تبليغاتX
صفحات انتظار در فراق گل نرگس

ويژگي اهل دنيا در حديث معراج: 1-زياد مي‌خوابند -:-:-:- 2-زياد مي‌خندند -:-:-:- 3-زياد مي‌خورند -:-:-:- 4-زياد خشمگين مي‌شوند -:-:-:- 5-کمتر راضي مي‌شوند -:-:-:- 6-از کساني که نسبت به آنها اسائ? ادب کرده‌اند عذرخواهي نمي‌کنند -:-:-:- 7-اگر کسي از آنها عذرخواهي نمود، عذر او را نمي‌پذيرند -:-:-:- 8-هنگام اطاعت کسل و بي‌نشاط‌ند -:-:-:- 9-هنگام معصيت شجاع و جسورند -:-:-:- 10-آرزوهاي طول و دراز دارند، در حاليکه مدت عمر آنها کوتاه، و اجل آنها نزديک است -:-:-:- 11-محاسب? نفس ندارند -:-:-:- 12-کمتر فکر مي‌کنند -:-:-:- 13-زياد سخن مي‌گويند -:-:-:- 14-کمتر مي‌ترسند -:-:-:- 15-هنگام غذا بيش از حد شادمان مي‌شوند -:-:-:- 16-در نعمت‌ها اهل شکر نيستند -:-:-:- 17-در بلاها صبر نمي‌کنند -:-:-:- 18-خوبي‌هاي زياد مردم را با ديد حقارت مي‌نگرند -:-:-:- 19-حتّي نسبت به کارهايي که انجام نداده‌اند، ادّعا دارند -:-:-:- 20-آنچه را که ندارند، ادّعا مي‌کنند -:-:-:- 21-دائم از بدي‌هاي مردم سخن مي‌گويند. ....::::دعاي حضرت فاطمه زهرا در تعقيب نماز عشا::::..... «بارالها رحم کن زمين‌خوردنم را هنگام مرگ، و فراق دوستان و تنهايي‌ام را هنگام جاي گرفتن در قبر، و غربتم را در روز قيامت، و نيازم را در آن‌هنگام که براي حسابرسي در پيشگاهت قرار مي گيرم.»
سه شنبه بیست و ششم آذر 1387
(هفتۀ هجدهم) عید ولایت مبارک

الحمدُلله الذی جَعلنا مِنَ المُتَمسّکین بِولایةِ أمیرالمؤمِنین علیِ بنِ اَبیطالِب (علیهِ السّلام)

 

امروز و فردا تو کشور شیعی، همهمۀ عجیبیه...
خیلی از سیّدها، شال سبز به گردن می‌ندازن و هرکسیم که جلوشون سبز بشه، دست خالی برنمی‌گرده! اصلاً عیدی نگرفته، مگه سیّدا رو ول می‌کنن!؟
همه جا جشن و شادی و عروسیه، همه جا دید و بازدیده......
با اینکه خیلی جاها هوا برفیه، شور و شوق عجیبی بین همه جریان داره.........
امّا بین این همه شلوغی و برو بیاها، جای شما چقدددددددددر خالیه...........
فردا همه میرن خونۀ سیّدها، عید دیدنی........
اما آقا، شما که سرور سیّدهایید، دلمون میخواد بیایم عیددیدنی.... بهتون تبریک بگیم.... دلمون می‌خواد از دستای شما عیدی بگیریم. دلمون می‌خواد شال سبز رو به گردن شما ببینیم........
آقاجون...... خسته شدیم بس که نامۀ بی جواب نوشتیم و پیام‌های تبریک دورا دور دادیم......
پس کِی میشه جواب نامه‌هامون رو با دست‌خط خودتون جواب بدین؟؟
کِی میشه آدرس خونه‌تون رو داشته باشیم و بیایم عیددیدنی؟؟
کِی میشه بیایم و دست‌مون رو جلوتون دراز کنیم و عیدی بگیریم؟؟؟
آقاجون.... چقدر این حسرتا رو دلمون سنگینی می‌کنه...........
 

السّلام علیک یا بقیة‌الله فی ارضه
یا مولای یا صاحب الزمان، اسعدالله ایامّکم

 السلام علیک یا امیرالمونین

مردم! عــلی و آل عــلی، مشعل نورند
بی‌نور عـــلی، مردمِ عالم، همه کورند
ما غیر علی، در دو جهان، یار نداریم
داریم علـــــی را، به کسی کار نداریم

عید سعید غدیر خم بر شما مبارک

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نگاشته شده در 22:40 توسط عبد عاصی.
جمعه بیست و دوم آذر 1387
هفتۀ هفدهم (محل قرار...)

«بسم الله الرحمن الرحيم»

از کودکی ما را آموختند که: دروغگو دشمن خداست!
اما نمی‌دانم چه می‌شود که، هر دم دروغ می‌گوییم!
دروغ که سهل است! آن طرف‌تر از دروغ.........

روزی با خود وعده کردم که محل قرارمان آدینه‌ها باشد!
امّا نمی‌دانم چه می‌شود که قرارمان یادم می‌رود!
انگار نه انگار که همه‌چیز را خود وعده کردم!

یادم می‌رود که آدینه‌ها را وعدۀ قرارمان کردیم.
محلّ قراری برای دل‌های بی‌قرار.....
ولی آن‌گاه یادم می‌افتد و شتابان بسویت می‌دَوم،
که وقتی به میعادگاه‌مان می‌رسم جز
عطر نرگس، هیچ نمی‌بینم...
حق داری با بدقولی‌ها و دروغ‌هایمان، منتظر آمدن‌مان نمانی،
و اینگونه است که آدینه‌هایمان یک به یک، از پس هم می‌گذرند و ما هربار دیرتر از قبل....

هر بار دلم را نذر آمدنت می‌کنم، اما دلم نمی‌آید آن را به صاحب اصلیش ببخشم!
همش آن را برای خودم و هوس‌هایم نیازش دارم!
دائم خلف وعده...
دائم امروز و فردا...!
آری! ما کودکان نااهل زمانه‌ایم!
همان‌ها که فراموش می‌کنند، دروغگو دشمن خداست!
بازی‌گوشی، مجال عقل نمی‌دهد....!

محلّ قراری برای دل‌های بی‌قرار.....
شاید هم دیگر دلم، جای دیگری، قرار گرفته است!
شاید هم دلی برایم نمانده باشد!
هرچه هست، هر بار قرارمان را فراموش می‌کنم...
هر آدینه مشروط!
کِی بازی‌گوشی را کنار خواهیم گذاشت؟!
نمی‌دانم!
شاید آن‌گاه که تو بیش بخواهی...

می‌دانم که ناگفته‌هایم را می‌خوانی...!
امّا دلم برای میعادگاه‌مان تنگ است......
پس بیش بخواه......

محل قرار ....
قال مولانا الامام المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف):
رَبِّ مَنْ ذَا الَّذی دَعاكَ فَلَمْ تُجِبْهُ، وَمَنْ ذَا الَّذی سَأَلَكَ فَلَمْ تُعْطِهِ، وَمَنْ ذَا الَّذی ناجاكَ فَخَیَّبْتَهُ، أَوْ تَقَرَّبَ إِلَیْكَ فَأَبْعَدْتَهُ
(مهج الدعوات، ص281 ; البلدالأمین، ص393 ; بحارالأنوار، ج92، ص267، ح34)
پروردگارا! چه كسى تو را
خواند و تو دعایش را اجابت نكردى!؟
و چه كسى از تو در
خواست نمود و به او عطا نفرمودى!؟
 و چه كسى با تو
مناجات كرد و او را نا امید ساختى!؟
یا خود را به تو
نزدیك نمود و او را دور ساختى؟!

التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 15:22 توسط عبد عاصی.
جمعه پانزدهم آذر 1387
هفتۀ شانزدهم (نفاق در احوال پرسی!)

«هو الرّحيم»

ابن سیرین (ره) یکی را گفت: چگونه‌ای؟
مرد گفت: چگونه بُود حال کسیکه پانصد درهم قرض دارد و باید قرض‌اش را ادا کند و عیال‌وار است و هیچ چیز هم ندارد؟!
ابن سیرین به خانه‌اش رفت و هزار درهم با خودش بیرون آورد و به وی داد!
گفت: پانصد درهم آن را برای قرضی که داری بده و پانصد درهم آن را خرج عیال و بچه‌هایت کن.
سپس گفت: لعنت بر من، اگر از این پس حال کسی را بپرسم!
دوستانش که حضور داشتند، گفتند: خب میتوانستی هزار درهم به او ندهی!!
ابن سیرین پاسخ داد:

وقتی حال کسی را بپرسی و او حال خود بگوید، و تو چاره‏ای برای او نیندیشی، در احوالپرسی منافق بوده‌ای!

(کیمیای سعادت، ج1، ص 440)

 اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
برای مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی اینجا کلیک کنید.

چرا ای بنــــدۀ عاصـــی، به ســـوی ما نمــی‌آیی؟
به هر صبـــح و سحرگاهی، به سوی ما نمی‌آیی؟

منم با تو، تویی با من، چرا بیــــگانه می گردی؟
اگر روزها تو در کــاری، چرا شــــب‌ها نمی‌آیی؟

به غفلت نگذرد عمرت، از این درگه چرا دوری؟
ز فضـــل ما خبــر داری، به سوی مــا نمی‌آیی!؟

منم بخــــشنده و غفّـــار، منم عالـــم، منم ستّـــــار
چرا در مشـــکل ِهــــر کــار، به سوی ما نمی‌آیی؟

به خانمان تو مشغـــولی، نداری شــوق ما در دل
دل از دنیـــــا نمـی‌داری، به ســوی مـــــا نمی‌آیی!

دو دست و پایتُ بســــــته، برند جــای تاریــــکی
چرا در گــــوشۀ مســــجد، به دست و پا نمی‌آیی؟

تو می‌گویی ز من ظـــالم، خراج ِبــــاج می‌خواهد
چرا از خـــانۀ ظـــــالم، به ســـوی مــــا نمی‌آیی؟

به سودای جهان یک دم، تو سیّد غافلی تا چند؟
در این بـازار شـــــوق ما، بر ِســــــودا نمی‌آیی؟

شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)، بر صاحب و مولایمان حضرت ولی‌عصر (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) و بر همۀ دوستداران حضرتش تسلیت باد.

التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 10:51 توسط عبد عاصی.
یکشنبه دهم آذر 1387
ازدواج دو نور...

بسم الله الرحمن الرحیم

شيخ طوسى (460 ه) در امالى از استادش شيخ مفيد (413 ه) به اسنادش از امام على عليه السّلام آورده است كه گفت: ابوبكر و عمر پيش من آمدند و گفتند: كاش نزد رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) مى‏رفتى و دربارۀ ازدواج با فاطمه (عليها السّلام) گفتگويى مى‏كردى؟

على عليه السّلام گفت: نزد رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) رفتم و آن حضرت تا مرا ديد لبخندى زد و گفت:

اى ابو الحسن! آيا چيزى مى‏خواهى؟

السلام علیک یا اهل بیت النبوه
برای مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی اینجا کلیک کنید.

من مراتب خويشى، و سبقت در ايمان به اسلام، يارى كردنم به او و جهادهايى كه داشتم و تلاشهاى كه براى پيشرفت اسلام كرده بودم براى آن حضرت بازگو كردم. پس رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) و سلّم فرمود: اى على! هر چه گفتى راست است و من آنها را تصديق مى‏كنم و شهادت مى‏دهم كه مقام تو برتر از آن است كه گفتى.

گفتم: يا رسول اللَّه! حال كه چنين است اجازه دهيد تا فاطمه (عليها السّلام) را به همسرى خود برگزينم.

پيامبر فرمود: اى على قبل از تو مردان ديگرى نيز چنين خواسته‏اى داشتند، ولى هر گاه تقاضاى آنها را با فاطمه در ميان مى‏گذاشتم در چهره او علامت عدم رضايت را مشاهده مى‏كردم، حال نيز، تو بايد چند لحظه‏اى صبر كنى تا نزد او بروم و خواسته تو را با او در ميان گذارم و برگردم.

پس رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نزد فاطمه عليها السّلام رفت، فاطمه برخاست و عبا و نعلين‏هاى پدرش را گرفت و براى او آب آورد تا وضو بگيرد و پاهايش را بشويد، سپس پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نشست و به فاطمه گفت: دخترم! فاطمه گفت: هر چه مى‏خواهيد بگوييد.

پيامبر فرمود: علىّ بن ابى طالب كه تو قرابت او را با ما مى‏شناسى، و فضل و برترى او را بر ديگران مى‏دانى، و چگونگى اسلام و ايمان او را ديده‏اى، و نيز مى‏دانى كه من از خداى خودخواسته‏ام كه تو را براى بهترين و محبوبترين بندگانش تزويج كند، همانا دربارۀ ازدواج با تو گفتگويى با من داشته، نظر خودت دربارۀ اين امر چيست؟

فاطمه هنگامى كه اين سخن را شنيد چيزى نگفته و سكوت كرد، و از خجالت چهره‏اش را برگردانيد. رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) برخاست در حالى كه با خود مى‏گفت: اللَّه اكبر، خدا بزرگ است، همانا سكوت فاطمه نشانه رضايت اوست.

در اين حال جبرئيل بر رسول خدا فرود آمد و گفت: اى محمّد! فاطمه را به ازدواج على درآور كه همانا خداوند از اين وصلت خشنود است و آن دو نيز شايستۀ يكديگر مى‏باشند.

على عليه السّلام مى‏گويد: رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) دخترش را به ازدواج من درآورد و آنگاه نزد من آمده دستم را گرفته و فرمود: با ياد و نام خدا برخيز و اين ذكر را بخوان كه:

«على بركة اللَّه، و ما شاء اللَّه، و لا قوّة إلّا باللَّه، و توكّلت على اللَّه»
بر سفره بركت خدا مى‏نشينم، و راضى مى‏شوم بر آنچه او بخواهد، همانا قدرت و قوّتى نيست مگر از جانب خدا، پس به او توكّل مى‏كنم و يارى مى‏طلبم.

سپس مرا كنار فاطمه نشانيد و گفت: خداوندا! اينان محبوبترين مردم در نزد من مى‏باشند، پس آنان را دوست بدار، و خير و بركت به فرزندان آنها عطا كن، و آنان را از هر آسيبى حافظ باش، من آنها و فرزندانشان را از شرّ شيطان فريبكار به تو مى‏سپارم.

منبع: زندگانى حضرت زهرا عليها السلام(روحانى)، 417، متن عربى، ص:417

التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 16:22 توسط عبد عاصی.
جمعه هشتم آذر 1387
هفتۀ پانزدهم (اضطرار، مضطر)

«بسم‌ الله الرحمن الرحيم»

مُضطر یعنی چه؟

اضطرار یعنی در تنگنا و سختی قرار گرفتن؛
و مُضطر در لغت به معنای کسي است که بيماري، فقر و يا
سختي‏هاي روزگار او را ناگزير به تضرّع به درگاه خداوند نموده است. (1)

امّن یُجیبُ المضطَرَّ اذا دعاه و یَکشِفُ السّوء

آن کیست که دعای بیچارگان مضطر و درمانده را، به اجابت می‌رساند و رنج و غم آنان را برطرف می‌سازد؟

امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: این آیه دربارۀ حضرت مهدی (عجل الله) نازل شده است.

امام در اینجا تاکید می‌کنند و قسم می‌خورند و می‌فرمایند:

«هو واللهُ مضطر»

به خدا قسم او مضطر است.

امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء
برای مشاهدۀ عکس در اندازۀ واقعی اینجا کلیک کنید.

در بحار الانوار حدیثی در معنای مضطر آمده است که امام صادق می‌فرمایند:

«زمانی که حضرت خروج می‌کنند، وارد مسجد الحرام می‌شوند و به طرف کعبه می‌روند و به مقام ابراهیم، پشت می‌کنند و دو رکعت نماز می‌گزارند و سپس می‌ایستد و می‌خواند:

«ای مردم! من به مقام آدم از همه نزدیکترم (یعنی سزاوارترم) و همین مضمون را نسبت به ابراهیم و اسماعیل و رسول اکرم  (صلی الله علیه و آله) می‌گویند و سپس دعا می‌کنند و تضرع می‌نمایند و از شدت خشوع و اضطرار به خاک می‌افتند.»

در احادیث و روایات آمده است که اگر فردی از سر اضطرار دعایی بکند حتماً مستجاب می‌شود. بنابراین برخی صاحب نظران، در بحث انتظار و مهدویت می‌گویند که:

اگر دعای مردم زمان، در اثر اضطرار بود، حضرت صاحب الامر (ارواحنا له الفداء) حتما ظهور می‌کردند. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که در جامعۀ امروزی، مردم هنوز به درک نیاز به امام زمان واقف نشده‌اند و به حد اضطرار و تمنّا نرسیده‌اند.

منابع:

1. بحار الانوار

2.  مجمع‏البحرين، ج 3، ص 373

3. نام محبوب/ حسین حسینی

4. سایت مستـــور

التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج

+ نگاشته شده در 12:22 توسط عبد عاصی.