دارد از من بپرسد كه من از هر كس به خدا نزديك‌ترم...

آن‌گاه به طرف مقام ابراهيم مي‌رود و دو ركعت نماز مي‌گزارد، سپس مجدداً مردم را به حق خودش به امور ياد شده سوگند مي‌دهد! آنگاه حضرت باقر (عليه السّلام) فرمود: به خدا قسم «مضطر» و گرفتارى كه خداوند در آيه: «أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ» فرموده، اوست‏.(بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏52، ص: 316)

 

   

«عطر سيب‏»

وردى بخوان قرار دل بى‏شكيب را

اشكى ببار سنگ مزار غريب را

يك نوبهار اگر بشكوفد لبان تو را

 پر مى‏شود تمام زمين، عطر سيب را

 تنها به اشتياق سلامى گذاشتم

در پشت‏سر هر آنچه فراز و نشيب را

آتش گرفت روح كويرانه‏ام،

زلال روزى بيا و آب بزن اين نهيب را

اين كيست؟ اين كه با دل من حرف مى‏زند

نشنيده‏ايد هيچ صداى عجيب را؟

آرام مى‏شود دل توفانى اى عجب!

خاصيتى است آيۀ امن يجيب را

«آرش شفاعى بجستان‏»

 

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد 

 

پيامبر اكرم‏ (صلى الله عليه وآله وسلم) فرموده است:

 

اُبشّركم بالمهدى يبعث فى امّتى على اختلاف من الناس وزلازل، فيملأ الارض قسطاً وعدلاً بعد ما ملئت ظلماً وجوراً» (بحارالانوار، ج 5، ص 81)

»شما را به ظهور مهدى‏ (عليه السلام) بشارت مى‏دهم كه در هنگامۀ اختلاف و كوبش‏هاى سخت در امّتم پديدار شود و زمين را پس از ظلم و جور، پر از عدل و داد سازد.»

 

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

 

اللهم عجل لوليک الفرج

پی‌نوشت:
خدایا خودت می‌دونی چیا رو دل‌مون سنگینی می‌کنه... خودت هدایت‌مون کن... خودت بهمون رحم کن... خودت دست‌مون رو بگیر و بینشی بده که عبرت گیرنده باشیم.... آمین یا رب العالمین

+ نگاشته شده در 13:8 توسط عبد عاصی.
جمعه یکم خرداد 1388
پنجمین چهلم...! (مضطر)

«بسم الله الرحمن الرحيم»

 

أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ (سورۀ نمل، آیۀ 62)

 

از امام صادق (عليه السّلام) روايت شده كه فرمودند:

 

اين آيه دربارۀ قائم آل محمد(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) ‌نازل شده است. والله، «مضطر» اوست كه در مقام ‏حضرت ابراهيم دو ركعت نماز بگذارد و خدا را بخواند، پروردگار نيز اجابت كند و گرفتارى او را برطرف سازد و آنها را در زمين خليفۀ خود گرداند. (بحار الأنوار، ج‏51، ص: 48)

 

یا حجت بن الحسن العسگری 
مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی

تهذیب نفس، شرط درک خدمت امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)

حجة السلام قدس می‌گوید:

 

«روزی آقا فرمودند: در تهران استاد روحانی‌ای بود که «لُمعَتین» را تدریس می‌کرد، مطلع شد که گاهی از یکی از طلاب و شاگردانش که از لحاظ درس خیلی عالی نبود، کارهایی نسبتاً خارق العاده دیده و شنیده می‌شود.

روزی چاقوی استاد (در زمان گذشته وسیله نوشتن قلم نی بود، و نویسندگان چاقوی کوچک ظریفی برای درست کردن قلم به همراه داشتند) که خیلی به آن علاقه داشت، گم می‌شود و وی هر چه می‌گردد آن را پیدا نمی‌کند و به تصوّر آن‌که بچه هایش برداشته و از بین برده‌اند، نسبت به بچه‌ها و خانواده عصبانی می‌شود، مدتی بدین منوال می‌گذرد و چاقو پیدا نمی‌شود و عصبانیت آقا نیز تمام نمی‌شود.


روزی آن شاگرد بعد از درس به استاد می‌گوید:
«آقا، چاقویتان را در جیب جلیقۀ کهنۀ خود گذاشته‌اید و فراموش کرده‌اید، بچه‌ها چه گناهی دارند.» آقا یادش می‌آید و تعجب می‌کند که آن طلبه چگونه از آن اطلاع داشته است.


از اینجا دیگر یقین می‌کند که او با (اولیای خدا) سر و کار دارد، روزی به او می‌گوید: بعد از درس با شما کاری دارم. چون خلوت می‌شود، می‌گوید: آقای عزیز، مسلّم است که شما با جایی ارتباط دارید، به من بگویید خدمت آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مشرف می‌شوید؟


استاد اصرار می‌کند و شاگرد ناچار می‌شود جریان تشرّف خود را خدمت آقا به او بگوید.
استاد می‌گوید: عزیزم، این بار، وقتی مشرف شدید، سلام بنده را برسانید و بگویید:
اگر صلاح می‌دانند چند دقیقه‌ای اجازۀ تشرّف به حقیر بدهند.


مدتی می‌گذرد و آقای طلبه چیزی نمی‌گوید و آقای استاد هم از ترس اینکه نکند جواب، منفی باشد جرأت نمی‌کند از او سؤال کند ولی به جهت طولانی شدن مدت، صبر آقا تمام می‌شود و روزی به وی می‌گوید: آقای عزیز، از عرض پیام من خبری نشد؟ می‌بیند که وی (به اصطلاح) این پا و آن پا می‌کند.
آقا می‌گوید: عزیزم، خجالت نکش آنچه فرموده‌اند به حقیر بگویید، چون شما قاصد پیام بودی (و ما علی الرسول إلا البلاغ المبین)
آن طلبه با نهایت ناراحتی می‌گوید
آقا فرمود: «لازم نیست ما چند دقیقه به شما وقت ملاقات بدهیم، شما تهذیب نفس کنید من خودم نزد شما می‌آیم.»

سایت آیت الله بهجت رحمة الله علیه

اماما سلام!
مهدی‌جان سلام!

گل نرگسم سلام!

 

 آقاجان...!

می‌دانم که دیر کردیم...
می‌دانم که هنوزم که هنوز است، در انتظار آمدن‌مان صبر می‌کنی...!

می‌دانم که با این همه انتظار و انتظار کردن‌مان، هنوز هم الفبای انتظار را نیاموخته‌ایم...!

امّا شما... امّا شما هنوز هم چشم امیدتان به ما مردم زمانه است...!

 

 مولاجان...!

سال‌هاست کنارمان بوده‌ای!
سال‌هاست که در کوچه‌ها و خیابان‌هایمان، از کنارمان به آرامی گذشته‌ای....

سال‌هاست برایمان دعا می‌کنی و واسطۀ فیض ما با آسمانی...!

 

 یا صاحب الزمان...

امّا ما زمینیان، با صاحب و امام‌مان چه کردیم!؟

آیا این ما نبودیم که با گناهان‌مان، شما را آزردیم و هر چه بیشتر بر دوران غیبت‌تان افزودیم...!؟

 

 یا بقیة الله...

ما همان‌هایی هستیم که اَمان خویش را گم کردیم، امّا حقیقتاً به جستجویش برنخاستیم...!
ما همان‌هایی هستیم که در سایۀ نام شما، روزگار گذراندیم، امّا قدمی برای زدودن نقاب غیبت از روی دلنشین شما برنداشتیم...

 

 آقاجان...
می‌دانم که همۀ حرف‌هایمان ادّعایی بیش نبوده است...

امّا...
  

 ای گل نرگسم...
با همۀ نبودن‌ها و ادّعاهایمان...!
با همۀ بی‌مهری‌ها و ظلم‌هایی که در حق شما روا داشتیم...!
باز هم بر ما گران است که شما را ببینیم امّا شما را نشناسیم...!

بر ما گران است که صدای همگان را بشنویم، امّا صدای دلنشین شما را نشنویم...!

 

 مهدی جان...

بر ما گران است که الطاف شما را به عینه در زمین ببینیم، ولی دشمن بر ما طعنه زند و حقایق بودن‌تان را انکار کند...

 

ای اَمان آسمان و زمینیان....
بر ما بتاب ای خورشید امامت...

 

یا صاحب الزمان، عجل علی ظهورک...

العجل العجل یا مولای یا صاحب العصر و الزمان

 

 

می‌نشینم چو گــِــدا بر سـر راهـت

شایـد افتد به من ِخســته ‌نگاهـــت

به امـــیدی که ببینم روی مــــاهت

می‌نشینم همه شـب بر سر راهــت

 

صحبتی با دوستان وبلاگ نویس:

 

به تازگی، هجمۀ شدیدی از سوی وهابی‌ها و معاندین اسلام و مذهب تشیع، در گوشه گوشۀ اینترنت مشاهده میشه.


این معاندین
با ایجاد وبلاگ‌های مختلف، با حرف‌هایی به ظاهر علمی (ولی عملاً پوچ و از سر دشمنی محض)، در حال شبهه افکنی بین شیعیان فارسی زبان هستند.

 

به ظاهر، این افراد فقط می‌خوان با غوغاسالاری و جلب مشتری، حضور خودشون رو پر رنگ جلوه بدن و احیاناً امثال خودشون رو هم در این جلب مشتری‌ها، دور خودشون جمع کنن.

 

 پیشنهاد من به دوستان وبلاگ نویس:


1- از آنجایی که این افراد قصد شلوغ‌بازی و جمع کردن مردم به دور خودشون هستن، بهتره نظرات این افراد تایید نشه تا اسم و وبلاگ‌هاشون، بین دوستان‌مون پخش نشه و از اشاعۀ این‌چنین مطالبی جلوگیری بشه.


2- دادن پاسخ‌های علمی و مستند در این برهه از زمان بسیار ضروریه، دوستانی که می‌تونن به این شبهات پاسخ‌های مستدل و علمی ارائه بدن، بهتره بدون ذکر وبلاگ معاند، مطالب خودشون رو ترویج بدن.

 

بیایید سعی کنیم تا در هدف این دشمنان دین، سهیم نباشیم.

هدف آنها جز غوغاسالاری و ترویج شبهات و مطرح کردن خودشان نیست.

بیایید آگاهانه و آینده‌نگرانه به اینچنین مسائلی نگاه کنیم.

 

نظر شما چیه؟

 

التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 20:40 توسط عبد عاصی.
جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
هفتۀ 38 (در سوگ ام ابیها...)

«بسم الله الرحمن الرحيم»

«إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَاباً مُّهِيناً» (سورۀ احزاب، آیۀ 57)

آنها که خدا و پیامبرش را آزار می‌دهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور ساخته و برای آنها عذاب خوارکننده‌ای آماده کرده است.

روزی پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) دست فاطمه (علیها السلام) را گرفته بیرون آمدند و فرمودند: هر کس او را می‌شناسد، می‌داند او کیست! و هر کس او را نمی‌شناسد، بداند او فاطمۀ زهرا (علیها السلام)، دختر محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) است؛ او پارۀ تن من است؛ او قلب و روح من می‌باشد که در سینۀ من قرار دارد. هر که او را بیازارد مرا آزرده و هر که مرا بیازارد خدا را رنجانده است. (1)

السلام علیک یا بنت رسول الله (سلام الله علیهم اجمعین) 
مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی

السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه....
السلام علیک یا بنت رسول‌الله، یا فاطمة الزهرا، یا اُمّ ابیها.....

 آقاجان...
دیگر دست و دلم به نوشتن نمی‌رود. باورم نمی‌شود که باز هم، چهل آدینه را بی‌شما سپری کرده باشم...

باز هم، چشم بر هم زدنی، چهل هفته را در فراق شما سپری کردیم. نمی‌دانم در این مدّت چه بر ما اضافه شد...
نمی‌دانم چند بار لبخند رضایت بر لب‌های مبارک‌تان نشاندیم و چند بارتر.....!!

 مولای مهربانم...
دیگر ادّعای منتظری ندارم.... مدّت‌هاست که به محبّ بودن‌تان دل خوشم و امیدوار انتظار....

امّا این‌بار، نمی‌خواهم شِکوه و گلایه از خودم و خودمان را برایتان باز بگویم...  
آخر این روزها، تداعی غم بزرگی‌ست...
غمی به بلندای غربت مظلومانۀ مدینه و مادرت...
غمی به سنگینی هوای شهر مدینه و کوچۀ بنی‌هاشم‌اش....

آری... این بار به نام مادر عزیزتان، سراغ‌تان آمده‌ام....

این‌بار به جرأت نام فاطمۀ زهرا (سلام‌الله علیها) بر در خانۀ شما می‌کوبم...

آن فاطمه‌ای که دست در دست حسنین (علیها السلام)، اشک‌هایش را برای حفظ آرامش و خواب آسودۀ اهالی مدینه، به خارج از مدینه می‌برد.....!

آن‌هنگام، فقط بقیع غریب بود که پذیرای گریه‌های دخت پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌شد....

و از این پس.............

از این پس این علی (علیه‌السلام) است که باید دردها و ناگفته‌هایش را بر چاه‌های مدینه بخواند....

 زهرا جان...
با همۀ رنجی که بر شما روا داشتند... با همۀ حق‌کشی‌هایی که کردند....
شما باز هم با محبّت و شکیبایی تمام پاسخ‌شان دادید......
چراکه اگر صبر شما نبود، خشم خدا آنان را می‌گرفت و دوزخ‌شان را در همین دنیا به چشم می‌دیدند....

 فاطمه جان....
می‌دانم که چشم امید به مردمان زمانه دارید...
شاید که برخلاف آنچه در مدینه رخ داد، ما دست بیعت به سوی فرزند دلبند شما دراز کنیم و از این پس سرنوشت تاریخ را جور دیگری بنگاریم.......
می‌دانم که اگر نفرین شما، در آن روزگار گریبان‌گیر امّت پیامبر نشد، به امید روزی بود که عدّه‌ای از همین امّت برخیزند و حق از دست رفتۀ خاندان عصمت را به دست برحق خلیفة‌الله بسپارند...

شاید در همان دوران رنج و سختی هم، به امید فرزندتان، مهدی امّت‌ها و منجی موعود، چشم از صحابیان دیروز و غاصبان امروز فرو بستید...

ولی نمی‌دانم چه شد که در هنگامۀ ادّعای یاری شما، در رنگارنگ دنیامان غرق شدیم و غافل از هرچه که باید طوق گردن‌مان می‌کردیم...

حال با همان دستان خالی و با همان محبّتی که خداوند در دل‌مان نهاده است، بر در خانۀ شما می‌کوبیم....

ما که دیگر از خودمان بردیم.... شما برایمان دعا کنید!

زهرا جان.......
یا صاحب الزمان...........
شما دعایمان کنید تا بازگردیم....... می‌دانم که دعایتان همیشه بدرقۀ راه ماست. امّا.....
امّا این بار.........

التماس دعا

العجل العجل یا مولای یا صاحب العصر و الزمان

اللهم عجل لوليک الفرج

 

پاورقی: (1) خرج رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم وهو آخذ بید فاطمة فقال: من عرف هذه فقد عرفها ومن لم یعرفها فهی فاطمة بنت محمّد، وهی بضعة منیّ وهی قلبی وروحی التی بین جنبیّ فمن آذاها فقد آذانی، ومن آذانی فقد آذی اللَّه» (بحار الانوار، جلد 43 صفحه 54)

+ نگاشته شده در 14:17 توسط عبد عاصی.
جمعه یازدهم اردیبهشت 1388
هفتۀ 37 (آداب شاگردی...!)

«بسم الله الرحمن الرحيم»

بزرگ معلّم تاریخ، حضرت امام علی (علیه‌السلام) فرمودند: حق كسى كه با علم، تو را تربيت مى‏كند، اين است كه:

1.      او را بزرگ بدارى؛

2.      حرمت و وقار محضر او را نگاه دارى؛

3.      به كلامش خوب گوش بسپارى؛ اقبال و توجّه‌ات را به سوى او داشته باشی؛

4.      صدايت را در برابر او بلند نگردانى؛

5.      اگر كسى از معلّم تو سؤالى پرسيد، تو پاسخ ندهى، تا معلّم، خود جواب گويد؛

6.      در مجلس او، با ديگرى سخن نگويى؛

7.      نزد او از ديگران، غيبت نكنى؛

8.      اگر كسى از او، نزد تو بدگويى كرد، حريم او را پاس دارى؛

9.      زشتى‏هاى او را بپوشانى، و نيكى‏هاى او را آشكار كنى؛

10. با دشمن او همنشينى ننمايى، و دوست او را دشمن ندارى...

پس چون چنين عمل كنى، فرشتگان خداى عزّ و جلّ به نفع تو گواهى مى‏دهند، كه تو او را براى خداى عزّ و جلّ خواستى و براى خدا از محضر او كسب علم كردى، نه براى مردم. (1)

آواز خوش هزار تقدیم تو باد * سرسبزترین بهار تقدیم تو باد 

 پندهایی از قابوس‌نامه:

  • در برابر استادت چنان رفتار کن که توقع داري بعدها شاگردت همان رفتار را با تو داشته باشند!
  • دست استاد خويش را ببوس؛ چون او، هم پدر معنوي توست و هم، پرورندۀ روان تو!
  • به دست آوردن نمرات عالي از سوي دانشجو تحسين‌برانگيز است، ولي احترام و فروتنی وي در برابر استاد تحسين‌برانگيزتر!
  • استاد پدر است و دانشجو فرزند. پس نصايح و گفته‏هاي وي را بايد گردن نهاد و در زندگي به کار بست.
  • سخنان استاد همچون مرواريد است. سعي نکن آن‌ها را در صندوقچۀ ذهنت نگاه داري‏، بلکه اين سخنان مرواريد‏آسا را مانند طوقي بر گردنت بياويز!
  •  همواره در برابر استادت همچون بنده‏اي باش در مقابل آقايت، فروتن و بردبار!
  • چنانچه خصوصيات اخلاقي استادت را نمي‏پسندي، مهم نيست. حرف‏هايش مهم است! آن را به گوش بگير! (2)

منابع:
(1): گلچين صدوق، ج‏1، ص: 107
(2):‌برگرفته از مجلۀ گلبرگ شمارۀ ۱۰۴، صفحۀ اخلاق، اخلاق دانشجویی.

ولادت حضرت زینب،‌ (سلام‌الله‌علیها) دختِ بزرگ معلم تاریخ، و روز معلم بر همۀ معلمان و اساتید عزیزم و همۀ ‌منتظران صفحات انتظار مبارک

التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 14:31 توسط عبد عاصی.
جمعه چهارم اردیبهشت 1388
هفتۀ 36 (شناخت)

«بسم الله الرحمن الرحيم»

 

بر هر چه بنگرم تـــو نمودار بوده‏اى *** اى نانموده رخ، تو چه بسيار بوده‏اى
اى مــــدنى بُرقــــــع و مكّى نقــــــاب *** سايه‏نشيــــن چنـــــد بــــود آفـــــتاب؟
منتـــــظران را به لــــب آمــد نفــــس *** اى ز تـو فريــــــاد، به فريــــــاد رس

 

 یا حجت بن الحسن ادرکنی

 

امام صادق(عليه السلام) پیرامون غیبت حضرت مهدی(عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) فرمودند:
اى زراره
او كسى است كه مردم انتظارش را خواهند داشت، و او همان است كه ولادتش از انظار مردم مخفى خواهد بود، گروهى مي‌گويند او هنوز متولد نشده؛ جماعتى اظهار مي‌كنند: وى از انظار مردم نهان است، بعضى مي‌گويند: او هنوز در شكم مادرش هست، دسته‌ای خواهند گفت: او دو سال قبل از فوت پدرش وفات كرده است...

در حالى كه وى نمُرده و در پشت پردۀ غيبت در انتظار اذن خداوند است تا فرمان خروج او را بدهد، و ليكن پروردگار با غيبت او مي‌خواهد شيعيان را بيازمايد؛
 در غيبت ولى عصر(عجل‌الله تعالی فرجه الشریف)
اهل باطل گرفتار شك و ترديد مي‌گردند و در حيرت و سرگردانى فرو مي‌روند.

زراره گويد: عرض كردم: قربانت گردم: اگر من آن زمان را درك كردم چه عملى انجام دهم؟

فرمود: اى زراره هر گاه آن عصر را درك كردى به قرائت اين دعا مداومت كن:

«اللّهم عرّفنى نفسك، فانّك إن لم تعرّفنى نفسك لم اعرف رسولك؛ اللّهم عرّفنى رسولك، فانّك إن لم تعرّفنى رسولك لم اعرف حجّتك؛ اللّهم عرّفنى حجّتك، فانّك إن لم تعرّفنى حجّتك ضللت عن دينى».

«خدايا خودت را به من بشناسان، كه اگر تو خودت را به من نشناسانى، پيامبرت را نتوانم شناخت.
خدايا پيامبرت را به من بشناسان، كه اگر تو پيامبرت را به من نشناسانى، حجّتت را نتوانم شناخت.
خدايا حجّت خود را به من بشناسان، كه اگر تو حجّتت را به من نشناسانى، از دينم گمراه خواهم شد.»

التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 19:55 توسط عبد عاصی.
پنجشنبه بیستم فروردین 1388
هفتۀ 34 (سبک شمردن نماز یعنی چه؟)

«بسم الله الرحمن الرحيم»

السلام علیک یا صاحب الزمان

سلام خدمت همۀ همراهات صفحات انتظار؛
چندی پیش، در پی مطلبی در وبلاگ، پیرامون عواقب سبک شمردن نماز، یکی از خواهران خوبم، فرموده بودن تا در مورد اینکه اصلاً سبک شمردن نماز، یعنی چه؟ و به چه کارهایی سبک شمردن نماز، گفته می‌شود هم بپردازیم.

حال در این هفته فرصتی دست داد تا به این مسألۀ مهم اشاره‌ای داشته باشیم.

فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ ﴿۴﴾ الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ ﴿۵﴾1

پس وای بر نمازگزارنی که از نمازشان غافلند.

به چه کارهایی سبک شمردن نماز گفته می‌شود؟

1-      تأخیر نماز
امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: مراد از بی اعتنایی به نماز، «تأخیر نماز از اول وقت، بدون عذر است.» 2

2-      عدم رعایت آداب نماز در خلوت
پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «كسیكه در مقابل مردم با دقت نماز بخواند و در خلوت بدون دقت نماز گزارد به نماز بی‌اعتنایی كرده است.» 3

3-      فراهم نكردن مقدمات نماز قبل از اذان
پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: كسی كه وضوی نماز را تا وقت اذان به تأخیر اندازد او به نماز بی‌اعتنایی كرده است.

4-      عجله و شتاب در نماز
مردی در حضور امیر المؤمنین (علیه السلام) نماز خود را با شتاب به جا می‏آورد. حضرت نگاهی به او كرده و فرمود: چند وقت است اینگونه نماز می‏خوانی؟ او گفت: مدت‌هاست. حضرت فرمود: مَثَل تو نزد خداوند مثل كلاغی است (كه منقار بر زمین می‏كوبد. سجده تو خضوع در برابر خدا نیست. منقار به زمین كوبیدن است.) اگر اینگونه بمیری بر غیر ملت و دین پیامبر اكرم، مرده‏ای.
سپس حضرت در مورد كم گذاشتن در نماز فرمود: به درستی كه دزدترین مردم كسی است كه از نمازش بدزدد.4

 پاورقی:
1. سورۀ ماعون
2. «تاخیر الصّلاه عن اوّل وقتها لغیر عذرٍ» (بحار الانوار، ج83، ص6)
3. «من احسن صَلَوتَهُ حین یَراهُ النّاسُ و أَساءَها حینَ یَخلُوا فتلك استهانهٌ» (مستدرك الوسائل، ج3، ص26)
4. بحارالانوار، ج 84، ص242.
برگرفته از سایت اندیشۀ قم

التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

سبک شمردن نماز

با توجه به اینکه مدّتی‌ست پیام‌های غیرمرتبط با موضوع وبلاگ، توسط عده‌ای، در قسمت نظرات وبلاگ قرار می‌گیرد و از محیط آزاد آن، سوء استفاده می‌شود، قسمت نظرات وبلاگ از این پس بسته خواهد بود و امکان درج نظر جدید وجود نخواهد داشت.

از همۀ دوستانی که با نظرات و انتقادات و پیشنهادات سازندۀ خود صفحات انتظار را مورد لطف خود قرار می‌دادند، تشکر و عذرخواهی می‌کنم و امیدوارم خداوند همۀ ما را شامل لطف و رحمت خویش قرار دهد و همه‌مان را به راه راست هدایت نماید.

+ نگاشته شده در 17:53 توسط عبد عاصی.
جمعه بیست و سوم اسفند 1387
هفتۀ سی‌ام (خوشا به حال امّت پیامبر...)

«بسم الله الرحمن الرحيم»

ما دل به غیـــــر آل محــــــــمّد نبسته‌ایم
از هر که دل نبسته به ایشان گسسته‌ایم
از بـــهر درک دورۀ نـــورانی فــــــــرج
در انتظار حضرت مهدی
(عج) نشسته‌ایم

اللهم صل علی محمد و آل محمد  عجل فرجهم 
مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی

پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرمودند: خداوند مرا رسول رحمت و رسول توبه قرار داد. من مُقیم و کامل و جامع هستم. پروردگارم بر من منّت نهاد و به من فرمود:

«ای محمّد! درود خدا بر تو! من هر پیامبری را با زبان امّتش به سوی آنها فرستادم؛ امّا تو را به سوی همۀ خلق خود، از سفید و سیاه، فرستادم؛ و در وحشت، چنان یاری‌ات کردم که هیچ‌کس را به آن یاری نکردم. غنیمت را برای تو حلال شمردم، در صورتی‌که پیش از تو برای هیچ‌کس حلال نبوده است.

به تو و امّت تو، گنجی از گنج‌های عرش خود، فاتحة الکتاب و آیات پایانی سورۀ بقره را عطا کردم. برای تو و امّت تو، همۀ زمین را سجده‌گاه، و خاک آن را پاک و پاک‌کننده قرار دادم.

به تو و امّت تو، تکبیر (اَلله‌ُ اَکبَر) عطا کردم؛ و نام تو را قرین نام خود ساختم، به گونه‌ای که هیچ فردی از امّت تو، مرا یاد نمی‌کند، مگر اینکه در کنار نام من، از تو نیز نام می‌برد. پس خوشا به حال تو و امّت تو، ای محمد!»

اللهُم صَلِّ عَلی مُحمّدٍ و آلِ مُحمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهُم وَ اَهلِک اَعدائهُم اَجمَعینَ اِلی یَومِ القیامَة

منبع: کتاب پیامبر اعظم (ص) از نگاه قرآن و اهل بیت (ع)، ص 149


التماس دعا

العجل العجل يا مولای يا صاحب العصر و الزمان ادرکنی

+ نگاشته شده در 12:14 توسط عبد عاصی.
پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387
هفتۀ بیست و ششم (هیزمی از گناه!)

«بسم الله الرحمن الرحیم»

پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله) در يكى از مسافرتها همراه جمعى از اصحاب خود در سرزمين خالى و بى آب و علفى فرود آمدند و به ياران خود فرمودند:

- هيزم بياوريد تا آتش روشن كنيم.

اصحاب عرض كردند: يا رسول الله! اينجا سرزمينى خالى است و هيچ گونه هيزمى در آن وجود ندارد.

پيامبر (صلى الله عليه و آله) فرمود:

- برويد هر كس هر مقدار مى تواند هيزم جمع كند و بياورد. ياران به صحرا رفتند و هر كدام هر اندازه كه توانستند، ريز و درشت، جمع كردند و با خود آوردند. همه را در مقابل پيغمبر (صلى الله عليه و آله) روى هم ريختند. مقدار زيادى هيزم جمع شد.

در اين وقت رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:
- گناهان كوچك هم مانند اين هيزمهاى كوچك است. اول به چشم نمى آيد، ولى وقتى كه روى هم جمع مى گردند، انبوه عظيمى را تشكيل مى دهند.

آنگاه فرمود: ياران! از گناهان كوچك نيز بپرهيزيد. اگر چه گناهان كوچك چندان مهم به نظر نمى آيند؛ هر چيز طالب و جستجو كننده اى دارد.

جستجوكنندگان! آن چه را در دوران زندگى انجام داده ايد و هر آن چه بعد از مرگ آثارش باقى مانده است، همه را مى نويسد و روزى مى بيند كه همان گناهان كوچك، انبوه بزرگى را تشكيل داده است.

(بحار: ج 73، ص 346)

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی...
مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نگاشته شده در 23:43 توسط عبد عاصی.
جمعه هجدهم بهمن 1387
هفتۀ بیست و پنجم (سبک شمردن نماز)

«بسم الله الرحمن الرحیم»

در مستدرك الوسائل، باب «تحريم استخفاف و سبك شمردن نماز» از سرور و بزرگ زنان حضرت فاطمه دختر سرور پيغمبران كه رحمت خدا بر او و پدر و شوهر و فرزندانش باد روايت شده كه از پدر بزرگوارش حضرت محمد (ص) سؤال نموده و عرض كرد:
اى پدر جان، براى كسى كه نمازش را سبك بشمارد از مردان و زنان چه عقوبتى است؟

پيغمبر اكرم (ص) فرمود: كسى كه نماز خود را سبك و كوچك بشمارد از مردان و زنان، خداوند او را به پانزده چيز مبتلا و گرفتارش فرمايد كه شش چيز از آن در دنيا و سه چيز هنگام مرگش و سه چيز در قبرش و سه چيز در قيامت هنگامى كه از قبرش بيرون آيد خواهد رسيد.

اما آنچه در دنيا به او ميرسد: پس نخستين آنها آنست كه

 خداوند بركت را از عمرش برميدارد،
 و خدا بركت را از روزيش بر ميدارد،
 و خداى با عزت و جلال علامت و نشانه مردمان شايسته را از صورتش محو فرمايد،
 و هر عمل و طاعتى كه بجا آورد اجر و پاداش باو عطا نشود،
 و دعايش مستجاب نگردد،
 و ششم آنست كه نصيب و بهره‏اى براى او در دعاء شايستگان نباشد (مشمول دعاى  نيكان نشود)

و اما آنچه هنگام مرگ به او ميرسد:

 پس نخستين آنها آنست كه بحالت ذلت و خوارى ميميرد،
 و دوم آنكه گرسنه ميميرد،
 و سوم آنكه تشنه ميميرد كه اگر از نهرهاى دنيا به او آب داده شود عطش و تشنگى او  فرو ننشيند.

و اما آنچه در قبرش باو ميرسد:

پس نخستين آنها آنست كه خداوند فرشته‏اى بر او ميگمارد كه در قبرش او را (بواسطه ترس و پريشانى) از جاى خود بركند،
 و دوم آنكه قبرش بر او تنگ گردد،
 و سوم آنكه ظلمت و تاريكى در قبرش باشد.

و اما آنچه روز قيامت هنگامى كه از قبرش خارج شود به او ميرسد:

پس نخستين آنها آنست كه خداوند فرشته‏اى بر او ميگمارد كه وي را با صورتش به زمين ميكشاند در حالى كه تمام مردم باو مينگرند،
 و دوم آنكه حساب و رسيدگى به اعمالش سخت مى‏شود،
 و سوم آنكه خداوند با نظر رحمت به او توجه نفرمايد و پاكيزه‏اش نگرداند و براى او عذاب دردناك باشد.

طرائف الحكم يا اندرزهاى ممتاز، ترجمه‏ج‏2، ص: 451

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نگاشته شده در 0:0 توسط عبد عاصی.
جمعه یازدهم بهمن 1387
هفتۀ بیست و چهارم (2 بال برای پرواز)

«بسم الله الرحمن الرحیم»

بار الها! من به محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) ايمان آوردم، در حالى كه آن حضرت را نديدم، پس در روز قيامت مرا از زيارت او محروم مساز، و همراهى و همنشينى با آن حضرت را نصيب من فرما، و مرا بر دين و كيش او بميران، و از حوض وى (كوثر) مرا سيراب گردان...‏

 الله بصیر بالعباد
مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی

پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: وقتى كه روز قيامت فرا رسد، خداوند به گروهى از امتم پر و بال دهد تا با آنها از آرامگاه‌شان به سمت بهشت پرواز كنند و در آنجا خوش و مرفّه- هر طورى كه بخواهند- به سر مى‏برند.

فرشتگان به آنها می‌گويند: آيا شما حساب شديد؟
جواب مى‏دهند: ما حسابى نديديم!

آيا در پل صراط مجازات شديد؟
جواب مى‏دهند: ما پل صراطى نديديم!

پس مى‏گويند: آيا جهنّم را ديديد؟
مى‏گويند: ما چيزى نديديم!

آنگاه فرشتگان مى‏گويند: شما از امّتان كدام‏ پيامبريد؟
جواب مى‏دهند: از امّت حضرت محمّد (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

فرشتگان مى‏گويند: شما را به خدا سوگند، بگوييد، كار شما در دنيا چه بوده است؟
مى‏گويند: ما دو خصلت داشتيم كه خداوند بدان وسيله به لطف و رحمت خود اين مقام را به ما مرحمت كرد.

مى‏پرسند: آن دو خصلت چه بودند؟
مى‏گويند: ما در خلوت از خدا شرم مى‏كرديم كه مرتكب گناه شويم؛
ديگر آن كه، به هر چه خداوند روزى ما كرده بود، راضى بوديم.

سپس فرشتگان مى‏گويند، براستی‌که اين مقام زيبندۀ شماست.

(مجموعه ورام، آداب و اخلاق در اسلام، ص: 423)

التماس دعا

االلهم عجل لولیک الفرج

+ نگاشته شده در 0:9 توسط عبد عاصی.
جمعه چهارم بهمن 1387
هفتۀ بیست و سوم (با گوش خودم شنیده‌ام می‌آیی...)

«بسم الله الرحمن الرحیم»

السلام علیک یا امام العصر و یا صاحب الزمان؛

السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه...

آقای من... چه خوب که آغازم با شماست...!

پایانم هم با خودتان......!

کسی می‌گفت: وقتی ما با همۀ ناتوانی و کوتاهی و نقص و فراموشی، به یاد شما هستیم و سلامتان می‌گوییم و برایتان دعا می‌کنیم، چگونه ممکن است شمایی که حقی به گردن ندارید و بزرگوار و مهربان و واسطۀ فیضید، ما را از دعا فراموش کنید و جواب سلام‌هایمان را نگویید...!؟

خدایش رحمت کند. چه راست گفت........

ای قرار دل‌های بی‌قرار... می‌دانم که چیزی تا طلوع نمانده است...

با گوش خودم شنیده‌ام می‌آیی..........!

مَه پنــــهان شده، البته عیــان خـــــــواهد شد

روشن از نور رُخش، جمله جهان خواهد شد

 یوسف گمگشته باز آید به کنعان، غم مخور...
مشاهدۀ تصویر در اندازۀ واقعی

امام أبى عبداللَّه صادق از پدرانش (عليهم السّلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند:

هر كس دوست دارد كه گرامى‏ترين مردم باشد، مي‌بايد تقواى خدا را پيشه سازد؛

و هر كس كه دوست دارد كه باتقوى‏ترين مردم باشد، مي‌بايد بر خداى تعالى توكّل كند؛

و هر كس دوست دارد كه بى‏نيازترين مردم باشد، مي‌بايد اطمينانش به آنچه نزد خداى عزّ و جلّ است، از آنچه در دست او است بيشتر باشد؛

سپس فرمود: آيا شما را از بدترين مردم خبر ندهم؟
گفتند: چرا يا رسول اللَّه. فرمود: او كسى است كه مردم را دشمن دارد، و مردم نيز او را دشمن دارند.

سپس فرمود: آيا شما را از بدتر از اين خبر ندهم؟ گفتند: چرا يا رسول اللَّه
فرمود: او كسى است كه از هيچ خطائى‏چشم پوشى نمي‌كند، و عذرى را نمى‏پذيرد، و گناهى را نمى‏بخشد.

سپس فرمود: آيا شما را از بدتر از اين شخص خبر ندهم؟ گفتند: چرا يا رسول اللَّه.
فرمود: او كسى است كه از شرّش ايمن نمي‌توان بود، و به خيرش اميد نمي‌توان داشت.

 (من لا يحضره الفقيه، ترجمه غفارى، ج‏6، ص: 348)

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نگاشته شده در 0:58 توسط عبد عاصی.
جمعه بیست و هفتم دی 1387
هفتۀ بیست و دوم (پرچم سبز...)

«بسم الله الرحمن الرحیم»

امام حسين (علیه‌السلام) فرمودند:

در ميان ما اهل بيت دوازده مهدى وجود دارد كه اولين آنها اميرمؤمنان على بن ابيطالب (عليه السلام) و آخرين آنها نهمين فرزند من است؛
و اوست قيام كننده به حق...
خداوند به وسيلۀ او، زمين را، پس از آنكه مرده است، زنده مى‌كند؛
 و دين حق را، به دست او بر همۀ اديان غلبه مى‌دهد، اگر چه مشركان نپسندند.

براى او غيبتى است كه گروهى در آن، از دين خدا بر مى‌گردند و گروهى ديگر بر دين خود ثابت مى‌مانند، كه اين گروه را اذيت كرده و به آنها مى‌گويند:

«پس اين وعده چه شد! اگر راست مى‌گوييد!؟»

آگاه باشيد آنكه در زمان غيبت او، بر آزار و اذيت و تكذيب صبر كند، همانند كسى است كه در کنار رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) با شمشير به جهاد برخاسته است.

(كمال‌الدين و تمام النعمة، شیخ صدوق)

 خزان مباش...
مشاهدۀ عکس در اندازۀ ‌واقعی

وقتی حضرت نوح (ع) در حال ساختن کشتی، در سرزمین خشک و بی‌آب بودند، مردم ایشون و پیروانشون رو اذیت می‌کردن و با نیش و کنایه، اون‌ها را مسخره می‌کردن....

 به راستی که چه تشبیه قشنگیه! شباهت‌هایی که امروزه، کشتی نوح، با کشتی نجات گل نرگس داره...

پیروان کشتی نجات، با اینکه کم بودن و خیلی هم مورد آزار و اذیت قرار گرفتن، ولی دست از راه خودشون برنداشتن و از زیر سایۀ ولایت‌شون، بیرون نرفتن...

امروز هم، خیلی از سایت‌ها و وبلاگ‌ها و معاندین متعصّب شیعه، عقاید ما رو به تمسخر می‌گیرن و باورهای عمیق مهدوی ما رو بدون دلیل، زیر سؤال می‌برن...

ما هم باید یاد بگیریم که در برابر همۀ سختی‌ها و تمسخرها و مشکلات، قوی باشیم و بیدی نباشیم که با این بادها می‌لرزه........

باید باور کنیم که این بادها و طوفان‌ها همیشه بوده و هست...

اصلاً با همین بادهاست که برگ‌های زرد می‌ریزن و سقوط می‌کنن؛ و فقط برگ‌های سبز و مقاوم هستند که با مقاوت خودشون اجازه نمیدن، یأس و زردی، باعث سستی و جدایی‌شون از درخت بشه...

بهار دلم.... دعامون کن تا همیشه سبز باشیم و پرچم سبز شما رو گم نکنیم....

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نگاشته شده در 13:7 توسط عبد عاصی.
جمعه ششم دی 1387
هفتۀ نوزدهم (سه نفر اول!)

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

 

وقتی در قیامت همه در حال بدو بدو هستند! وقتی‌که همه گرفتار هستند و از سر اضطراب این طرف و اون طرف می‌دَوند! وقتی‌که مردم در حال چه‌کنم چه‌کنم هستند! ...........
سه نفر سریع وارد بهشت خواهند شد! آن سه نفر چه کسانی هستند!؟

 

 بهشت...

سه نفر، اوّل از همه وارد بهشت می‌شوند!

1)      شهید (در راه خدا شهید شدن)

2)      بندۀ مملوک (بنده‌ای که طوری زندگی کند که دنیایش، او را از آخرتش باز ندارد. سرگرم دنیا و کارهای دنیایش نشود، به گونه‌ای که در هر کاری مرگ را به یاد داشته باشد و بداند که دیر یا زود باید بار سفر ببندد!)

3)      مستضعف و فقیری که خوددار باشد. (زبان به شِکوه و گلایه باز نکند! دزدی نکند! دست گدایی به سوی دیگران دراز نکند و....)

 

بیخود نیست که گفتند: بهشت را به بها دهند، نه به بهانه!

 

جهنم 

سه نفر هم، اوّل از همه وارد آتش جهنّم خواهند شد.

1)      کسی‌که تسلط و حکومت بر مردم دارد ولی عدالت را رعایت نمی‌کند. (مثل صدّام و... لعنهم‌الله)

2)      ثروتمندی که ثروتمند است ولی حق خدا را نمی‌پردازد. (صدقه نمی‌دهد، خمس و زکات نمی‌دهد، به یتیمان و فقرا کمک نمی‌کند و خسیس است و...)

3)      فقیر متکبّر و مغرور (کسی‌که کمک دیگران را نمی‌پذیرد و علیرغم نیازش و حقّی که خدا برایش قرار داده است، دست کمک برادر مؤمن‌اش را رد می‌کند و غرور می‌ورزد. پس حتّی می‌توان گفت، همۀ انسان‌ها فقیر هستند و نیازمند کمک یکدیگر و خداوند، پس چرا باید غرور داشته باشند و تکبّر بورزند؟)

 پی‌نوشت:

عيون أخبار الرضا (عليه‌السلام) بِالْأَسَانِيدِ الثَّلَاثَةِ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ (ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): أَوَّلُ مَنْ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ شَهِيدٌ- وَ عَبْدٌ مَمْلُوكٌ أَحْسَنَ عِبَادَةَ رَبِّهِ وَ نَصَحَ لِسَيِّدِهِ- وَ رَجُلٌ عَفِيفٌ مُتَعَفِّفٌ ذُو عِبَادَة‏ (بحار جلد71 ص 144- مستدرك الوسائل، الميرزا النوري، ج 15، ص 486)

 

عيون أخبار الرضا (ع): بالأسانيد الثلاثة، عن الرضا، عن آبائه (عليهم‌السلام) قال: قال رسول‌الله (صلى‌الله‌عليه‌وآله): أول من يدخل النار أمير متسلط لم يعدل، وذو ثروة من المال لم يعط المال حقه، وفقير فخور. (بحار الأنوار - العلامة المجلسي - ج 70 - ص 290)

برگرفته از سخنرانی آیت الله مجتهدی تهرانی

 

التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 1:19 توسط عبد عاصی.
یکشنبه دهم آذر 1387
ازدواج دو نور...

بسم الله الرحمن الرحیم

شيخ طوسى (460 ه) در امالى از استادش شيخ مفيد (413 ه) به اسنادش از امام على عليه السّلام آورده است كه گفت: ابوبكر و عمر پيش من آمدند و گفتند: كاش نزد رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) مى‏رفتى و دربارۀ ازدواج با فاطمه (عليها السّلام) گفتگويى مى‏كردى؟

على عليه السّلام گفت: نزد رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) رفتم و آن حضرت تا مرا ديد لبخندى زد و گفت:

اى ابو الحسن! آيا چيزى مى‏خواهى؟

السلام علیک یا اهل بیت النبوه
برای مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی اینجا کلیک کنید.

من مراتب خويشى، و سبقت در ايمان به اسلام، يارى كردنم به او و جهادهايى كه داشتم و تلاشهاى كه براى پيشرفت اسلام كرده بودم براى آن حضرت بازگو كردم. پس رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) و سلّم فرمود: اى على! هر چه گفتى راست است و من آنها را تصديق مى‏كنم و شهادت مى‏دهم كه مقام تو برتر از آن است كه گفتى.

گفتم: يا رسول اللَّه! حال كه چنين است اجازه دهيد تا فاطمه (عليها السّلام) را به همسرى خود برگزينم.

پيامبر فرمود: اى على قبل از تو مردان ديگرى نيز چنين خواسته‏اى داشتند، ولى هر گاه تقاضاى آنها را با فاطمه در ميان مى‏گذاشتم در چهره او علامت عدم رضايت را مشاهده مى‏كردم، حال نيز، تو بايد چند لحظه‏اى صبر كنى تا نزد او بروم و خواسته تو را با او در ميان گذارم و برگردم.

پس رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نزد فاطمه عليها السّلام رفت، فاطمه برخاست و عبا و نعلين‏هاى پدرش را گرفت و براى او آب آورد تا وضو بگيرد و پاهايش را بشويد، سپس پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نشست و به فاطمه گفت: دخترم! فاطمه گفت: هر چه مى‏خواهيد بگوييد.

پيامبر فرمود: علىّ بن ابى طالب كه تو قرابت او را با ما مى‏شناسى، و فضل و برترى او را بر ديگران مى‏دانى، و چگونگى اسلام و ايمان او را ديده‏اى، و نيز مى‏دانى كه من از خداى خودخواسته‏ام كه تو را براى بهترين و محبوبترين بندگانش تزويج كند، همانا دربارۀ ازدواج با تو گفتگويى با من داشته، نظر خودت دربارۀ اين امر چيست؟

فاطمه هنگامى كه اين سخن را شنيد چيزى نگفته و سكوت كرد، و از خجالت چهره‏اش را برگردانيد. رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) برخاست در حالى كه با خود مى‏گفت: اللَّه اكبر، خدا بزرگ است، همانا سكوت فاطمه نشانه رضايت اوست.

در اين حال جبرئيل بر رسول خدا فرود آمد و گفت: اى محمّد! فاطمه را به ازدواج على درآور كه همانا خداوند از اين وصلت خشنود است و آن دو نيز شايستۀ يكديگر مى‏باشند.

على عليه السّلام مى‏گويد: رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) دخترش را به ازدواج من درآورد و آنگاه نزد من آمده دستم را گرفته و فرمود: با ياد و نام خدا برخيز و اين ذكر را بخوان كه:

«على بركة اللَّه، و ما شاء اللَّه، و لا قوّة إلّا باللَّه، و توكّلت على اللَّه»
بر سفره بركت خدا مى‏نشينم، و راضى مى‏شوم بر آنچه او بخواهد، همانا قدرت و قوّتى نيست مگر از جانب خدا، پس به او توكّل مى‏كنم و يارى مى‏طلبم.

سپس مرا كنار فاطمه نشانيد و گفت: خداوندا! اينان محبوبترين مردم در نزد من مى‏باشند، پس آنان را دوست بدار، و خير و بركت به فرزندان آنها عطا كن، و آنان را از هر آسيبى حافظ باش، من آنها و فرزندانشان را از شرّ شيطان فريبكار به تو مى‏سپارم.

منبع: زندگانى حضرت زهرا عليها السلام(روحانى)، 417، متن عربى، ص:417

التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 16:22 توسط عبد عاصی.
جمعه هشتم آذر 1387
هفتۀ پانزدهم (اضطرار، مضطر)

«بسم‌ الله الرحمن الرحيم»

مُضطر یعنی چه؟

اضطرار یعنی در تنگنا و سختی قرار گرفتن؛
و مُضطر در لغت به معنای کسي است که بيماري، فقر و يا
سختي‏هاي روزگار او را ناگزير به تضرّع به درگاه خداوند نموده است. (1)

امّن یُجیبُ المضطَرَّ اذا دعاه و یَکشِفُ السّوء

آن کیست که دعای بیچارگان مضطر و درمانده را، به اجابت می‌رساند و رنج و غم آنان را برطرف می‌سازد؟

امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: این آیه دربارۀ حضرت مهدی (عجل الله) نازل شده است.

امام در اینجا تاکید می‌کنند و قسم می‌خورند و می‌فرمایند:

«هو واللهُ مضطر»

به خدا قسم او مضطر است.

امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء
برای مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی اینجا کلیک کنید.

در بحار الانوار حدیثی در معنای مضطر آمده است که امام صادق می‌فرمایند:

«زمانی که حضرت خروج می‌کنند، وارد مسجد الحرام می‌شوند و به طرف کعبه می‌روند و به مقام ابراهیم، پشت می‌کنند و دو رکعت نماز می‌گزارند و سپس می‌ایستد و می‌خواند:

«ای مردم! من به مقام آدم از همه نزدیکترم (یعنی سزاوارترم) و همین مضمون را نسبت به ابراهیم و اسماعیل و رسول اکرم  (صلی الله علیه و آله) می‌گویند و سپس دعا می‌کنند و تضرع می‌نمایند و از شدت خشوع و اضطرار به خاک می‌افتند.»

در احادیث و روایات آمده است که اگر فردی از سر اضطرار دعایی بکند حتماً مستجاب می‌شود. بنابراین برخی صاحب نظران، در بحث انتظار و مهدویت می‌گویند که:

اگر دعای مردم زمان، در اثر اضطرار بود، حضرت صاحب الامر (ارواحنا له الفداء) حتما ظهور می‌کردند. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که در جامعۀ امروزی، مردم هنوز به درک نیاز به امام زمان واقف نشده‌اند و به حد اضطرار و تمنّا نرسیده‌اند.

منابع:

1. بحار الانوار

2.  مجمع‏البحرين، ج 3، ص 373

3. نام محبوب/ حسین حسینی

4. سایت مستـــور

التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 12:22 توسط عبد عاصی.
جمعه پنجم مهر 1387
هفتۀ ششم (القدس لنا)

«بسم الله الرحمن الرحیم»

پيامبر (ص) فرموده‏اند: چون شب عيد فطر فرا مى‏رسد، آن شب را شب جايزه مى‏نامند!

بامداد عيد فطر، خداوند فرشتگان را به همه سرزمين‏ها مى‏فرستد.
آنان به زمين فرود مى‏آيند و بر دهانۀ كوچه‏ها و راهها مى‏ايستند و با صدايى كه آن را، همه آفريده‏هاى خدا جز جن و آدميان مى‏شنوند، مى‏گويند:

اى امت محمد! براى نماز گزاردن به پيشگاه خداوند كريم برويد كه از گناهان بزرگ عفو مى‏كند و پاداشهاى گران عنايت مى‏فرمايد و چون در محل نماز عيد حاضر مى‏شوند، خداوند متعال به فرشتگان مى‏فرمايد: اى فرشتگان من! مزد كارگر چون كار خود را انجام مى‏دهد چگونه است؟ آنان عرضه مى‏دارند:

پروردگارا! بايد مزدش كامل پرداخت شود.
خداوند مى‏فرمايد: شما را گواه مى‏گيرم كه من پاداش روزۀ رمضان و نمازشان را خشنودى و آمرزش خود از ايشان قرار دادم.
و خداوند خطاب به بندگان خويش مى‏فرمايد:

اى بندگان من!

هر چه مى‏خواهيد از من بخواهيد كه سوگند به عزت و جلال خودم كه امروز در اين اجتماع خويش، هر چه براى دنيا و آخرت خود بخواهيد عطا مى‏كنم و سوگند به عزت خودم تا آنگاه كه مراقب باشيد، اسرار شما را پوشيده مى‏دارم و شما را در پناه مى‏گيرم و رسوا نمى‏كنم.
باز گرديد كه آمرزيده شديد.
همانا مرا خشنود كرديد و من از شما خشنود شدم.
فرشتگان شاد مى‏شوند و از اينكه خداوند در روز عيد فطر، چنين نعمتها به بندگان خود در اين امت ارزانى فرموده است چهره‏شان رخشان مى‏گردد و مژده مى‏دهند.

روضة الواعظين-ترجمه مهدوى دامغانى، ص: 555

یا اباصالح المهدی ادرکنا... 
برای مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی اینجا کیلیک کنید.

آقاجونم سلام؛ مولای مهربونم سلام؛
گل نرگسم، از آخرین جمعۀ ماه مبارک رمضان صداتون می‌کنیم!
رمضونی که عین سال‌های گذشته، پشت سر گذاشتیمش.
با همۀ گشنگی و تشنگی‌هاش!
با گرمای تابستون و 16 ساعت تحمل و استقامت!
با همۀ شبای قدر، و قدر دونستن‌هاش!
با قرآن خوندن و قرآن سر گرفتن‌هاش!
با سحر و افطاری‌هاش.......

آه.......
یه سال دیگه هم گذشت، نمی‌دونم چقدر تونستیم تو نامۀ عمل‌ امسال‌مون، چیزای خوب ثبت بکنیم؟!
چقدر تونستیم گناه‌های ثبت‌شده رو محو کنیم؟!
چقدر تونستیم برای ظهور دعا کنیم؟؟!
چقدر تونستیم موانع ظهور رو از پیش پای تاریخ برداریم؟!
چقدر تونستیم دل شما رو به دست بیاریم؟؟؟

بهار دلم....
سال‌ها می‌گذره و ما همچنان منتظر بهاریم. بهاری که خزونی پشت سرش نباشه! بهاری که رحمت خدا بر بنده‌هاش به نهایت می‌رسه.
بهاری که توش دیگه هیچ‌کس اثری از ظلم و ستم و فقر نبینه...
بهاری که «القدس لنا» تعبیر شده باشه!
بهاری که عصرحضورمون، تبدیل شده باشه به عصر ظهور.....

به امید اون روز....

العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان

تو این روزای باقی مونده التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نگاشته شده در 12:23 توسط عبد عاصی.
جمعه بیست و نهم شهریور 1387
هفتۀ پنجم (محراب شهادت)

«بسم الله الرحمن الرحیم»

امير المؤمنين على (ع) مى‏گويد: برخاستم و گفتم: اى رسول خدا! برترين كارها در اين ماه چيست؟ فرمودند: پارسايى و خوددارى از ارتكاب محرمات و گريستند.

گفتم: اى رسول خدا! چه چيز موجب گريستن شماست؟
فرمودند: اى على بر آنچه در اين ماه بر سر تو مى‏آيد و ريختن خون تو را حلال مى‏شمرند مى‏گريم. گويى تو را مى‏بينم كه در حال نماز گزاردن براى خداى خود هستى كه بدبخت‏ترين گذشتگان و آيندگان و همتاى آن كس كه ناقه ثمود را پى كرد ضربتى بر فرق سرت مى‏زند و از خون آن ريش تو خضاب مى‏شود.

امير المؤمنين مى‏گويد، گفتم: اى رسول خدا! آيا در آن حال دين من سالم است؟ فرمودند: آرى، در سلامت دين خواهى بود.

آنگاه فرمودند: اى على هر كس تو را بكشد، من را كشته است و هر كس تو را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است و هر كس به تو دشنام دهد مرا دشنام داده است كه تو از منى و همچون خود منى.
روح تو از روح من و سرشت تو از سرشت من است. خداوند متعال من و تو را آفريد و برگزيد. مرا براى نبوت انتخاب فرمود و تو را براى امامت‏؛و هر كس منكر امامت تو باشد پيامبرى مرا انكار كرده است.

اى على! تو وصى من و پدر فرزندان من و همسر دختر منى و در زندگى و پس از مرگ من، خليفه من بر امتم هستى. فرمان تو، فرمان من است و نهى تو، نهى من است. به كسى كه مرا به حق مبعوث فرموده است، سوگند مى‏خورم و به حق آن كس كه مرا بهترين آفريدگان قرار داده است سوگند ياد مى‏كنم كه تو حجت و امين خداوند بر خلق خدا و راز خدايى و خليفه خدا بر بندگان اويى.

روضة الواعظين-ترجمه مهدوى دامغانى، ص: 553

 یا مولا علی.....

برای مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی اینجا کیلیک کنید.

شمشير كجت راست كند قامت دين را !

افسـوس كه عمــرى پى اغيـــار دويديم  *** از يــار بمانديم و به مقصــــد نرسيديم
سرمـايه ز كف رفت و تجـــارت ننموديم *** جز حســـرت و انـــدوه متاعى نخريديم
بس سعى نموديم كه ببينيم رخ دوســــت *** جـــان‌ها به لــب آمد رخ دلـــدار نديديم
ما تشــنه لب، اندر لــب دريـــا، متحيـــر *** آبى بجز از خـــــون دل خـــود نچـشيدم

اى بسته به زنــجير تو دل‌هاى محــبان *** رحـمى كه در اين‌باره بـس رنج كشيديم
رخسار تو در پرده نهانست و عيانست  *** بر هر چه نظر كرديم رخــسار تو ديديم

چندان‌كه به يـــاد تو شب و روز نشستيم *** از شام فــــراقت چو ســحرگه ندميديم
تا رشتۀ طاعـــت به تـــو پيوسته نموديم *** هر رشته كه برغيـــر تو بستيم بريديم
اى حجت حق، پـــرده ز رخسار بر افكن *** كز هــجر تو ما پيــرهن صـبر دريــديم
ما چشم به راهـــــيم، به هر شام سحرگه *** در راه تو از غير خيـــال تــو رهيديم
اى دسـت خدا، دست‏ برآور كه ز دشـــمن *** بس ظـلم بديديم و بسى طـعنه شنيديم
شمشير كـجت راست كند قامـت ديـــن را  *** هم قامت ما را كه زهـجر تو خميديم
شاها ز فقــــيران درت، روى مــــگردان  *** بر درگهت افتاده بصد گونه اميــــديم

شعر از مرحوم حاج ميرزا على اكبر نوقانى (فقير)
مجموع شعر گلواژه 1 صفحه
140

التماس دعا در این لحظات ناب

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نگاشته شده در 12:42 توسط عبد عاصی.
جمعه پانزدهم شهریور 1387
هفتۀ سوم (مهمونی!)

بسم الله الرحمن الرحیم

مهمونی یعنی خوردن!!

تا حالا بهش فکر کردید؟! یکی از پایه‌ها و اصول اصلی مهمونی‌هامون خوردنه! وقتی جایی دعوت میشیم، یکی از کارهای عمده‌ای که انجام میدیم اینه که میخوریم! از چایی اولش بگیر تا سفره‌های رنگین شام و ناهارش! وقتی هم خودمون قراره مهمونی بگیریم و کسی‌رو خونه‌مون دعوت کنیم، کلی دنبال خرید میوه و شیرینی و مخلفات اون روزیم!

اصلاً تا به حال، مهمونی‌ای رفتید که هیچی توش خورده نشه؟! یا شده خودتون مهمونی رو دعوت بکنید ولی اصلا تدارک میوه و چایی و ناهار و شام و شیرینی نبینید؟!

تازه هرچی هم بضاعت صاحب‌خونه بیشتر باشه، مهمونی‌شم پر تشریفات‌تر و مفصل‌تر و سفره‌اش رنگین‌تر میشه!

سفره رحمت رمضان

اما ما مسلمونا سالی یه بار خونۀ یه صاحب‌خونۀ کریمی دعوت می‌شیم که برعکس همۀ مهمونی‌های دیگه، از خوردن و خوش‌گذرونی و کارای معمول یه مهمونی خبری نیست!

این چه صاحب‌خونۀ دست‌ودل‌بازیه که با اون همه دارایی و قدرت و مِکنت‌اش، تو مهمونی‌اش از خوردن خبری نیست؟!

نکتۀ جالبیه! ولی وقتی عمیق‌تر بهش فکر می‌کنیم، می‌بینیم همچین صاحب‌خونه‌ای که همتا و نظیر نداره، باید مهمونی‌ش هم تک و بی‌نظیر باشه!

آره! همۀ دورهم جمع‌شدن‌های دنیا و مردمش، بر اساس خوردنه! ولی مهمونی خدا بر اساس نخوردن! ولی دوام و خوشی‌های بعد از این مهمونی خیلی بیشتر و موندگارتر و شیرین‌تر از مهمونیه اولیه!

اما تو سفرۀ این مهمونی بزرگ و مبارک، رحمت و مغفرت و برکته!

بهتره زودتر شروع کنیم به فیض بردن از این سفرۀ ضیافت! وگرنه عین سال‌های گذشته، جمعش می‌کنن و باید صبر کنیم تا سال دیگه! تا اون موقع کی مُرده است؟ کی زنده؟ اگه الان خوردی! که خوردی! نخوردی از دستت رفته!!

تو لحظه‌های سحر و افطار، تو ربّناها و سجده‌ها ما رو هم از دعای خیرتون فراموش نکنید.

یا صاحب‌الزمان! شما که کنیزتون رو تو این ماه رحمت و مغفرت فراموش نمی‌کنید؟؟؟

امشب که بلرزید دل و بغض و صدایت
آرام روان گشت دلـــت سوی خـــدایت
رفتی به در خـانۀ آن قاضی حاجــــات
یاد آر مرا، ملتمس لطـــف و دعـــایت

تقبل الله منا....

امير المؤمنين على (ع) فرموده است، پيامبر (ص) روزى براى ما خطبه خواندند و چنين فرمودند:

اى مردم! همانا ماه خدا با بركت و رحمت و مغفرت روى به شما آورده است، ماهى كه در پيشگاه خداوند بهترين ماههاست و روزها و شبهاى آن بهترين روزها و شبهاست و ساعات آن برترين ساعتهاست. در اين ماه شما به ميهمانى خدا فرا خوانده شده‏ايد و از اهل كرامت قرار داده شده‏ايد. نفسهاى شما در آن، ستايش و خوابيدن شما، عبادت است. عمل شما در آن ماه پذيرفته و دعاى شما برآورده است.

با نيت‏هاى راست و دلهاى پاك از پروردگار خود بخواهيد تا شما را به روزه گرفتن آن ماه و تلاوت كتابش موفق بدارد.

همانا بدبخت كسى است كه در اين ماه بزرگ از بخشش خداوند محروم گردد.
با تشنگى و گرسنگى خود از تشنگى و گرسنگى روز قيامت ياد كنيد. بر درويشان و بينوايان خود ببخشيد و مال ارزانى داريد.

بزرگان خود را گرامى بداريد و بر كودكان خود مهر ورزيد و پيوند خويشاوندانتان را رعايت كنيد و زبانهاى خويش را نگهداريد و چشم و گوش از آنچه نگريستن و شنيدن آن نارواست فرو بنديد. بر يتيمان مردم محبت كنيد تا بر يتيمان شما محبت شود.

از گناهان خود به سوى خدا توبه كنيد و به هنگام نمازهايتان دستهاى نياز خود را به سوى او برآوريد كه آن ساعات بهترين ساعتهاست.

خداوند در آن ساعت به چشم رضا و مرحمت بر بندگان خود مى‏نگرد و چون نيازى از او مى‏خواهند برآورده مى‏فرمايد و چون او را ندا دهند پاسخ ايشان را مى‏دهد و هر چه در آن هنگام از او مسألت دارند بر ايشان مى‏بخشد.

برای مطالعۀ ادامۀ این حدیث به بخش ادامۀ مطلب مراجعه کنید.

رمضان المبارک

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج


ادامه‌‌ي مطلب
+ نگاشته شده در 0:35 توسط عبد عاصی.
جمعه بیست و هشتم تیر 1387
هفتۀ سی و هفتم (مولود کعبه)

«بسم رب المهدی»

امروز سنگ‌ها به احترام جایگاهش، راه را برای آمدنش می‌گشایند!
آری! امروز این کعبه است که به احترام قدومش سینه چاک میدهد!
آخر قرار است، امامت از دامانی پاک و از جایگاهی والا، قدم بر خاک دنیا نهد...
چه مکانی پاک‌تر و ناب‌تر از قبلۀ مسلمین!؟ آخر او امیرمومنین است!
و امروز بود که ماه امامت بر زمین تابید و نور عدالتش را بر زمین جاری کرد...

آری!
در چنین روزی بود که عدالت متولد شد...
در چنین روزی بود که زمین و زمان به خاطر این مولود مبارک بر خود بالید...

یا مولا علی حیدر...

دوروئى و زبان‌بازى نيز دو رنگ از رنگ‌هاى دروغ محسوب مي‌شوند. امام على «علیه‌السلام» در اين مورد مى‏گويند:

«مردمى راستگو باشيد.

در كارهاى خود تظاهر مكنيد.

راستگوى درستكار را عزيز بدانيد و دروغگوى بدكردار را خوار بشماريد.

سخن راست بگوئيد و امانت را رد كنيد و به پيمان وفا نمائيد.

آن كس كه به سبب باطل در جستجوى‏ عزت باشد خداوند او را بوسيلۀ حق به ذلت مى‏كشاند.

اگر راستگو باشى به تو پاداش مى‏دهيم و اگر دروغگو باشى ترا به كيفر مى‏رسانيم.

كسى‌كه در سخن گفتن، راستى را از دست بدهد، گرامى‏ترين اخلاقش را مصيبت ديده است!

هيچ شمشير برنده‏اى در دست شجاع، ارزنده‏تر از راستى نيست.»

کتاب منبع: بخشى‏اززيبايى‏هاى‏نهج‏البلاغه، صفحه‏ى 116

* * *

 میلاد مسعود مولود کعبه، امام اول شیعیان و سرچشمۀ عدالت بر همۀ همراهان صفحات انتظار مبارک و فرخنده باد.

همچنین وفات اسوۀ صبر و پایداری، حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) بر همۀ منتظران عدل مهدی موعود (عجل‌الله) تسلیت و تعزیت باد.

به مناسبت این مولود مبارک، برای اولین بار، یک تم (Theme) مذهبی، برای گوشی‌های سونی‌اریکسون مدلW  برای  دانلود گذاشته میشه.

تم مذهبی موبایل
برای دانلود تم اینجا کیلیک کنید.

مهدی جان...!
تا جمعۀ ظهورت، چشم به راه آمدنت، بر پشت پنجره‌های انتظارت خواهیم نشست... تا روزی بیایی و طعمِ شیرینِ عدالتِ فراموش‌شدۀ علی
(علیه‌السلام) را، دوباره به جهانیان بچشانی و انتقام مظلومیت‌های عمه‌ات را بستانی...

التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 10:36 توسط عبد عاصی.
جمعه هفدهم خرداد 1387
هفتۀ سی‌ ویکم... (فرار...)

«بسم رب الزهرا»

یا امیرالمومنیــــــن روحـی فداک                 آسمـــان را دفن‌ کردی زیر خاک

آه را در دل نــهــــان کردی چــرا                 مـــاه را در گل نــهان کردی چـرا

یا علی جان تربت زهرا کجاست؟                 یـادگار غــــربت زهــرا کجـاست؟

 * * *

شیعه واقعی ویژگیهای خاصی دارد که در روایات از آن‏ها یاد شده است. امام صادق(ع) میفرماید:

"شیعیان ما اهل پارسایی و سخت کوشی و وفاداری و امانت‏داری‌اند و اهل زهد و عبادت‌اند.
آنان در شبانه روز 51 رکعت نماز می گزارند (17 رکعت نماز واجب و 34 رکعت نماز نافله) شب‏ها را به عبادت سپری می‌کنند و روزها را به روزه‏داری، زکات اموال‌شان را می‌پردازند و به حج می‌روند و از هر حرامی دوری می‌کنند.(1)

امام باقر(ع) نیز فرموده‏اند: شیعۀ ما کسی نیست مگر کسی که از خدا بترسد و او را فرمان برد. آنان جز با فروتنی و امانت‏داری و یاد خدا و روزه و نماز و نیکی به والدین و خوش‌رفتاری با همسایگان و راست‌گویی و تلاوت قرآن و نگه داشتن زبان و امین مردم بودن شناخته نمیشوند.(2)

در روایتی دیگر امام صادق(ع) نشانه‏های شیعیان را این گونه بیان فرموده‏اند:
1- گشاده دستی نسبت به برادران ایمانی
2- پرخاش‌گر و طمع‌کار نبودن
3- نماز را 51 رکعت خواندن
4- عزت نفس در برابر دشمنان
5- عمل به احکام شرعی(3)

پی‌نوشت‏ها:
1. بحارالانوار، ج 65، ص 167.
2. همان، ج 75، ص 175.
3. همان، ص 281.
برگرفته از سایت «درگاه پاسخگویی به مسائل دینی»

 یا فاطمة الزهرا....
برای مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی اینجا کیلیک کنید

آقای من......

نمیدانم از خود بگریزم یا از محیط دور و برم؟!

به درون می‌روم، هوای فرار دارم...!

به برون می‌روم، خلوت را به از آن می‌یابم....

نمی‌دانم تا به کی در هیاهوی خفقانی دنیامان باید روزها را شماریم؟!........

نمی‌دانم دیگر کدام سوی باید بگریزم؟؟

هرسو می‌نگرم جز آن می‌بینم که می‌باید بود!

گل نرگسم....

گم‌شده‌ایم به فریادمان رس.......

کی می‌آیی تا گمشده‌مان را به ما باز‌گردانی؟؟؟

یا صاحب الزمان عجل علی ظهورک.........

یا مُجیبَ المضطَر، اَجِب المُضطَر، بِحقّ المُضطر، و نحن المُضطرون......

التماس دعا

العجل العجل يا مولای يا صاحب العصر و الزمان
اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 0:32 توسط عبد عاصی.
جمعه بیستم اردیبهشت 1387
هفتۀ بیست و هفتم... (اوج بلا!)

«هو الرحيم»

در روايتى امام باقر(ع) مىفرمايند:

«لا يقوم القائم إلّا على خوف شديد منالناس و  زلازل و فتنة و بلاء يصيب الناس»

دولت حق برپا نمىشود مگر در شرايطى كه ترس همه را فرا گرفته و همه كس و همه جا دچار فتنه و بلايا و زلزله و طاعون و ديگر بيماريها شده باشند.

«وسيف قاطع بين العرب و اختلاف شديد بينالناس»

 جنگ كشورهاى عربى را فرا گرفته و در ميان مردم اختلاف نظرها شدت يافته است.

«و تشتيت فى دينهم و تغيير فىحالهم»

چنان مردم از حيث عقيدتى پراكنده شدهاند و حالات آن دگرگون شده است.

«حتى يتمنّى المتمنّى الموت صباحاً و مساء»

 چنان اوضاع عمومى سخت مىشود كه آرزوى مردم در هر صبح و شام مرگ مىشود.

در ادامه روايت درباره علت اين موضوع چنين مى