
«بسم الله الرحمن الرحيم»
نتيجه مخالفت با هواى نفس:
در كتاب فرج بعد الشدة حكايت ذيل را نقل نموده كه، راهبى در بلاد مصر شهرت يافت كه او صاحب مكاشفه است.
عالمى از علماى مسلمين خيال كرد كه اين راهب، مسلمين را از دين اسلام خارج مىكند!
پيش خود گفت: خوب است او را بكشم!
پس كاردى را مسموم كرده، به در خانۀ راهب آمد و در را زد.
راهب گفت: كارد را بينداز! اى عالم مسلمين داخل شو!
آن عالم، كارد را انداخت و داخل شد و گفت: اى راهب اين نور مكاشفه از چه جهت به تو ظاهر گشته؟
راهب گفت: به خاطر مخالفت با هواى نفس!
عالم به او گفت: آيا اسلام را قبول مىكنى؟
راهب گفت: بلى! «اشهد ان لااله الاالله و ان محمداً رسول الله»
عالم گفت: چه چيز تو را به مسلمانى وادار نمود؟
راهب گفت: اسلام را بر نفس خودم عرضه كردم. نفسم مخالفت كرد! من هم با نفسم مخالفت كردم و اسلام را قبول كردم!
چون من به اين مقام نرسيدم جز به مخالفت با نفسم...!
منبع: کشکول شیخ بهایی

التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
«بسم الله الرحمن الرحيم»
پروردگارا...
در اين روز درهاى فضل و كرمت را به روى من بگشا...
و بر من بركاتت را نازل فرما...
و مرا بر موجبات رضا و خوشنوديت موفقم بدار...
و در وسط بهشتهايت مرا مسكن ده...
اى پذيرندۀ دعاى پريشانان و مضطرین...
تمام عبادات ما عـــــادت است به بی عادتی کاش عادت کنیم
چه اشکال دارد پس از هر نماز دو رکعت گلی را عبـــادت کنیم
به هنـــــگام نیت برای نـــــماز به آلاله ها قصــــد قـــربت کنیم
چه اشکال دارد که در هر قنوت دمی بشـنو از نی حکایت کنیم
چه اشـــــــکال دارد در آیینهها جـــمال خــــدا را زیــــارت کنیـم
مگر موج دریا ز دریـــا جداست چرا بر یکی حکــم کسرت کنیم
پراکندگی حاصل کسرت است بیایید تمـــــرین وحـــــدت کنیم
وجود تو چون عین ماهیت است چــرا بـاز بحـــث اصالـــت کنیم
اگر عشق خود علت اصلی است چرا بحث معلــول و علـت کنیم
بیا جیب احســـاس و اندیشه را پر از نقل مهــر و محــبت کنیم
پر از گلشن راز از عقـــل ســـرخ پر از کیـــمیای سعــــادت کنیم
بیایید عیـــن عیــــن القــــــضات میان دل و دیــن قضـــاوت کنیم
اگـــر ســنت اوســت نــــو آوری نگاهی هم از نو به سنت کنیم
مگو کهنه شد رسم عهد الست بیایید تجـــدید بیــــعت کنیـــــم
بــــرادر چه شد رســـم اخوانیه بیــا یاد اهــل اخـــــوت کنیــــم
بگو قافیه سست بیا نادرست همینبسکه ما ساده صحبتکنیم
خــدایـــــا دلی آفـــتـــابی بــده که از بـــاغ گــلها حمایت کنیم
رعایت کنیم عاشقی را که گفت بیا عاشــقی را رعــــایت کنیم
(قیصر امینپور)
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
«بسم الله الرحمن الرحيم»
چیست این دلشورههای بیکران
پشت کاشیهای سبــــز جمکران
کِشتی امیــــــد در گِـــل تا به کِی
بانگِ «اللــهم عجـّــل» تا به کِی
تا به کِی از داغ هجـران تو صبر
جلوه کن ای آفـــــتابِ پشت ابـــر

ثمالى از امام سجاد (عليه السّلام) روايت كرده كه فرمود:
دو گام در نزد خداوند از همه گامها محبوبتر مىباشند:
گامى كه مؤمن در راه خداوند برمىدارد؛
و گامى كه بطرف صلۀ ارحام برداشته میشود، در حالى كه آن رحم با او قطع ارتباط كرده باشد.
در نزد خداوند دو جرعه از همه جرعهها محبوبتر مىباشند:
اول آن است كه مؤمنى خشم خود را با حلم فرو نشاند؛
دوم مؤمنى كه با صبر مصيبتها را زائل گرداند.
در نزد خداوند دو قطره از همه قطرهها محبوبتر هستند:
قطره خونى كه در راه خداوند ريخته گردد؛
و قطره اشكى كه در دل شب از ديدهاى بريزد، و براى خدا باشد.
منبع: الإيمان و الكفر بحار الانوار، ج1، ص: 508
میلاد با سعادت امام حسن مجتبی علیه السلام مبارک و فرخنده باد.![]()
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
«بسم الله الرحمن الرحيم»
السلام علیک یا اباصالح المهدی
یک هفته انتظار دیگر سر آمد!
امّا هنوز چشمانمان بر پیچ جاده، چشم به راه نشسته...
ولی اینبار فرق میکند!
یوسف زهرا... چه میشود اگر در این ماه خدا، چشمان روزهدار ما با دیدن روی تو افطار کنند...؟
و شیرینی نگاه تو بر کام ما بنشیند...؟
آقاجان... ما هنوز منتظریم!
به این امید که دیگر این جمعه، ندای تو هنگامی که بر دیوار کعبه تکیه زدهای، اذان افطارمان شود و دیدار رویت نصیبمان و نور نگاهت رزق سفرۀ دلهایمان......
به پایت ریختم انـــــدوه یک دریـــــــا زلالی را
بلـــور اشــــکها در کاســۀ مــاه هـــلالی را
چمن آیینهبندان میشود صبـــحی که بازآیی
بهارا ! فــرش راهت میکنم گلهای قالی را
نگاهت شمـــع آجین میکند جــان غزالان را
غمت عین القضاتی میکند عقـــل غزالی را
چه جامی میدهی تنهایی ما را جلال الدین!
بخـوان و جلــوهای بخشای این روح جلالی را
شــهید یوسفستان توام زلــــفی پریشان کن
بخشکان با گـــل لبخندهایت خشــکسالی را
سحـــر از یــاس شد لبریز دلهای جنوبیمان
نسیـــم نرگــسات پر کرد ایــوان شمـــالی را
افـقهایی که خــونرنگاند، عصـر جمعۀ مایند
تماشــا میکنم با یـــاد تو هر قـــاب خالی را
کدامین شانه را سر میگذارم وقت جان دادن
کدام آیینه پایــــــانیست این آشفته حالی را
تو نــاگاهان میآیی مثل این نــاگاه بیفرصت
پذیرا باش از این دلتنگ، شعــــری ارتجالی را

حارث پسر دلهاث آزاد كرده امام رضا (عليه السّلام) گويد: شنيدم حضرت ابا الحسن (عليه السّلام) مىفرمود: مؤمن نيست كسى مگر اينكه سه رفتار در او باشد.
روشى از خدا؛ و سنتى از پيغمبر خدا؛ و آئينى از ولى خدا !
اما روشى از خدا، پوشاندن اسرار است. خداوند در قرآن مىفرمايد:
«عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ»
داناى نهانها است. پس آگاه نگرداند كسى را بر نهان خود، جز آنكه را بپسندد. (سورۀ جن، آيۀ 26)
و روشى از پيغمبر خدا، مداراى با مردم بود؛ و خداوند پيغمبر خود را با سازش و راه آمدن با مردم سفارش كرد و فرمود:
«خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ»
(گذشت را پيشه گير و به خوبى امر كن و از نادانان روى برگردان. (سورۀ اعراف، آيۀ 199)
و اما آئين ولىّ خدا، صبر در سختىها و بلاها است و خدا مىفرمايد:
«وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ»
بردباران در پريشانى و رنجورى (سورۀ بقره، آيۀ 177)
منبع: صفات الشيعة با ترجمه، ص: 38، حدیث 61
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
