
«بسم الله الرحمن الرحيم»
از امام صادق (عليه السّلام) روايت شده است كه فرمود: پدرم از پدرش از جدّش رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) روايت كرده كه آن حضرت فرموده است:
- عابدترين مردم كسى است كه واجبات را بپا دارد.
- سخىترين مردم كسى است كه زكات مالش را بپردازد.
- زاهدترين مردم كسى است كه از حرام دورى ورزد.
- با تقواترين مردم كسى است كه حقّ را بگويد. چه به نفعش و چه به ضررش باشد.
- عادلترين مردم كسى است كه آنچه براى خود مىپسندد براى ديگران هم بپسندد، و آنچه براى خود نمىپسندد، براى ديگران نيز نپسندد.
- زيركترين مردم كسى است كه زياد به ياد مرگ باشد.
- و غبطه خورندهترين مردم كسى است كه در دنيا، [خودش را] از عقاب الهى، ايمن بداند و [از عمل ناكرده] اميد به ثواب داشته باشد.
- غافلترين مردم كسى است كه از تغيير و دگرگونى دنيا، پند نگرفته باشد.
- بزرگترين مردم در دنيا از جهت عظمت، كسى است كه دنيا نزد او عظمتى نداشته باشد.
- و عالمترين مردم كسى است كه علم و دانش مردم را با علم و دانش خود، جمع نمايد.
و این حدیث ادامه دارد...

برای مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی اینجا کلیک کنید.
باز گرد ای بغض صحرا گرد من باز گــــرما ده به بیت ســـرد من
ای که عمــــق انتــــــظارات منی ای که پشــــت استعـــــارات منی
من شب ظلمــانی استم تــار تــار انتظـــــارم انتظــــارم انتـظــــار
منتظـــر بودن عبادت کردن است با خیال دوست عادت کردن است
قبـــلۀ صحـــرانشین این کـویــــر بـال زخــــم سجـــادههایم را بگیر
با تو کبری در خضوعم مانده است چار رکعت در رکوعـــم مانده است
تشنــــگی از پـــای درآورده مـــرا آب، پشت سدّ جــــوعم مانده است
سجدهام سر میکشد از روی مهـــر غصّه بر دوش خضوعم مانده است
واجــــــباتم شد شهیــــد مســـتحـب اصل، در چـــاه فروعم مانده است
ای نمیدانم، کجــایی!؟ کیستـــی!؟ ای فراتر از چـــرایی، چیستــــی!
در غیــــابت آب را گِـــــل کردهاند مــــوج را مدیون ساحــل کردهاند
خاک در دست کسوف افتاده است آسمان هم در خسوف افتاده است
آه ای خـــورشیـــد روز رهـــگذر ای پنــــــاه ســــایههای در به در
بیتو ما دلشــــورههای بینـــــوا بر کدامین جـــاده یابیـــم إلتجــــا
من دعای عهـــــد میخوانم بیــــا بر سر این وعــــده میمانم بیــا
با تجـــــلّیهای پر هیبـــت بیــــا از میـــان پــــردۀ غیبــــت بیــــا
آن که عمری گشته در دنبال تو بـاز میآیـــد به استقبــــال تــــو
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
«بسم الله الرحمن الرحيم»
از صفوان جمّال، روایت شده است که گفت: خدمت امام صادق (علیه السلام) شرفیاب شدم و عرض کردم: فدای شما گردم؛ شنیدهام که فرمودهاید، شیعیان ما، همه اهل بهشت هستند؛ حال آنکه در میان شیعیان، گروهی هستند که گناه میکنند، و اعمال بسیار زشتی مرتکب میشوند، و شراب میخورند و اهل دنیا و خوشگذرانی هستند.
فرمود: بلی! همۀ آنها اهل بهشت هستند و هیچکدام از آنها که گفتی، از دنیا نمیرود تا اینکه گرفتار بیماری روحی یا جسمی، یا بدهی یا همسایۀ مردمآزار و یا همسر بداخلاق شود، و اگر به اینها که گفته شد مبتلا نشود، خدا جانکندن او را سخت میگرداند تا کفّارۀ گناهان او شود و از دنیا بدون گناه بیرون رود.
منبع: الروضة فی الفضائل: ح 185، بحار الانوار: 68/114 ح 33
برای مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی اینجا کلیک کنید.
تمام حاجـت مجنـــون، اشـــــارۀ لیـــلاست
اگر چه در دل لیــــلا همیــــشه ناپیــداست
تمام رنـــــج محـبت به خاطـــــر یــــار است
همیشه در غم یار است آنکه خاطرخواست
ترنـــج و دست چه حاجت به آن مکانی که
هزار یوسف مصری خـدای یوســـف ماست
فضـای صحــن دل من مسیـــر یـارم نیست
اگرچه راه عبـــــورش همیشه از دلهاست
غــم ظـــهور نخوردم، حضــــور هم گم شد
ز فیـــض بهــره نبردم اگرچه او اینـــجاست
ز فـــــرط معصیـــت مــا، حبیـب تنـــها شد
دلیل هجـــرتِ آن باوفـــا ز غفـــلت ماست
منبع: (رازهای کمال، هاشمی)
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
«بسم الله الرحمن الرحيم»
علی بن اسباط در کتاب نوادر، از عبید بن زراره و ابوعمر، و کشّی در کتابش از عبید بن زراره نقل کردهاند که:
خدمت امام صادق (علیه السلام) شرفیاب شدم و ابوعباس نزد آن حضرت بود.
عرض کردم: شخصی بنیامیّه را دوست دارد، آبا او با آنهاست؟
فرمود: بلی!
عرض کردم: شخصی شما را دوست دارد، آیا او با شماست؟
فرمود: بلی!
عرض کردم: اگرچه زنا کند و اگرچه دزدی کند؟
میگوید: امام به ابوعباس نگاه کرد و همینکه غفلتی از او مشاهده کرد، با اشارۀ سر به من فرمود: بلی!
منبع: الکشّی: 336 ح 617، بحارالانوار: 68/113 ح 29، نوادر علی بن اسباط: 18

برای مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی اینجا کلیک کنید.
گفتم شبی به مهــدی، بردی دلم ز دستم
من منتظر به راهت، شب تا سحر نشستم
گفتا: چکـــار بهــــــتر از انتــــظار جانـــــان؟
من راه وصــــل خود را بر روی تــــو نبستم
گفتـــم دلــــــم نــدارد بیتو قــــــرار و آرام
من عُقـــدۀ دلم را امشـــب دگـر گسستم
گفتا: حجــــاب وصـلـم باشد هـــــوای نفست
گر نفس را شکستی، دستت رسد به دستم
گفتم: ببخش جـــرمم، ای رحمـــت الهی
شرمنـــدۀ تو بودم، شرمنــــدۀ تو هستم
گفتا: هــــزار نوبت از جــرم تو گذشتــــم
پــروندۀ تو دیدم، چشــــمان خود ببستم
گفتا: مبــاش نـــومیـد از خـــانۀ امیــــدم
من کی دل محبّ شـرمنده را شکستم؟
(سیدحسین هاشمینژاد)
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
«بسم الله الرحمن الرحيم»
پروردگارا...
در اين روز درهاى فضل و كرمت را به روى من بگشا...
و بر من بركاتت را نازل فرما...
و مرا بر موجبات رضا و خوشنوديت موفقم بدار...
و در وسط بهشتهايت مرا مسكن ده...
اى پذيرندۀ دعاى پريشانان و مضطرین...
تمام عبادات ما عـــــادت است به بی عادتی کاش عادت کنیم
چه اشکال دارد پس از هر نماز دو رکعت گلی را عبـــادت کنیم
به هنـــــگام نیت برای نـــــماز به آلاله ها قصــــد قـــربت کنیم
چه اشکال دارد که در هر قنوت دمی بشـنو از نی حکایت کنیم
چه اشـــــــکال دارد در آیینهها جـــمال خــــدا را زیــــارت کنیـم
مگر موج دریا ز دریـــا جداست چرا بر یکی حکــم کسرت کنیم
پراکندگی حاصل کسرت است بیایید تمـــــرین وحـــــدت کنیم
وجود تو چون عین ماهیت است چــرا بـاز بحـــث اصالـــت کنیم
اگر عشق خود علت اصلی است چرا بحث معلــول و علـت کنیم
بیا جیب احســـاس و اندیشه را پر از نقل مهــر و محــبت کنیم
پر از گلشن راز از عقـــل ســـرخ پر از کیـــمیای سعــــادت کنیم
بیایید عیـــن عیــــن القــــــضات میان دل و دیــن قضـــاوت کنیم
اگـــر ســنت اوســت نــــو آوری نگاهی هم از نو به سنت کنیم
مگو کهنه شد رسم عهد الست بیایید تجـــدید بیــــعت کنیـــــم
بــــرادر چه شد رســـم اخوانیه بیــا یاد اهــل اخـــــوت کنیــــم
بگو قافیه سست بیا نادرست همینبسکه ما ساده صحبتکنیم
خــدایـــــا دلی آفـــتـــابی بــده که از بـــاغ گــلها حمایت کنیم
رعایت کنیم عاشقی را که گفت بیا عاشــقی را رعــــایت کنیم
(قیصر امینپور)
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
«بسم الله الرحمن الرحيم»
چیست این دلشورههای بیکران
پشت کاشیهای سبــــز جمکران
کِشتی امیــــــد در گِـــل تا به کِی
بانگِ «اللــهم عجـّــل» تا به کِی
تا به کِی از داغ هجـران تو صبر
جلوه کن ای آفـــــتابِ پشت ابـــر

ثمالى از امام سجاد (عليه السّلام) روايت كرده كه فرمود:
دو گام در نزد خداوند از همه گامها محبوبتر مىباشند:
گامى كه مؤمن در راه خداوند برمىدارد؛
و گامى كه بطرف صلۀ ارحام برداشته میشود، در حالى كه آن رحم با او قطع ارتباط كرده باشد.
در نزد خداوند دو جرعه از همه جرعهها محبوبتر مىباشند:
اول آن است كه مؤمنى خشم خود را با حلم فرو نشاند؛
دوم مؤمنى كه با صبر مصيبتها را زائل گرداند.
در نزد خداوند دو قطره از همه قطرهها محبوبتر هستند:
قطره خونى كه در راه خداوند ريخته گردد؛
و قطره اشكى كه در دل شب از ديدهاى بريزد، و براى خدا باشد.
منبع: الإيمان و الكفر بحار الانوار، ج1، ص: 508
میلاد با سعادت امام حسن مجتبی علیه السلام مبارک و فرخنده باد.![]()
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
«بسم الله الرحمن الرحيم»
السلام علیک یا اباصالح المهدی
یک هفته انتظار دیگر سر آمد!
امّا هنوز چشمانمان بر پیچ جاده، چشم به راه نشسته...
ولی اینبار فرق میکند!
یوسف زهرا... چه میشود اگر در این ماه خدا، چشمان روزهدار ما با دیدن روی تو افطار کنند...؟
و شیرینی نگاه تو بر کام ما بنشیند...؟
آقاجان... ما هنوز منتظریم!
به این امید که دیگر این جمعه، ندای تو هنگامی که بر دیوار کعبه تکیه زدهای، اذان افطارمان شود و دیدار رویت نصیبمان و نور نگاهت رزق سفرۀ دلهایمان......
به پایت ریختم انـــــدوه یک دریـــــــا زلالی را
بلـــور اشــــکها در کاســۀ مــاه هـــلالی را
چمن آیینهبندان میشود صبـــحی که بازآیی
بهارا ! فــرش راهت میکنم گلهای قالی را
نگاهت شمـــع آجین میکند جــان غزالان را
غمت عین القضاتی میکند عقـــل غزالی را
چه جامی میدهی تنهایی ما را جلال الدین!
بخـوان و جلــوهای بخشای این روح جلالی را
شــهید یوسفستان توام زلــــفی پریشان کن
بخشکان با گـــل لبخندهایت خشــکسالی را
سحـــر از یــاس شد لبریز دلهای جنوبیمان
نسیـــم نرگــسات پر کرد ایــوان شمـــالی را
افـقهایی که خــونرنگاند، عصـر جمعۀ مایند
تماشــا میکنم با یـــاد تو هر قـــاب خالی را
کدامین شانه را سر میگذارم وقت جان دادن
کدام آیینه پایــــــانیست این آشفته حالی را
تو نــاگاهان میآیی مثل این نــاگاه بیفرصت
پذیرا باش از این دلتنگ، شعــــری ارتجالی را

حارث پسر دلهاث آزاد كرده امام رضا (عليه السّلام) گويد: شنيدم حضرت ابا الحسن (عليه السّلام) مىفرمود: مؤمن نيست كسى مگر اينكه سه رفتار در او باشد.
روشى از خدا؛ و سنتى از پيغمبر خدا؛ و آئينى از ولى خدا !
اما روشى از خدا، پوشاندن اسرار است. خداوند در قرآن مىفرمايد:
«عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ»
داناى نهانها است. پس آگاه نگرداند كسى را بر نهان خود، جز آنكه را بپسندد. (سورۀ جن، آيۀ 26)
و روشى از پيغمبر خدا، مداراى با مردم بود؛ و خداوند پيغمبر خود را با سازش و راه آمدن با مردم سفارش كرد و فرمود:
«خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ»
(گذشت را پيشه گير و به خوبى امر كن و از نادانان روى برگردان. (سورۀ اعراف، آيۀ 199)
و اما آئين ولىّ خدا، صبر در سختىها و بلاها است و خدا مىفرمايد:
«وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ»
بردباران در پريشانى و رنجورى (سورۀ بقره، آيۀ 177)
منبع: صفات الشيعة با ترجمه، ص: 38، حدیث 61
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
«بسم رب المهدی المنتظر»

مَن طَلَبَ شَیئاً و جَدَّ، وَجَدَ و مَن قَرَعَ باباً وَ لَجَّ، وَلَجَ.
هر کس دنبال چیزی بگردد، اگر تلاش کند، آن را مییابد،
و هر کس دری را بکوبد و سماجت ورزد، آن در به روی او گشوده میشود.
منبع: مصباح الشريعة، ص: 389 و نهج الفصاحة مجموعه كلمات قصار حضرت رسول (ص)، ص: 776 و...

السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه...
السلام علیک یا صاحب الزمان...
آقا جون...
جز شرمندگی چی داریم که بگیم...؟
نمیدونم چطوری اسم خودمون رو شیعۀ شما گذاشتیم، در حالیکه هفتهای یه بارم، به زور میایم سراغ شما...!؟
نمیدونم چطوری ادّعای منتظری شما رو داریم، در حالیکه شما تو غربت گناهان ماست که دارین به سر میبرین... اون وقت ما بیخیال نشستیم و همش میگیم آقا چرا نمیای!؟
متأسفانه همین حدیث کافیه تا باور کنیم که تلاشهامون چقدر آبکی و تو خالیه....
وقتی پیامبر عظیمالشأن اسلام (صلواتاللهعلیهوآله)، با این صراحت فرمودن، اگه دری رو واقعاً بکوبیم، حتماً اون در به رومون باز میشه، پس باید بپذیریم که ما تا حالا واقعاً در خونۀ امام زمانمون (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) رو نکوبیدیم....
هرچند خیلی تلخ و دردناکه، ولی باید قبول کنیم که تا حالا برای اقامون هیچ کاری نکردیم...
باید باور کنیم که این به اصطلاح تلاشها و این سماجتهامون، جز حرف زودگذری، بیش نبوده....
اماممون برای تحقق دولت کریمه و برقراری حکومت عدل روی زمین، نیاز به مرد عمل دارن....
مرد عمل... ایمان و تقوی واقعی... دعای واقعی... خودسازی... خلوص و....
گل نرگسم...
دعامون کن تا مرد عمل باشیم...
دعامون کن تا دعاهامون واقعی باشه...
دعامون کن تا منتظرت باشیم...
التماس دعا
ســایۀ حـــق، بـر ســـر بنـــده بــود * * * عاقـــبت جـوینــــده، یابنـــــده بـــود
گفت پیغمبــــــر که چون کوبــی دری * * * عاقـــبت زان در بــرون آیــد ســــری
چـون نشـینی بر ســر کـــوی کســــی * * * عاقــبت بینـــی تـــو هم روی کســـی
چون ز چــاهی میکَنی هر روز خـاک * * * عـاقـــبت انــدر رســـی در آب پاک
اللهم عجل لوليک الفرج
«بسم الله الرحمن الرحيم»
بارالها...
به هر ریسمانی که آویختیم برید... به هر شاخهای که نشستیم شکست... و بر هر ستونی که تکیه زدیم، افتاد... تنها تویی که حق محبت را تمام و کمال، ادا میکنی... به ما هم الفبای محبت بیاموز...
خدایا...! از آن زمان که شنیدیم محبوبمان، ناشناس در میانمان میگردد و در همین هوا تنفس میکند...، و وقتی ظهور میکند همگان میگویند که ما پیش از این او را دیدهایم...، به همه سلام میکنیم...
شاید که لااقل پاسخی هرچند به ناشناس از او بشنویم...
ای خدا تا کِی ما چشمبسته بمانیم و او ناشناخته بماند....؟
السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه
آقاجون بیش از همیشه جای خالیتون حس میشه...
فرجی مولا....
یا صاحب الزمان ادرکنی...
عمری است که ما از حضور او جا ماندیم -:-:- در غـــربت ســـرد خــویش تنــها مـاندیم
او منتـظــــر مــاست که ما بـــرگـــردیــم -:-:- ماییــم که در غــیبت کـبــــری مـــاندیـم
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
«بسم رب المهدی المنتظر»
عن معمّر بن خلّاد قال: ذكر القائم (عليهالسّلام) عند أبى الحسن الرضا (عليهالسّلام)
فقال: «أنتم اليوم أرخى بالاًمنكم يومئذٍ»
قالوا: «كيف؟»
قال: «لو قدخرج قائمنا (عليهالسّلام) لم يكن الاّ العَلَق والعرق، والنوم على السُّروج...»
معمر بن خلاد مىگويد: در مجلس امام رضا (عليهالسّلام) از امام قائم (عليهالسّلام) يادى به ميان آمد، آن حضرت فرمود:
«شما، امروز [كه امامتان قيام نكرده و حكومت را به دست نگرفته] در آسودگى و آسايش بيشترى نسبت به آن روز [كه امامتان قيام مىكند] قرار داريد.»
از آن حضرت پرسيدند: «چهطور چنين است؟»
فرمود: «هنگامىكه قائم ما [اهل بيت] خروج كند، چيزى جز عرق ريختن و خون بسته شدهاى [كه از سختى كار بر پوست دست و صورت ظاهر مىشود] و نيز خواب و استراحت بر روى زين اسبها نخواهد بود.»
منبع: امام رضا(ع): بحارالانوار، ج 52، ص 359
آیا واقعاً برای چنین روزی آمادهایم...!؟
آیا تا این حد ساخته شدیم...!؟
-:-:- تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل... -:-:-
تمنای وصال!
خوشا آن سر كه سـوداى تـو دارد -:-:- خوشا آن دل كه غوغــاى تـــو دارد
ملَـك غـیـرت بـرد افــلاك حـسـرت -:-:- جـنــونى را كه شیـــداى تــــو دارد
دلـــم در ســر تــمــنـاى وصـالــت -:-:- ســـرم در دل تـمـاشـاى تــــو دارد
فـرود آیـد بـه جز وصـل تو هیــهات -:-:- سـر شــوریـده ســوداى تــــو دارد
دلـم كـى بـازمـانـد چون به پـــرواز -:-:- هــواى قـــاف عـنـقـــاى تــــو دارد
چو ماهى مىطپم بر ساحل هجر -:-:- كه جـانم عشــق در پاى تـــو دارد
دل و جـان را كـنـم مـــأواى آن كـو -:-:- دل و جـان بهـــر مـــأواى تـــو دارد
نـهـم در پـاى آن شـوریـده سر كو -:-:- سـر شـــوریـده در پـــاى تــــو دارد
فــدایـت چـون كـنـم بـپـذیـر جـانـا -:-:- چــرا كایـن ســر تمـنـاى تــــو دارد
چگـونـه تـن زنـد از گـفـت و گـویت -:-:- چو در سر فیض هیــهاى تــو دارد
علامه ملا محسن فیض كاشانی
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
بهترین پدر عالمیان، روزت مبارک...![]()
نازد به خودش خدا که حیـدر دارد دریـــای فضائلی مطــهر دارد
همتای عــــلی نخواهـد آمد والله صد بار اگر کعـــبه ترک بردارد

عیدتون مبارک ![]()
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام علیک یا صاحب الزمان!
مولای من؛
در عصری زندگی میکنیم که دشمن کافر، با تمام قوا، سعی داره اسلام و دین رو نابود کنه...
هدف شلیک گلولههای نامرئیشم، مغزهای ما مردم....
مردمی که اطلاعات کافی ندارن و فریب گفتهها و دیدههاشون رو میخورن...
آخه متأسفانه دشمنای ما، دارن هرکسی رو به زبون خودش فریب میدن.......
یکی که فقط اسم مسلمونی، تو شناسنامش ثبت شده و از باطن دین خبر نداره، با اولین شبهۀ ساده، جذب دشمن میشه و از حقیقت کناره میگیره...!
اون یکی که مسلمونه و ادعای مسلمونی هم داره، با نشستن سر ماهوارههای دشمن، شستشوی مغزی میشه و ناخودآگاه به کِرم داخل سیب تبدیل میشه...!
اون یکی که اسیر شهوتها و هوسهاشه، با کانالهای دیگۀ ماهواره، از خود بیخود میشه و جذب دشمن...!
خلاصه هر کس به نوعی.......
وای چقدر تبلیغات گسترده است.....
برای هر قشری، برای هر تیپ خاصی، برنامههای خاصتر...!
هرکسی رو به زبون خودش گول میزنن...
حقا که شیطان داره شبانهروزی، تخمهای خودش رو در جاهای مختلف دنیا میکاره و اکثر ما مسلمونها هم بیخبر و غافل از همهجا، سرمون به زندگی و کار و حسابکتاب خودمون گرمه.....
به راستی که حق فرمودن: در آخرالزمان ممکنه صبح با ایمان از خونه خارج بشیم و شب بیایمان به خونه برگردیم و صبح با ایمان باشیم و در فاصلۀ شب تا صبح، بیایمان........
خدایا، تو رو به حق این ماه عزیز...
تو رو به حق قطرههای خون شهدا که در نزد تو عزیزترین قطرههاست...
تو رو به حق پیامبر عظیمالشأن خودت و خاندان مطهرش (صلواتاللهعلیهماجمعین)...
صاحب و امام ما رو بهمون برگردون..... که دیگه به هیچ چیزی امیدی نداریم.....
خدایا، هشیارمون کن و مواظبمون باش، تا مبادا دینمون رو در این وانفسای زمانه، از دست بدیم.......
آمین یا رب العالمین
عمـــــرم تمـام گشت ز هجـــــران روى تـو
ترســــم شـــها بــه خــاك بـــرم آرزوى تــو
آنگه كه روى مــــاه تو از ديــده شد نهـــان
عشــاق را هميشه بود، ديـــده سـوى تـو
دامـن پر از ستاره كنم شب ز اشك چشم
چــون بنگـــرم به مــــاه و كنم يــاد روى تو
گــردش به بــــاغ بهــــر تماشـاى گـــل بود
گــــلهاى بــــاغ را نبـــود رنـــگ و بوى تـو
تا كى ز هجــر روى تو سوزيم همچو شمع
شبها به يــــاد روى تــو و گفتـگـــوى تــو
رحــمى به حــال شاهـــد از پا فتـاده كــن
تا كـــى به هر ديـــار كند جستجـــوى تــو
![]()
ولادت با سعادت امام محمد تقی، جواد الائمه (علیهالسلام) بر همۀ محبان حضرتش مبارک و فرخنده باد.
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
السلام علیک یا امام العصر و الزمان؛
سلام بر دوستان صفحات انتظار؛
نمیدونم چرا اتفاقات این روزهای اخیر، منو همش یاد زمان امام علی (علیهالسلام) میندازه. همون روزهایی که خلافت بر حقشون از ایشون سلب شد.
وقتی که امّت پیغمبر اسلام (صلواتاللهعلیهوآله)، بر اساس اختلافات و نظرات سیاسی مختلف ابرقدرتهای سیاسی زمان خودشون، فرقه فرقه شدن و دل زهرا و علی و فرزندانش، یک به یک بر اثر همون تفرقۀ اولین امّت، خون شد و سقیفه و عاشورا و........ رو به دنبال خودش داشت....
ای امّت شیعۀ پیامبر و علی و زهرا و فرزندانش(صلواتاللهعلیه اجمعین)، به یاد بیارید که امروز هم پس از قرنها، اختلاف شیعه و سنی و وجود سایر فرقههای مختلف اسلامی، از همون جا آغاز شد.... مبادا ما امّت اسلامی، باز هم با کارهامون دل امام زمان مون رو خون کنیم.....
از همۀ مسلمانان و ایرانیان عزیز تمنّا میکنم، به خداوندی خدا سوگندشون میدم که تعصّبها و عصبیّتهای اون زمان رو دوباره تکرار نکنن.....
مبادا تاریخ را تکرار کنیم.....
بیایید از عبرتگیرندگان باشیم....
نباید اجازه بدیم اون روزها دوباره تکرار بشه....
برای کسیکه بخواد قدری تأمل کنه، همینقدر بسه...
در خانه اگر کس است، یک حرف بس است....

على بن ابراهيم قمى در تفسير خود از ابو خالد كابلى روايت ميكند كه حضرت امام محمد باقر (عليه السّلام) فرمود: به خدا قسم گويا قائم را مينگرم كه تكيه داده است به حجرالأسود، و مردم را به حق خودش سوگند ميدهد و ميفرمايد: اى مردم هر كس در بارۀ خدا گفتگوئى دارد از من بپرسد كه من از هر كس به خدا نزديكترم...
آنگاه به طرف مقام ابراهيم ميرود و دو ركعت نماز ميگزارد، سپس مجدداً مردم را به حق خودش به امور ياد شده سوگند ميدهد! آنگاه حضرت باقر (عليه السّلام) فرمود: به خدا قسم «مضطر» و گرفتارى كه خداوند در آيه: «أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ» فرموده، اوست.(بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج52، ص: 316)
![]()
اشكى ببار سنگ مزار غريب را
يك نوبهار اگر بشكوفد لبان تو را
پر مىشود تمام زمين، عطر سيب را
تنها به اشتياق سلامى گذاشتم
در پشتسر هر آنچه فراز و نشيب را
آتش گرفت روح كويرانهام،
زلال روزى بيا و آب بزن اين نهيب را
اين كيست؟ اين كه با دل من حرف مىزند
نشنيدهايد هيچ صداى عجيب را؟
آرام مىشود دل توفانى اى عجب!
خاصيتى است آيۀ امن يجيب را
«آرش شفاعى بجستان»

پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) فرموده است:
اُبشّركم بالمهدى يبعث فى امّتى على اختلاف من الناس وزلازل، فيملأ الارض قسطاً وعدلاً بعد ما ملئت ظلماً وجوراً» (بحارالانوار، ج 5، ص 81)
»شما را به ظهور مهدى (عليه السلام) بشارت مىدهم كه در هنگامۀ اختلاف و كوبشهاى سخت در امّتم پديدار شود و زمين را پس از ظلم و جور، پر از عدل و داد سازد.»
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
اللهم عجل لوليک الفرج
پینوشت:
خدایا خودت میدونی چیا رو دلمون سنگینی میکنه... خودت هدایتمون کن... خودت بهمون رحم کن... خودت دستمون رو بگیر و بینشی بده که عبرت گیرنده باشیم.... آمین یا رب العالمین
«بسم الله الرحمن الرحيم»
أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ (سورۀ نمل، آیۀ 62)
از امام صادق (عليه السّلام) روايت شده كه فرمودند:
اين آيه دربارۀ قائم آل محمد(عجلاللهتعالیفرجهالشریف) نازل شده است. والله، «مضطر» اوست كه در مقام حضرت ابراهيم دو ركعت نماز بگذارد و خدا را بخواند، پروردگار نيز اجابت كند و گرفتارى او را برطرف سازد و آنها را در زمين خليفۀ خود گرداند. (بحار الأنوار، ج51، ص: 48)
تهذیب نفس، شرط درک خدمت امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف)
حجة السلام قدس میگوید:
«روزی آقا فرمودند: در تهران استاد روحانیای بود که «لُمعَتین» را تدریس میکرد، مطلع شد که گاهی از یکی از طلاب و شاگردانش که از لحاظ درس خیلی عالی نبود، کارهایی نسبتاً خارق العاده دیده و شنیده میشود.
روزی چاقوی استاد (در زمان گذشته وسیله نوشتن قلم نی بود، و نویسندگان چاقوی کوچک ظریفی برای درست کردن قلم به همراه داشتند) که خیلی به آن علاقه داشت، گم میشود و وی هر چه میگردد آن را پیدا نمیکند و به تصوّر آنکه بچه هایش برداشته و از بین بردهاند، نسبت به بچهها و خانواده عصبانی میشود، مدتی بدین منوال میگذرد و چاقو پیدا نمیشود و عصبانیت آقا نیز تمام نمیشود.
روزی آن شاگرد بعد از درس به استاد میگوید:
«آقا، چاقویتان را در جیب جلیقۀ کهنۀ خود گذاشتهاید و فراموش کردهاید، بچهها چه گناهی دارند.» آقا یادش میآید و تعجب میکند که آن طلبه چگونه از آن اطلاع داشته است.
از اینجا دیگر یقین میکند که او با (اولیای خدا) سر و کار دارد، روزی به او میگوید: بعد از درس با شما کاری دارم. چون خلوت میشود، میگوید: آقای عزیز، مسلّم است که شما با جایی ارتباط دارید، به من بگویید خدمت آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مشرف میشوید؟
استاد اصرار میکند و شاگرد ناچار میشود جریان تشرّف خود را خدمت آقا به او بگوید.
استاد میگوید: عزیزم، این بار، وقتی مشرف شدید، سلام بنده را برسانید و بگویید: اگر صلاح میدانند چند دقیقهای اجازۀ تشرّف به حقیر بدهند.
مدتی میگذرد و آقای طلبه چیزی نمیگوید و آقای استاد هم از ترس اینکه نکند جواب، منفی باشد جرأت نمیکند از او سؤال کند ولی به جهت طولانی شدن مدت، صبر آقا تمام میشود و روزی به وی میگوید: آقای عزیز، از عرض پیام من خبری نشد؟ میبیند که وی (به اصطلاح) این پا و آن پا میکند.
آقا میگوید: عزیزم، خجالت نکش آنچه فرمودهاند به حقیر بگویید، چون شما قاصد پیام بودی (و ما علی الرسول إلا البلاغ المبین)
آن طلبه با نهایت ناراحتی میگوید آقا فرمود: «لازم نیست ما چند دقیقه به شما وقت ملاقات بدهیم، شما تهذیب نفس کنید من خودم نزد شما میآیم.»

اماما سلام!
مهدیجان سلام!
گل نرگسم سلام!
آقاجان...!
میدانم که دیر کردیم...
میدانم که هنوزم که هنوز است، در انتظار آمدنمان صبر میکنی...!
میدانم که با این همه انتظار و انتظار کردنمان، هنوز هم الفبای انتظار را نیاموختهایم...!
امّا شما... امّا شما هنوز هم چشم امیدتان به ما مردم زمانه است...!
مولاجان...!
سالهاست کنارمان بودهای!
سالهاست که در کوچهها و خیابانهایمان، از کنارمان به آرامی گذشتهای....
سالهاست برایمان دعا میکنی و واسطۀ فیض ما با آسمانی...!
یا صاحب الزمان...
امّا ما زمینیان، با صاحب و اماممان چه کردیم!؟
آیا این ما نبودیم که با گناهانمان، شما را آزردیم و هر چه بیشتر بر دوران غیبتتان افزودیم...!؟
یا بقیة الله...
ما همانهایی هستیم که اَمان خویش را گم کردیم، امّا حقیقتاً به جستجویش برنخاستیم...!
ما همانهایی هستیم که در سایۀ نام شما، روزگار گذراندیم، امّا قدمی برای زدودن نقاب غیبت از روی دلنشین شما برنداشتیم...
آقاجان...
میدانم که همۀ حرفهایمان ادّعایی بیش نبوده است...
امّا...
ای گل نرگسم...
با همۀ نبودنها و ادّعاهایمان...!
با همۀ بیمهریها و ظلمهایی که در حق شما روا داشتیم...!
باز هم بر ما گران است که شما را ببینیم امّا شما را نشناسیم...!
بر ما گران است که صدای همگان را بشنویم، امّا صدای دلنشین شما را نشنویم...!
مهدی جان...
بر ما گران است که الطاف شما را به عینه در زمین ببینیم، ولی دشمن بر ما طعنه زند و حقایق بودنتان را انکار کند...
ای اَمان آسمان و زمینیان....
بر ما بتاب ای خورشید امامت...
العجل العجل یا مولای یا صاحب العصر و الزمان

مینشینم چو گــِــدا بر سـر راهـت
شایـد افتد به من ِخســته نگاهـــت
به امـــیدی که ببینم روی مــــاهت
مینشینم همه شـب بر سر راهــت

صحبتی با دوستان وبلاگ نویس:
به تازگی، هجمۀ شدیدی از سوی وهابیها و معاندین اسلام و مذهب تشیع، در گوشه گوشۀ اینترنت مشاهده میشه.
این معاندین با ایجاد وبلاگهای مختلف، با حرفهایی به ظاهر علمی (ولی عملاً پوچ و از سر دشمنی محض)، در حال شبهه افکنی بین شیعیان فارسی زبان هستند.
به ظاهر، این افراد فقط میخوان با غوغاسالاری و جلب مشتری، حضور خودشون رو پر رنگ جلوه بدن و احیاناً امثال خودشون رو هم در این جلب مشتریها، دور خودشون جمع کنن.
پیشنهاد من به دوستان وبلاگ نویس:
1- از آنجایی که این افراد قصد شلوغبازی و جمع کردن مردم به دور خودشون هستن، بهتره نظرات این افراد تایید نشه تا اسم و وبلاگهاشون، بین دوستانمون پخش نشه و از اشاعۀ اینچنین مطالبی جلوگیری بشه.
2- دادن پاسخهای علمی و مستند در این برهه از زمان بسیار ضروریه، دوستانی که میتونن به این شبهات پاسخهای مستدل و علمی ارائه بدن، بهتره بدون ذکر وبلاگ معاند، مطالب خودشون رو ترویج بدن.
بیایید سعی کنیم تا در هدف این دشمنان دین، سهیم نباشیم.
هدف آنها جز غوغاسالاری و ترویج شبهات و مطرح کردن خودشان نیست.
بیایید آگاهانه و آیندهنگرانه به اینچنین مسائلی نگاه کنیم.
نظر شما چیه؟
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
«بسم الله الرحمن الرحيم»
بر هر چه بنگرم تـــو نمودار بودهاى *** اى نانموده رخ، تو چه بسيار بودهاى
اى مــــدنى بُرقــــــع و مكّى نقــــــاب *** سايهنشيــــن چنـــــد بــــود آفـــــتاب؟
منتـــــظران را به لــــب آمــد نفــــس *** اى ز تـو فريــــــاد، به فريــــــاد رس

امام صادق(عليه السلام) پیرامون غیبت حضرت مهدی(عجلالله تعالی فرجه الشریف) فرمودند:
اى زراره او كسى است كه مردم انتظارش را خواهند داشت، و او همان است كه ولادتش از انظار مردم مخفى خواهد بود، گروهى ميگويند او هنوز متولد نشده؛ جماعتى اظهار ميكنند: وى از انظار مردم نهان است، بعضى ميگويند: او هنوز در شكم مادرش هست، دستهای خواهند گفت: او دو سال قبل از فوت پدرش وفات كرده است...
در حالى كه وى نمُرده و در پشت پردۀ غيبت در انتظار اذن خداوند است تا فرمان خروج او را بدهد، و ليكن پروردگار با غيبت او ميخواهد شيعيان را بيازمايد؛
در غيبت ولى عصر(عجلالله تعالی فرجه الشریف) اهل باطل گرفتار شك و ترديد ميگردند و در حيرت و سرگردانى فرو ميروند.
زراره گويد: عرض كردم: قربانت گردم: اگر من آن زمان را درك كردم چه عملى انجام دهم؟
فرمود: اى زراره هر گاه آن عصر را درك كردى به قرائت اين دعا مداومت كن:
«اللّهم عرّفنى نفسك، فانّك إن لم تعرّفنى نفسك لم اعرف رسولك؛ اللّهم عرّفنى رسولك، فانّك إن لم تعرّفنى رسولك لم اعرف حجّتك؛ اللّهم عرّفنى حجّتك، فانّك إن لم تعرّفنى حجّتك ضللت عن دينى».
«خدايا خودت را به من بشناسان، كه اگر تو خودت را به من نشناسانى، پيامبرت را نتوانم شناخت.
خدايا پيامبرت را به من بشناسان، كه اگر تو پيامبرت را به من نشناسانى، حجّتت را نتوانم شناخت.
خدايا حجّت خود را به من بشناسان، كه اگر تو حجّتت را به من نشناسانى، از دينم گمراه خواهم شد.»
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
«بسم الله الرحمن الرحيم»
شب، طلبۀ جوانی به نام محمدباقر در اتاق خود در حوزۀ علمیه مشغول مطالعه بود. به ناگاه دختری وارد اتاق او شد و در را بست و با انگشت به طلبۀ بیچاره اشاره کرد که ساکت باش!
دختر گفت: شام چه داری؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر در گوشهای از اتاق نشست و محمد به مطالعه خود ادامه داد.
از آن طرف، چون این دختر شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با زنان دیگر، از حرمسرا خارج شده بود، لذا شاه دستور داده بود تا افرادش شهر را بگردند ولی هر چه گشتند پیدایش نکردند.
صبح که دختر از اتاق خارج شد مأموران شاهزاده خانم را همراه محمدباقر به نزد شاه بردند.
شاه عصبانی پرسید: چرا شب به ما اطلاع ندادی و....؟
محمدباقر گفت: شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلّاد خواهد داد. شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده است یا خیر؟ و بعد از تحقیق از محمدباقر پرسید: چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟ محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته است...
لذا علت را پرسید. طلبه گفت: هنگامیکه آن دختر وارد حجرۀ من شد، با خودنمایی و افسونگریهای پیدرپی خود، میکوشید تا توجه مرا به سوی خویش معطوف سازد. نفس امّاره نیز مرا مدام وسوسه مینمود.
اما هر بار که نفسم وسوسه میکرد، یکی از انگشتان خود را بر روی شعلۀ سوزان شمع میگذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمان و شخصیتم را بسوزاند.
شاه عباس از تقوا و پرهیزکاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میرمحمدباقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علمدوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی میدارند. از مهمترین شاگردان وی میتوان به ملاصدار اشاره نمود.
نفس امّاره یکی از عواملی است که انسان را به ارتکاب گناه وسوسه میکند.
قران کریم میفرماید: نفس امّاره به سوی بدیها امر میکند مگر در مواردی که پروردگار رحم کند. (سورۀ یوسف، آیۀ53)
انسانهایی که در چنین مواردی به خدا پناه میبرند، خداوند متعال آنها را از گزند نفس امّاره حفظ میکند و به جایگاه ارزشمندی میرساند.
با تصرف از کتاب آموزههای وحی در قصههای تربیتی، عبدالکریم پاک نیا – سایت تبیان
بیا مهـــــدی گــل زهــــرا که چشمم مست دیدارت
بیـــا که من نمیدانـــــم کجــــــا گردم به دنبــــالت
غـــم هجــــر تو را تا کِی کشم بر قلـــب بیتــــابم
و تا کی منتــــظر باشم شود پایان به هجـــــرانت
بیا مهــــدی رهامان کن از این گمراهی و ظلــمت
که دیگر صبر ما سر شد از این دوری و هجرانت
از این دنیا به جز انــــــدوه چیزی عاید ما نیست
بیا و با حضـــــور خود غــــــم دل را به پایان بر
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه
السلام علیک یا صاحب العصر و الزمان
مولای مهربانم سلام؛
اماما سلام...
از میان روزهای بهاری زمین سلامتان میکنیم...
این روزها که نسیم بهاری از میان شکوفههای نو رسیده، خرامان خرامان میخزد و نوید بهار را در جانهایمان زنده میکند، جای خالی شما را بیشتر احساس میکنیم.
دلمان میخواست، همۀ مردم دنیا، بهار را با تمام وجودشان احساس کنند، تا دیگر سردی هیچ رنج و ستمی وجود نداشته باشد. دلمان میخواست، دل همۀ مردم دنیا را شاد ببینیم؛ ولی میدانیم که تحقّق این آرزو زمانیاست که شما بهار آمدنتان را بر دلهایمان بنشانید...
آقاجان... نمیدانم در گوشه گوشۀ این دنیای پهناور چه میگذرد، اما هرچه هست، میدانم که دلهای بسیاری برای شما تنگ شده است. حتّی آنهایی که شما را به اسم نمیشناسند!
آخر میدانیم که شما بر دلها حکمرانی میکنید. پس هرجا دلی زنده باشد، شما هم آنجایید...
میدانیم که روزی میآیی...
فقط آرزو میکنیم که ما هم آن روز حضور داشته باشیم و پیروزی حق بر باطل را ببینیم.
آرزو میکنیم بتوانیم ما هم سهمی از ظهور شکوهمند شما داشته باشیم.

بازآ كه بیتو بر ندمد آفتاب صبح
خورشید را مگر تو گذاری به قاب صبح
ای فارق سپیدۀ ایمان ز شام کفر
باشد غیاب روی تو، ما را غیاب صبح
ای یادگار فاطمه، ای وارث حسین
ای از تبار روشنی، ای هم رکاب صبح
ای ساقی زلال صفا، بیحضور تو
شد ساغر سپیده تهی از شراب صبح
ای آفتاب صادق حق جلوهای که سوخت
در حسرت نگاه تو، چشم پر آب صبح
ای مقتدای رويش گلهای روشنی
بازآ كه بی تو بر ندمد آفتاب صبح
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
«بسم الله الرحمن الرحيم»
گفتند، تو که بیایی، خون به پا میکنی!
جوی خون به راه می اندازی و از کشته، پشته میسازی!
و ما را از ظهور تو ترساندند!
پیش از آنکه نگاه مهرگستر و نگاه عاطفۀ تو را توصیف کنند، شمشیر تو را نشانمان دادند...
ما از همان کودکی، تو را دوست داشتیم و با جانمان به تو عشق میورزیدیم؛
و با همۀ وجودمان بیتاب آمدنت بودیم....
چه گلستانی میشود جهان، وقتی که تو بیایی!
ای محبوب عزلی و ای معشوق آسمانی!
ظهور تو، بیتردید، بزرگترین جشن عالم خواهد بود و عاقبت جهان را ختم به خیر خواهد کرد...
و ما نیز تا آن هنگام که نوای أنا بقیةالله تو را بشنویم، منتظر آن روز خواهیم ماند...
و میدانیم که روزی در همین نزدیکیها خواهی آمد...
مژده اى دل كه مسيحا نفسى مىآيد
كه ز انفاس خوشش بوى كسى مىآيد
ز غم هجر مكن ناله و فرياد كه من
زدهام فالى و فرياد رسى مىآيد
از آتش وادى ايمن نه من خرم و بس
موسى آنجا به اميد قبسى مىآيد
هيچكس نيست كه در كوى تواش كارى نيست
هر كسى آنجا به طريق هوسى مىآيد
كس ندانست كه منزلگه معشوق كجاست
اينقدر هست كه بانگ جرسى مىآيد
جرعهاى ده كه به ميخانۀ ارباب كرم
هر حريفى ز پى ملتمسى مىآيد
دوست را گر سر پرسيدن بيمار غمست
گو بران خوش كه هنوزش نفسى مىآيد
خبر بلبل اين باغ بپرسيد كه من
نالهاى مىشنوم كز قفسى مىآيد
يار دارد سر صيد دل حافظ ياران
شاهبازى به شكار مگسى مىآيد
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
«بسم الله الرحمن الرحيم»
در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) میخوانیم:
«انما قدر الله عون العباد علی قدر نیاتهم فمن صحت نیته تم عون الله له، و من قصرت نیته قصر عنه العون بقدر الذی قصره»
خداوند به قدر نیّتهای بندگان به آنها کمک میکند، کسی که نیّت صحیح و ارادۀ محکمی داشته باشد، یاری خداوند برای او کامل خواهد بود، و کسی که نیّتاش ناقص باشد، به همان اندازه، یاری الهی در حق او کم خواهد شد.
(بحارالانوار، جلد67، صفحه۲۱۱ (

برای مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی اینجا کلیک کنید.
مولاجان...
دردهای زیادی است که به آنها وعده دادهام با آمدنت علاج میشوند.
جمعهها، دم غروب، وقتی آسمان، از اندوه نیامدنت دوباره مثل صدها سال دیگری که خون گریسته است، اشک سرخ میبارد، به خود میگویم: آقایم باز هم نیامد...
درست جمعهها، وقتی قلبم و قلب همه، از تنگی فراغت مثل لالهای که زیر پا لگد شود، چروکیده و رنجیده میشود، با خود میگویم: این درد عاقبت مرا خواهد کشت...
و بعد به خود نهیب میزنم، که او خواهد آمد...
و آنگاه از دیدهگانم قطرهای اشک میچکد و از سوزانترین پردۀ اندوهم، میگویم: مهدی جان، درست که من بدم و لایق تو نیستم...
اما... اما.... دوستت دارم...
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
گفتم به دوســــت، از چه نهانی ز دیدهام
گفتـــا ز بس بیادبی از تــــــو دیـــــدهام
گفتم به دوست توبه کنم از گنــاه خویش
گفتا ز غیر توبــــهشـــــکستن ندیـــدهام
گفتم به دست تو قلم عفو سرمدی است
گفتا به روی نامــــۀ زشـــــتت کشیدهام
گفتم هزار راز نــــهان در دل من است
گفتا نـــگفته راز نــــــهانت شـــنیدهام
گفتم به اشـــک دیـــدۀ زارم عنـــــایتی
گفتا که گوهـری است که من پرویدهام
همزمان با ولادت با سعادت دخت رسول، حضرت فاطمۀ زهرا (سلام الله علیها) آلبوم عکس فاطمی (س) صفحات انتظار آغاز به کار کرد.
برای ورود به آلبوم تصاویر حضرت فاطمۀ زهرا (سلام الله علیها) اینجا کیلیک کنید.
امام هادى عليه السلام ميفرمايد:
«لولا من يبقى بعد غيبة قائمكم من العلماء الداعين اليه، والدّالين عليه، والذّابين عن دينه بحُجج الله، والمنقذين للضعفاء من عبادالله من شباك ابليس و مردته، لما بقى احد الا ارتد عن دين الله. ولكنهم يمسكون ازمة قلوب ضعفاء الشيعة كما يمسك صاحب السفينة سكانها، اولئك هم الافضلون عندالله عزوجل» (بحارالانوار، ج 51، ص 156)
اگر نه اين بود كه پس از غيبت قائم آل محمد، برخى از علما وجود دارند كه به سوى او دعوت مىكنند و مردم را به حضرتش سوق مىدهند و از دينش با استدلالهاى الهى حمايت مىكنند و ضعيفان از بندگان خدا را از افتادن در دام ابليس و يارانش، رهايى مىبخشند، پس به تحقيق هيچ كس نمىماند جز اين كه از دين خدا برمىگشت. ولى آن عالمان زمان، قلوب ضعفاى شيعه را مىگيرند همانگونه كه ناخداى كشتى، سكّان و فرمان كشتى را مىگيرد، پس آنها نزد خداى عزوجل از همه برترند.
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
«بسم رب الشهدا و الصديقين»
یا مهـــدی صاحب زمان (عج)، جانم به قربانت بیا
روشن کن این ظلمتسرا ، دستم به دامانت، بیا
آرام جــــــان ما تویی؛ کــــــام و روان ما تــــــویی
جانها فـــــدای چشــــم تو؛ با نای قــــــرآنت بیا
مخمــــــــور جام بادهام؛ مستـــم ز پــا افـــتادهام
چشمان طفل و مرد و زن؛ گشته چراغانت بیـــــا
ای حجّـت و نــور خدا، غایب ز چه از دیــــــدهها؟
دادم قســـم جانـــا تو را؛ بر جـــان جانانت بیـــــا
عالــــــم همه خواهـــان تو؛ سر در خط فرمان تو
میــــزان فقط میزان تو؛ با عــــدل و میزانت بیـــــا
عصیانگران در این جهان ظلم و خدیعت میکنند
بهر ســــر گردنکــــــشان؛ با تیــــغ برّانت بیـــــــا
ای عاشـق ایــزد پسند؛ بنما نظر بر «هوشمند»
من را رهـا بنـــمای بنــد؛ با لطف شایانت بیــــــا
.jpg)
سلام بر آخرین گل آل یاسین؛
سلام بر بقیة الله؛
سلام بر تو ای عصارۀ تقوا و فضیلت؛
سلام بر تو ای باقیماندۀ خلف انبیا و صلحا و امامان راستین؛
و سلام بر هنگام ظهور و حضورت...
پنجشنبهها به امید آمدنت، به انتظار جمعه مینشینیم و منتظریم تا بیایی و دنیامان را سرشار از رحمت و نورانیّت کنی....
منتظریم بیایی و به وعدههای پدرانت جامۀ عمل بپوشانی....
منتظریم بیایی تا انتقام دل خونین زینب (س) را از دشمنان خدا و پیامبرانش بستانی...
میدانم که میدانی!
عالم همه در انتظار تو هستند....
همه چشم به راه عدلت هستند؛
همه باور دارند خواهی آمد، هرچند انکارت کنند و به ظاهر، باورت نداشته باشند!
میدانیم که روزی در همین نزدیکیها خواهی آمد....
و ما منتظرت هستیم؛ منتظر روزی در همین نزدیکیها....
(خرم آن روز كه آن دلبر جانان آيد -:- درد هجران رَود و چاره و درمان آيد)
اماما، شرمندهایم از اینکه خانۀ دل را برای حکمرانی تو پاک نساختهایم و از کاروان عاشقان تو عقب ماندهایم.
موعودا، بوجهلها بسیار شدهاند؛
بولهبها نیز بسیار شدهاند و نهیب کینههایشان سرکش است و سوزنده...
توان دیدن هیچ زیبایی را ندارند. دوست دارند همه چیز را خاکستری ببینند.
اما ما میدانیم که خواهی آمد و جهان را به نور خدادادیت منوّر خواهی کرد.
میدانیم که شب هر چه هم طولانی شده باشد، آن صبح سپید موعود خواهد آمد....
التماس دعا
اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب العصر و الزمان
«بسم رب المهدی المنتظر»
تو که دل میبری با یک نگاهی *** نگـاهی هم به ما کن گــاهگاهی
تو که بیــگانه را هم میپـذیری *** بده یک گــوشه ما را هم پنــاهی
شب هنوز در تداوم است و منتظران طلوعت به قنوت نشستهاند؛
و به قامت رعنايت رکوع ميبرند!
جاي پاي تو، سجدهگاه خستگاني است که هزار رکعت نياز، نذر ناز نگاه تو ميکنند!
روزگار هنوز گرفتار خشم خداوند است! و اين قهر، تاريخ را در شب فراق تو به انتظار صبح حضورت نشانده است.
تا سپيدهدم فرج چند نافله باقي است؟
کي ميشود که مؤذن به "تکبيره الاحرامي" جهان را به تماشاي صبح، صدا زند؟
تا کي در آينههاي عمر، با دستهاي بلند "ندبه" تو را التماس کنيم و تو نيايي؟!
بشريت فرسودۀ فراق توست؛
و منتظر است تا به پيشگاه مقدس تو دو رکعت نماز بگذارد.
رکعتي به ظهور و رکعتي به حضور!
و آن هنگام است که طعم "روزگار رهايي" را خواهیم چشيد...
بار الها...!
به واسطۀ غيبت طولانيش و بىخبرى ما از او يقين ما را سلب مكن؛
و ياد و انتظار و ايمان و قوّت يقين ما را در ظهورش، و دعا و درود ما را بر او، از خاطر ما مبر؛
تا به غايتى كه، طول غيبتش در ظهور و قيامش ما را نااميد نسازد؛
و يقين ما در اين باب مانند يقين ما، در قيام و قرآن رسولت باشد؛
و قلوب ما را بر ايمان به او، تقويت كن تا به غايتى كه ما را به دست او بر منهاج هدايت و حجّت كبرى و طريقۀ وسطى سالك سازى؛
و ما را بر طاعت او نيرومند كن؛
و بر پيروى او استوار دار و در حزب و اعوان و انصار و خرسندان از افعالش قرار بده؛
و آن را در حيات و هنگام وفات ما، از ما مگير تا هنگام مرگ شكّكننده و پيمان شكننده و مرتاب و مكذّب نباشيم!
(كمال الدين-ترجمه پهلوان، ج2، ص: 290)
اللهم انّا نَرْغَبُ اليك في دولَةٍ كَريمة تُعزُّ بها الاسْلامَ وَ اَهْلَه وَ تُذلُّ بها النَّفاقَ وَ اَهْلَه
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
نیمه های شبی
در سکوتی دل انگیز و جانبخش
![]()
منظر کوه پر برف, چهره سیمگون بیابان, ز مهتاب
خواب را دور کرد از دو چشمم
میزد از دور چشمک ستاره,
اسمان بود صاف و فریبا
در کنار افق, نور مهتاب,
بود بر بستر رود, مواج
در زمانهای دور و گذشته,
عصر خلقت, عصر پیدایش اسمانها و زمینها,
عصر حاضر, حال, اینده, فردا و فردا
در جهانهای پر نور و روشن,
در زوایای تاریک, تاریک
گرم در جستجو بود...
در دل جنگل و دشت و هامون, پرسه میزد
در خروشنده دریای بس ژرف, غرقه میشد
چرخ می خورد
اوج می یافت
در کهکشانها
تا سر از راز هستی درارد
تا به گمگشته اش دست یابد
تا شود اگه از سوی بی سو
همچو عاشق به دنبال معشوق
هر کجا روزنی دید, سر زد
تا ببیند کجا گشته پنهان ان دل ارا,
در جهان درختان و گلها, فرو رفت
برگها را یکایک ورق زد
هر کجا لاله ای
دید بوئید
تا برد بو به منزلگه او
از کبوتر, پرستو, قناری,
سنگها و خار و خس ها,
ابرها, رعدها, ماه و خورشید,
انچه در اسمان و زمین بود,
هر که را, هر کجا دید پرسید
کیست او...
چیست او...
کو نشانش...
در کجا می توان دید او را...
من زده تکیه بر تخته سنگی
,ناتوان
, خسته, درمانده, تنهاگشت برپا خروشی ز اشیاء
یکصدا جمله فریاد کردند
ما همه دلدادگان کوی اوئیم
ما همه در فراق بوی اوئیم
چشم دل
, گر تو را باز باشد,
لحظه های شبانگاهی انتظار...
![]()
هماکان شب، تنها همنشين دلتنگیهای من است...
شب زيبای پرستارهام را با هيچ روز تاريکی مبادله نمیکنم
شب توام با سکوت،
همدم اشکهای من است...
شبی که همانند من، از زندگی روزانه به تنگ آمده است...
در سکوت بیپايانش،
در سبکبالی و انتظار زيبايش،
در درددلها و بغضهای آشنايش،
مرا از خود نمیراند!
او همچنان تنها ياور لحظههای شبانگاهی انتظار من است...
