
«بسم الله الرحمن الرحيم»
بارالها...
به هر ریسمانی که آویختیم برید... به هر شاخهای که نشستیم شکست... و بر هر ستونی که تکیه زدیم، افتاد... تنها تویی که حق محبت را تمام و کمال، ادا میکنی... به ما هم الفبای محبت بیاموز...
خدایا...! از آن زمان که شنیدیم محبوبمان، ناشناس در میانمان میگردد و در همین هوا تنفس میکند...، و وقتی ظهور میکند همگان میگویند که ما پیش از این او را دیدهایم...، به همه سلام میکنیم...
شاید که لااقل پاسخی هرچند به ناشناس از او بشنویم...
ای خدا تا کِی ما چشمبسته بمانیم و او ناشناخته بماند....؟
السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه
آقاجون بیش از همیشه جای خالیتون حس میشه...
فرجی مولا....
یا صاحب الزمان ادرکنی...
عمری است که ما از حضور او جا ماندیم -:-:- در غـــربت ســـرد خــویش تنــها مـاندیم
او منتـظــــر مــاست که ما بـــرگـــردیــم -:-:- ماییــم که در غــیبت کـبــــری مـــاندیـم
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
«بسم رب المهدی المنتظر»
عن معمّر بن خلّاد قال: ذكر القائم (عليهالسّلام) عند أبى الحسن الرضا (عليهالسّلام)
فقال: «أنتم اليوم أرخى بالاًمنكم يومئذٍ»
قالوا: «كيف؟»
قال: «لو قدخرج قائمنا (عليهالسّلام) لم يكن الاّ العَلَق والعرق، والنوم على السُّروج...»
معمر بن خلاد مىگويد: در مجلس امام رضا (عليهالسّلام) از امام قائم (عليهالسّلام) يادى به ميان آمد، آن حضرت فرمود:
«شما، امروز [كه امامتان قيام نكرده و حكومت را به دست نگرفته] در آسودگى و آسايش بيشترى نسبت به آن روز [كه امامتان قيام مىكند] قرار داريد.»
از آن حضرت پرسيدند: «چهطور چنين است؟»
فرمود: «هنگامىكه قائم ما [اهل بيت] خروج كند، چيزى جز عرق ريختن و خون بسته شدهاى [كه از سختى كار بر پوست دست و صورت ظاهر مىشود] و نيز خواب و استراحت بر روى زين اسبها نخواهد بود.»
منبع: امام رضا(ع): بحارالانوار، ج 52، ص 359
آیا واقعاً برای چنین روزی آمادهایم...!؟
آیا تا این حد ساخته شدیم...!؟
-:-:- تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل... -:-:-
تمنای وصال!
خوشا آن سر كه سـوداى تـو دارد -:-:- خوشا آن دل كه غوغــاى تـــو دارد
ملَـك غـیـرت بـرد افــلاك حـسـرت -:-:- جـنــونى را كه شیـــداى تــــو دارد
دلـــم در ســر تــمــنـاى وصـالــت -:-:- ســـرم در دل تـمـاشـاى تــــو دارد
فـرود آیـد بـه جز وصـل تو هیــهات -:-:- سـر شــوریـده ســوداى تــــو دارد
دلـم كـى بـازمـانـد چون به پـــرواز -:-:- هــواى قـــاف عـنـقـــاى تــــو دارد
چو ماهى مىطپم بر ساحل هجر -:-:- كه جـانم عشــق در پاى تـــو دارد
دل و جـان را كـنـم مـــأواى آن كـو -:-:- دل و جـان بهـــر مـــأواى تـــو دارد
نـهـم در پـاى آن شـوریـده سر كو -:-:- سـر شـــوریـده در پـــاى تــــو دارد
فــدایـت چـون كـنـم بـپـذیـر جـانـا -:-:- چــرا كایـن ســر تمـنـاى تــــو دارد
چگـونـه تـن زنـد از گـفـت و گـویت -:-:- چو در سر فیض هیــهاى تــو دارد
علامه ملا محسن فیض كاشانی
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
بهترین پدر عالمیان، روزت مبارک...![]()
نازد به خودش خدا که حیـدر دارد دریـــای فضائلی مطــهر دارد
همتای عــــلی نخواهـد آمد والله صد بار اگر کعـــبه ترک بردارد

عیدتون مبارک ![]()
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام علیک یا صاحب الزمان!
مولای من؛
در عصری زندگی میکنیم که دشمن کافر، با تمام قوا، سعی داره اسلام و دین رو نابود کنه...
هدف شلیک گلولههای نامرئیشم، مغزهای ما مردم....
مردمی که اطلاعات کافی ندارن و فریب گفتهها و دیدههاشون رو میخورن...
آخه متأسفانه دشمنای ما، دارن هرکسی رو به زبون خودش فریب میدن.......
یکی که فقط اسم مسلمونی، تو شناسنامش ثبت شده و از باطن دین خبر نداره، با اولین شبهۀ ساده، جذب دشمن میشه و از حقیقت کناره میگیره...!
اون یکی که مسلمونه و ادعای مسلمونی هم داره، با نشستن سر ماهوارههای دشمن، شستشوی مغزی میشه و ناخودآگاه به کِرم داخل سیب تبدیل میشه...!
اون یکی که اسیر شهوتها و هوسهاشه، با کانالهای دیگۀ ماهواره، از خود بیخود میشه و جذب دشمن...!
خلاصه هر کس به نوعی.......
وای چقدر تبلیغات گسترده است.....
برای هر قشری، برای هر تیپ خاصی، برنامههای خاصتر...!
هرکسی رو به زبون خودش گول میزنن...
حقا که شیطان داره شبانهروزی، تخمهای خودش رو در جاهای مختلف دنیا میکاره و اکثر ما مسلمونها هم بیخبر و غافل از همهجا، سرمون به زندگی و کار و حسابکتاب خودمون گرمه.....
به راستی که حق فرمودن: در آخرالزمان ممکنه صبح با ایمان از خونه خارج بشیم و شب بیایمان به خونه برگردیم و صبح با ایمان باشیم و در فاصلۀ شب تا صبح، بیایمان........
خدایا، تو رو به حق این ماه عزیز...
تو رو به حق قطرههای خون شهدا که در نزد تو عزیزترین قطرههاست...
تو رو به حق پیامبر عظیمالشأن خودت و خاندان مطهرش (صلواتاللهعلیهماجمعین)...
صاحب و امام ما رو بهمون برگردون..... که دیگه به هیچ چیزی امیدی نداریم.....
خدایا، هشیارمون کن و مواظبمون باش، تا مبادا دینمون رو در این وانفسای زمانه، از دست بدیم.......
آمین یا رب العالمین
عمـــــرم تمـام گشت ز هجـــــران روى تـو
ترســــم شـــها بــه خــاك بـــرم آرزوى تــو
آنگه كه روى مــــاه تو از ديــده شد نهـــان
عشــاق را هميشه بود، ديـــده سـوى تـو
دامـن پر از ستاره كنم شب ز اشك چشم
چــون بنگـــرم به مــــاه و كنم يــاد روى تو
گــردش به بــــاغ بهــــر تماشـاى گـــل بود
گــــلهاى بــــاغ را نبـــود رنـــگ و بوى تـو
تا كى ز هجــر روى تو سوزيم همچو شمع
شبها به يــــاد روى تــو و گفتـگـــوى تــو
رحــمى به حــال شاهـــد از پا فتـاده كــن
تا كـــى به هر ديـــار كند جستجـــوى تــو
![]()
ولادت با سعادت امام محمد تقی، جواد الائمه (علیهالسلام) بر همۀ محبان حضرتش مبارک و فرخنده باد.
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه
آقای مهربونم سلام...!
گل نرگسم سلام...!
مولای من... همیشه وقتی از بالای یه منطقۀ بلندتر، شهر رو زیر پای خودم احساس میکردم و عظمت و بزرگی شهر رو با چشام میدیدم، با خودم میگفتم شهری با این همه وسعت و عظمت، با این همه جمعیتی که تو تکتک خونههاش هست، تنها فقط یه گوشۀ کوچیک از این دنیای بزرگه....
دنیایی با این وسعت و این همه جمعیت...
چقدر مسلمون... چقدر شیعه....
آخه چطور ممکنه از ایـــــــن همه جمعیت، 313 نفر یار باوفا برای شما وجود نداشته باشه!؟
این همه آدمای خوب و معتبر دور و برمون!
پس اینا چین!؟
آقای فلانی و خانم فلانی و.... اوووووه! چقدر آدم خوب و مؤمن داریم....

هر زمان از اون قسمت شهر رد میشدم، این سؤالها تو ذهنم نقش میبست...
اصلاً برام قابل هضم نبود! انگار اُبهّت و عظمت شهر، جلو چشمم رو میگرفت! اینقدر که تأخیر در ظهور، برام باورکردنی نبود!
اما امروز.....
امروز بعد از مدّتها متوجّه شدم که همهچی به این آسونی که فکر میکردم نیست...
امروز خوب فهمیدم غربت یعنیچی....
اونم غربت در جاییکه همه ادّعای دوست داشتنت رو دارن....!؟
آقا جون....
باور کردنش برام خیلی سخته....
آدمهایی که تا دیروز همه همراه هم بودیم و در کنار هم....
آدمهایی که فکر میکردم محکمترین آدمهای دنیان و هیچ وقت دستشون رو از ریسمان الهی کنار نمیکشن...
آقا جون خیلی دلم گرفته....
تا دیروز، ورد زبون همهمون این بود که، «آقا بیا»... «آقا چرا نمیای»....!؟
اما امروز.....
کاش هیچ وقت امروز رو نمیدیدیم....
امروز برام اثبات شد، خیلی از اون آدمهایی که دم از امامت و ولایت میزدن، وقتی موقع عمل بشه، لنگ میمونن...!
خیلی از کسایی که ادّعای محبّت و عدالت شما رو دارن، وقتی قرار باشه مال و جان و آبروی خودشون رو فدا کنن، جا میزنن....
امروز با تمام وجود دیدم که وقتی پای عمل میرسه، خیلی از کسایی که تا دیروز سردمدار فدا کردن خودشون برای شما بودن، امروز وقتی پای منافع خودشون به میون اومد، همه چیز رو فدای خواست خودشون کردن.....
امروز یاد گرفتم که محبّت امامت و ولایت، فقط به حرف نیست... به عمله!
مهم این نیست که تو روزای خوش شما رو بخونیم و دعوتتون کنیم....
مهم نیست چی میگیم و چی ادّعا داریم....
اون موقعها هم وقتی علی(علیهالسلام) به جنگ شبهمسلمانان میرفت، دشمنان ولایت، قرآن بر سر نیزهها کردن و خیلی از کسایی که دم از اسلام و ایمان میزدن، حتی با بهترین سوابق در راه اسلام، پاشون سست شد و ولیّ خدا رو رها کردن و حتّی رفتن تو سپاه دشمن...
حالا میفهمم قرآن ناطق رو ول کردن و قرآن سر نیزه رو چسبیدن، یعنیچی....!
حالا میفهمم که چرا گفته بودین اگه به اندازۀ آب خوردنی منو واقعاً میخواستین، میاومدم.....!
حالا میفهمم که تا ما خودمون رو برای اومدنت نسازیم، حتّی اگر هم بیای، تنهات میذاریم و میریم تو سپاه دجّال لعنتاللهعلیه....................
کافیه از ما بخوای تا همۀ داراییها و اندوختههای دنیامون رو بدیم به شما ! تا شما هم بدید به فقرای اون سر دنیا، تو آفریقا و جاهای دیگه.....!
اون وقته که شاکی بشیم و بهتون تُهمتهای ناروا –کومونیست- بزنیم.....
کافیه که تو دعواهامون، حق رو بدید به طرف مقابل...، اون وقته که دیگه شما هم عادل نیستین....!
کافیه که از ما، جان و مال و آبرو بخوای..... اون وقته که دیگه شما رو هم نمیخوایم![]()
کافیه که از کاراتون سر در نیاریم.... اون وقته که حتّی به شما هم شک میکنیم..................
آقاجون ما رو ببخش.........
حالا فهمیدم که خودمون رو اونطوری که باید برات میساختیم، نساختیم.......
حالا فهمیدم که ایمان به حرف نیست.... به عمله...!
حالا فهمیدم که چطور میشه یه عدّهای که اصلاً ازشون توقّع نداشتی، نقاب از چهرۀ واقعیشون کنار میزنن....
حالا فهمیدم که چرا ایمان نگه داشتن در آخرالزمون، مثل نگه داشتن آهن گداخته شده در دست میمونه...
حالا فهمیدم که وقتی باوفاترین افرادی که فکر میکردی بهترین هستن، تو صف دشمن قرار میگیرن یعنیچی.....
حالا فهمیدم که وقتی میگن، باید به ریسمان الهی چنگ زد و پیرو ولایت بود، یعنیچی...
حالا فهمیدم که چرا نباید به خاطر سوابق درخشان، و ظاهر قشنگ و حرفای قشنگتر یه عدّه، پیرو اشخاص باشیم...
نباید افراد دور و برمون رو اینقدر خوب و عالی بدونیم که دنبالهرو چشم و گوش بستهشون بشیم...
حالا فهمیدم که چرا نباید کر و کور بشیم و پیرو اشخاص! باید فقط و فقط پیرو ولایت باشیم.
حالا فهمیدم که وقتی خدا میگه: «برخى از مردم مىگويند ما به خدا و روز بازپسين ايمان آوردهايم ولى گروندگان راستين نيستند» یعنیچی....
حالا فهمیدم وقتی دعا میکنیم که خدایا آخر و عاقبتمون رو ختم به خیر کن، یعنیچی....
خدایا...
بارالها.....
چقدر دلنشین فرمودی: (در مورد ماه رجب، که الان توش هستیم.)
من همنشین کسی هستم که همنشین من است؛
من مطیع کسی هستم که مطیع و فرمانبردار من است؛
من بخشندۀ کسی هستم که تقاضای بخشش کند.
ماه، ماه من؛ بنده، بندۀ من؛ و رحمت، رحمت من است!
پس هرکس مرا در این ماه بخواند اجابتش میکنم؛
و هرکس از من چیزی بخواهد به او عطا میکنم؛
و هرکس از من طلب هدایت کند، او را هدایت میکنم؛
این ماه را رشتۀ پیوندی بین خودم و بندگانم قرار دادم، هرکس بدان چنگ زند به من متصل خواهد شد.
منبع: مستدرك الوسائل - الميرزا النوري - ج 7 - ص 535
پس بارالها... به حق بزرگی و جلال و جبروتت...
به حق رسول و ذریّۀ طاهرینش (صلواتاللهعلیهماجمعین) دعای ما را نیز بشنو و اجابتمان کن....
﴿رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ﴾
پروردگارا... پس از آنكه ما را هدايت كردى، دلهايمان را دستخوش انحراف مگردان، و از جانب خود رحمتى بر ما ارزانى دار كه تو خود بخشايشگرى.
خدایا...
ما رو لایق ظهور مولامون قرار بده...
ما رو از سایۀ ولایتش بیرون نبر...
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه
العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
