
«بسم رب الحکيم و المدبر»
شهادت امام حسن عسگری علیهالسلام بر فرزند دلبندشان حضرت ولیعصر (عجلالله تعالی فرجه الشریف) و همۀ دوستداران حضرتش تسلیت و تعزیت باد.
همچنین آغاز امامت بهاردلها، صاحب العصر و الزمان (روحی و ارواحنا فداه) بر همۀ منتظران قدومش تهنیت باد.
السلام علیک یا حجة بن الحسن العسگری، السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه
و سلام بر همۀ دوستان همراه صفحات انتظار
تا حالا فکر کردید فاصله بین ایمان و گمراهی چقدره؟
فاصلۀ بین خوبی و بدی چطور؟!
چند روز پیش به این فکر میکردم که مرز بین خوبی و بدی چقدر نازکه!
بعضی وقتا این مرز اینقدر نازک و نازکتر میشه که ممکنه حتّی من و شما هم، (خدای نکرده!) مرز بینشون رو خلط کنیم!
اگه عین تو قصهها و فیلمها، خوبی و بدی اینقدر فاصلش زیاد بود که از اولین قسمت سریال، افراد خوب و بد از هم متمایز میشدن، دیگه هیچکس تو زندگی گمراه نمیشد و همه از خوبیها پیروی میکردن و خب همه بهشتی میشدن! اون وقت دیگه مشکلی نداشتیم!
بذارید یه مثال بزنم. مثلاً عدهای در زمان حضرت علی (علیه السلام) بودن که روزهاشون رو به روزه سپری میکردن و پیشونیهاشون به خاطر سجدههای شبانهشون پینه بسته بود.
صحابیای در زمان حضرت رسول (صلوات الله علیه و آله) زندگی میکردن که حضور پیامبر رو در تمامی حالات و سَکناتشون دیده بودن و درک کرده بودن و در سپاه حضرت شمشیر زده بودن.
کسایی بودن که خطبۀ غراء حضرت زهرا و زینب و امام حسین و امام سجاد و سایر معصومین (علیهم السلام) رو شنیده بودن و تحت تأثیر قرار گرفته بودن....
اما...!
اما بعضی از همون صحابیها، بعضی از همون مخاطبان خطبهها، بعضی از همون عابدها و روزهدارها، در برابر خدا ایستادند و حجتهای برحقش رو مورد آزار و اذیت و ظلم و... قرار دادند. علیه حجتهای خدا قیام کردند و در سپاه خوارج و جمل و معاویه و یزید نام خودشون رو ثبت کردند...
چی شد که چنین انسانهای باخدایی(!) در برابر خدا ایستادند؟
این مساله فقط مختص به اسلام هم نیستا. خیلی از یهودیهایی که پیرو آیین حضرت موسی (علیهالسلام) بودند با اینکه به اومدن حضرت عیسی (علیهالسلام) از طریق اخبار کتابشون یقین داشتند، باز هم پیامبر جدید رو نپذیرفتند و حضرت عیسی (علیه السلام) رو انکار کردند.
خیلی از مسیحیهایی که پیرو آیین ناب حضرت عیسی (علیهالسلام) بودند، با اینکه دربارۀ اومدن پیامبر آخرالزمان بهشون نوید داده شده بود، ولی باز هم به حضرت محمد (صلیاللهعلیه و آله) ایمان نیاوزدند.
واقعاً چرا؟
مگه خوبی و بدی، ایمان و گمراهی چقدر با هم فاصله دارن که حتّی چنین انسانهایی هم ممکنه اشتباه کنن؟
کلاً همۀ انتخابها سخته و با اینکه کار خیلی سختیه ولی ناگزیر همۀ ما انسانها مجبوریم در زندگیمون دست به چنین کار سختی بزنیم!
انتخاب دوست! انتخاب همسر! انتخاب رشتۀ تحصیلی! انتخاب نماینده و و و ......
اصلاً زندگی بدون انتخاب معنی نداره! ما هر روز در حال انتخابیم ولی باید دقت کنیم که مرز بین ایمان و گمراهی خیلی نازکه! حواسمون باشه با دقت و مطالعه و آگاهی و بینش انتخاب کنیم. انتخابهایی که خدا بپسنده! انتخابهایی که ائمه خوششون بیاد! انتخابهایی که امام حاضرمون به خاطرش بهمون ببالن! (إنشاءالله)

وَاللّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلاَمِ وَيَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ﴿سورۀیونس آیۀ25﴾
و خدا [شما را] به سراى سلامت فرا مىخواند و هر كه را بخواهد به راه راست هدايت مىكند.
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
«بسم رب المهدی المنتظر»
بار الها!
به تو شکایت میکنم از دوری نبی و غیبت ولیّت؛
بار پروردگارا امروز وحی از ما بریده شد اما تو به واسطه ولیت قرآن را زنده کن؛
نور سرمدى خويش را كه ظلمتى در آن نيست بما بنما؛
و به واسطه او قلوب مرده را زنده كن و دلهاى پركينه را شفابخش و آراء مختلفه را بر محور حقّ گرد آور و حدود معطّله و احكام مهمله را اقامه كن، تا به جایی كه حقّى باقى نماند جز آنكه آن را ظاهر سازد و عدلى نباشد جز آنكه آن را شكوفا كند؛
و اى خداى من! ما را از اعوان و تقويتكنندگان سلطنت و فرمانبرداران دستورات و خشنودان از افعال و تسليمكنندگان احكامش قرار ده، و از كسانى كه هيچ حاجتى براى او به تقيّه كردن از آنها نباشد؛
اى خداى من! تو كسى هستى كه سوء را برطرف مىكنى و آن هنگام كه مضطرّ تو را بخواند اجابت كنى و از بلاى عظيم نجات می بخشى، اى خداى من ضرر را از وليّت برطرف ساز و همچنان كه براى او تضمين كردى او را خليفه در زمين قرار ده.
بار الها!
مرا از دشمنان و اعداء آل محمّد مگردان و مرا از اهل غيظ و غضب بر آل محمّد قرار مده كه من از آن به تو پناه مىبرم پس به من پناه ده و مىخواهم به جوار تو درآيم پس مرا در جوار خود درآور.
اللهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد و مرا به واسطه آنها در دنيا و آخرت رستگار ساز و از مقرّبين قرار بده.
) كمال الدين-ترجمه پهلوان، ج2، ص: 294)
.jpg)
شيخ طوسى در امالى به سندش از عبدالله بن عباس روايت كرده:
هنگامى كه وفات پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله نزديك گرديد آن حضرت به قدرى گريست كه محاسن مباركش تر شد.
عرض شد: يا رسول الله! چرا گريه مىفرمایید؟
فرمود: براى ذريه و فرزندانم و آن ستمهايى كه از جفاكاران امتم بعد از من به ايشان مىرسد، مىگريم.
گويا مىبينم دخترم فاطمه زهرا بعد از من مظلوم واقع شده، هر چه صدا مى زند: يا ابتاه! احدى از امت من به فرياد او نمى رسد.
وقتى فاطمه اين مطلب را شنيد، گريان شد. پيغمبر اكرم به وى فرمود: دخترم، گريان مباش!
فاطمه گفت: پدرجان! من براى ظلمهايى كه بعد از تو خواهم ديد گريه نمىكنم، بلكه براى فراقت اشك مىريزم. پيغمبر (ص) فرمود: دخترم، مژده باد تو را!
زيرا اولين كسى هستى كه در ميان اهل بيتم به من ملحق خواهد شد.
آجرک الله یا صاحب الزمان
خدایا؛ غمهایش را سبک گردان و دلش را به مژدۀ ظهورش شاد فرما....
وفات رسول اعظم (صلی الله علیه و آله) و شهادت دو فرزند گرامی ایشان حضرت امام حسن مجتبی و امام رضا (علیهم السلام) تسلیت و تعزیت باد.
التماس دعا
«اللهم عجل لوليک الفرج»
يابن الحسن! روحى فداك! متى ترانا و نراك؟
این روزها صدای پای قافله بار دیگر از کربلا به گوش میرسد.
چهل روز پیش کاروانی قصد داشت از این دیار بگذرد و به داد کوفه و کوفیانش برسد.
گلهای رشید خاندان نبوّت و صحابی پیامبر اسلام (ص) همراه این قافله بودند.
کودکان آل رسول (ص) گرداگرد کاروان میدویدند.
طفل شیرخوار اباعبدالله (ع) در آغوش مادر آرمیده بود و دختران حرم نظارهگر خواب آرام و شیرین پارۀ تن امام...
زینب (س) نظارهگر دو علمدار و برادر خود بود و به قامت رشیدشان بر خود میبالید.
چه کاروان سراسر نوری... چه مردمان منتخبی.... چه نیکوسرشتانی ....
خوشا به سعادت آن کاروانیان که سرور جوانان بهشت قافلهسالارشان بود.
چهل روز میگذرد و باز هم همان قافله است که این بار قصد کربلا دارد...
ولی آیا این همان قافله است؟
پس علمدار بلند قامت قافله کجاست؟
چرا رباب دیگر فرزندش را به آغوش ندارد؟
پس سه سالۀ کاروان کجاست؟
کجاست سبط پیامبر (ص) که شبیهترینش بود؟
کجاست عموی کودکان قافله؟
کجایند برادران و پسران زینب (س)؟
آیا این همان قافله است که چهل روز پیش، قصد گذشتن از کربلا را داشت؟
آیا این زن خمیده همان است که در خانۀ پیامبر (ص) بزرگ شده بود؟
کجاست برادر زینب (س) که ساعتی از او دور نمیشد؟
مگر مادرش زهرا (س) سفارش نکرده بود که حسینش (ع) را تنها نگذارد؟
پس حسینش (ع) کجاست؟
چه بر سر این کاروان آمده است که شال عزا به گردن دارند؟
آیا این همان قافله است؟
چه گهرهایی با ارزش در این سرزمین جا گذاشتهاند که دوباره به سویش باز گشتهاند...
مگر کودکان هوای مدینه نکرده بودند؟ پس چرا دوباره کاروان راهی کربلا شد؟
شاید فراموش کردهام که کاروان دیگر کودکی ندارد.........
آقای من؛ چشم به راه روزی هستیم که بیایی و انتقام رقیه و سکینه و زینب و ام کلثوم را از دشمنان خدا و دینش بستانی؛
منتظر روزی هستیم که نوای أنا المنتقم تو را بشنویم.......
آجرک الله یا بقیةالله
«بسم رب الشهدا و الصديقين»
یا مهـــدی صاحب زمان (عج)، جانم به قربانت بیا
روشن کن این ظلمتسرا ، دستم به دامانت، بیا
آرام جــــــان ما تویی؛ کــــــام و روان ما تــــــویی
جانها فـــــدای چشــــم تو؛ با نای قــــــرآنت بیا
مخمــــــــور جام بادهام؛ مستـــم ز پــا افـــتادهام
چشمان طفل و مرد و زن؛ گشته چراغانت بیـــــا
ای حجّـت و نــور خدا، غایب ز چه از دیــــــدهها؟
دادم قســـم جانـــا تو را؛ بر جـــان جانانت بیـــــا
عالــــــم همه خواهـــان تو؛ سر در خط فرمان تو
میــــزان فقط میزان تو؛ با عــــدل و میزانت بیـــــا
عصیانگران در این جهان ظلم و خدیعت میکنند
بهر ســــر گردنکــــــشان؛ با تیــــغ برّانت بیـــــــا
ای عاشـق ایــزد پسند؛ بنما نظر بر «هوشمند»
من را رهـا بنـــمای بنــد؛ با لطف شایانت بیــــــا
.jpg)
سلام بر آخرین گل آل یاسین؛
سلام بر بقیة الله؛
سلام بر تو ای عصارۀ تقوا و فضیلت؛
سلام بر تو ای باقیماندۀ خلف انبیا و صلحا و امامان راستین؛
و سلام بر هنگام ظهور و حضورت...
پنجشنبهها به امید آمدنت، به انتظار جمعه مینشینیم و منتظریم تا بیایی و دنیامان را سرشار از رحمت و نورانیّت کنی....
منتظریم بیایی و به وعدههای پدرانت جامۀ عمل بپوشانی....
منتظریم بیایی تا انتقام دل خونین زینب (س) را از دشمنان خدا و پیامبرانش بستانی...
میدانم که میدانی!
عالم همه در انتظار تو هستند....
همه چشم به راه عدلت هستند؛
همه باور دارند خواهی آمد، هرچند انکارت کنند و به ظاهر، باورت نداشته باشند!
میدانیم که روزی در همین نزدیکیها خواهی آمد....
و ما منتظرت هستیم؛ منتظر روزی در همین نزدیکیها....
(خرم آن روز كه آن دلبر جانان آيد -:- درد هجران رَود و چاره و درمان آيد)
اماما، شرمندهایم از اینکه خانۀ دل را برای حکمرانی تو پاک نساختهایم و از کاروان عاشقان تو عقب ماندهایم.
موعودا، بوجهلها بسیار شدهاند؛
بولهبها نیز بسیار شدهاند و نهیب کینههایشان سرکش است و سوزنده...
توان دیدن هیچ زیبایی را ندارند. دوست دارند همه چیز را خاکستری ببینند.
اما ما میدانیم که خواهی آمد و جهان را به نور خدادادیت منوّر خواهی کرد.
میدانیم که شب هر چه هم طولانی شده باشد، آن صبح سپید موعود خواهد آمد....
التماس دعا
اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب العصر و الزمان
